کاش میتونسم یه درخت نارنج تو اتاقم داشته باشم و تو فصل بهار، شکوفه هاشو بکنم و فرو کنم تو دماغم بعدشم بر اثر مستی بخاطر بوی بهارنارنج و کمبود اکسیژن دعوت حق را لبیک بگم.
من کلی کار دارم ولی بهار مانع انجام کارام میشه.
چرا؟ چون انقد هوا خوب و لطیفه و بوی خوب شکوفه ها تو هوا پیچیده که نمیتونم نخوابم.
عین آدمای معتاد چشمامو به زور باز نگه داشتم.
تعطیلات تموم شد
پولام تموم شد
خودمم تموم شدم
حالا با این فروردینی ک تموم نمیشه چه کنم؟
خدایا شکرت چون دیگه قرار نیست هیچوقت سر کلاسای زبان انگلیسی و عربی و ریاضی و فارسی بشینم
هرچقدر هم که اوضاع خراب باشه باز یادم میوفته که نباید خرداد آزمون اینارو بدم دلم آروم میشه بخدا