نوشتـه بود :
غمگینتر از شـبِ جمعه، شـبِ نیمهی شعبانه ! فکـر کن تمامِ شهر چراغـونی بشه ،
شیرینی و شربـت و شادی؛
ولی خودِ کـسی ك تولدشـه نیومده باشه . . ( :
عمیقاً به ترکیبی از پاییز ، قهوه، بارون ، کافه ، لباسای چهارخونه ، هودی و بوت نیاز دارم .
قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنک
باز لبخند بزن، قهوه شکر میخواهد !
صفورا یال وردی .