صدایت میزنم ، سکوت میشنوم
نگاهت میکنم ، چشم میبندی
چه شد که دستهایمان اینگونه با فاصلهها انس گرفت ؟
چه شد که این گونه گمت کردم ، گم شدم
چه شد که گم شدیم ؟
روزنامهها هرگز نمیدانند تمام اتفاقهای تلخ جهان میتواند از فنجانی چای شروع شود .
و گاهی دریا در سکوت رفتن کسی
غرق میشود .
˒ خسوف ˓
هرشب هستم حرم تو ولی میبینم که دوباره خابم انگار : ) حسین طاهری .
تو وجودت واسه من شبیه خون تو رگه .
حسین ستوده .