3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷چه میکنه ایراااان
تیم کشتی فرنگی ایران قهرمان جهان شد.
یک سال دو قهرمانی جهان کشتی
هم کشتی آزاد
هم کشتی فرنگی
@khtkhati 📝 خطخطی
ریاضـــی به درد نخور
بچهها توی سالن پذیرایی دنبال هم میدویدند و بازی میکردند. عمه با وجود آن همه سر و صدا روی مبل نشسته بود. کتابی در دست داشت و هر از چند گاهی چند صفحهای میخواند که بحثی نظرش را جلب کرد. سرش را بلند کرد و گفت: اگر بچه شما را به ریاضی علاقمند کردم جایزهاش چیست؟
برادرش که مشتاق شده بود با هیجان گفت: چطوری حل میکنی؟ من و مامانش نتوانستیم. تو چطوری میتوانی؟!
عمه گفت: راهحلش خیلی ساده است. این بچه به ریاضی علاقه ندارد؟ درس نمیخواند؟ میدانید چرا؟ چون نمیداند چرا باید ریاضی بخواند چون نمیداند ریاضی به چه دردش میخورد.
داداش که انگار بار بزرگی از دوشش برداشته شده باشد لبخندی زد و گفت: هر چه که بخواهی میدهم.
عمه گفت: از فردا بگذارید خریدهای خانه را او انجام دهد. فقط به او پول بدهید نه کارت و حساب و کتاب خرید را هم از او بخواهید.
نه نمیشود. سنی ندارد. خطرناک است تنهایی برود برای خرید.
چرا نمیشود الان هشت سالش است. او میتواند خریدهای کوچک را انجام بدهد.
سکوتی متفکرانه حاکم شد که نتیجهاش علاقمندی فرزند دلبندشان به درس ریاضی بود.
سالها از آن روز میگذرد و اکنون او برای خودش کسب و کار آبرومندی دارد.
@khtkhati 📝 خطخطی
خب؛ حالا که چی؟
دیگر کلافه شده بود. هر کاری میکرد نمیتوانست مامان را راضی کند. او فقط به مهارتهای زنانه علاقه داشت. خیاطی، آشپزی، قلاببافی. نسبت به بقیه مهارتها بیتفاوت بود و چیزی نمیگفت.
در حد کفایت آنها را هم بلد بود حتی بیشتر از کفایت. آچار فرانسوی بود برای خودش. دیپلم خیاطی داشت و لباسهای خانواده را میدوخت. از آشپزیاش همه تعریف میکردند و بافتنیهایش زبانزد فامیل بود.
بعد از کلاس زبان روی نیمکت ایستگاه، منتظر اتوبوس نشسته بود که شنید:
خب، حالا که چی؟! این همه زبانی که خواندی خب که چی؟! چی شد؟!
برگشت و اطرافش را نگاه کرد. خبری از مامان نبود اما صدایش همچنان در سرش بنگبنگ میکرد. خب، حالا که چی؟!
به فکر فرو رفت. جرقهای مثل برق از ذهنش گذشت و فتیله عقلش را روشن کرد.
راست میگوید مامان، چرا تا حالا نفهمیدم؟!خی چرا زبان میخوانم؟ میخواهم به کجا برسم؟ زمان میگذارم زبان بخوانم تا چه چیزی را به دست بیاورم؟
تمام کارهایی را که تا این سن انجام داده بود مرور کرد. از اول تا آخر. تصمیم مهمی گرفته بود و حالا میدانست چه باید بکند. همانجا کاغذ و دفتری درآورد و شروع به نوشتن کرد. یکییکی کارهایی را که انجام داده بود نوشت بعد جلوی هر کدام نوشت که برای چه هدفی آنها را یاد گرفته است.
یادگیری شنا- مربیگری شنا> من که رشته، تخصص و کارم چیز دیگری است. وقت آموزش شنا دادن ندارم = همین چهار شنا کافیست همین که دیگر از آب نمیترسم و میتوانم در عمیق شنا کنم بس است.
نماز- میخواهم به خدا نزدیک باشم خیلیخیلی نزدیک> دوست دارم نمازهایم عاشقانه باشد مثل نامههای یک عاشق به معشوقش پر از حس زیبای دوستداشتن...
وقتی نوشتنش تمام شد لبخندی زد و گفت ممنون مامان، درس خوبی به من دادی. از الان میدانم هر کاری را که انجام میدهم برای چه چیزی است و تکرار کرد: خب؛ حالا که چی؟! برخلاف همیشه حالا به این حرف خندید. از ته دل خندید. یک خنده کاشفانه...
با صدای بوق اتوبوس به خودش آمد. دفترش را جمع کرد تا سوار دنیای جدیدش شود.
@khtkhati 📝 خطخطی
✔️ سوال؛
آیا تحریم کالاهای اسرائیلی فایدهای دارد؟
✔️ پاسخ؛
میلیونها دلار انبه در اسرائیل پوسید
روزنامۀ اقتصادی مارکر در گزارشی نوشته: اروپا که حدود ۳۲ درصد صادرات اسرائیل را جذب میکرد، اکنون درهای خود را به روی محصولات اسرائیلی بسته و این ضربۀ بزرگی به بخشهایی چون صادرات انبه وارد کرده است. برخی کشاورزان بیش از ۱۰۰ تن انبه در باغهای خود را در حال نابودی میبینند.
✔️ نتیجه؛
پس چی فکر کردین؟!
امروز نوبت انبه است، فردا نوبت آووکادو و پسفردا گوجهفرنگی تا نابودی اسرائیل و آزادی باغهای زیتون فلسطین🇵🇸...
⭕️ تو چه میکنی؟!
@khtkhati 📝 خطخطی
بوی ماه مهر و بازگشایی مدارس
مدرسه: متهم ردیف اول
زنگ مدرسه: ترتیب و نظم
کلاس: امید زنگ تفریح دوباره، درس و سواد
معلم: پای تخته دلها، خوبها، بدها(+/-)
مدیر: مجهول همیشگی (x)
ناظم: جوینده معلول و علتهای حوادث (=)
تقلب: آخرین پناه تنبل درسنخوانده
نیمکت: دفتر خاطرات
نیمکت اول کلاس: ریز جثهها و بندانگشتیهای کلاس
نیمکت آخر کلاس: خوشنشینان متقلب؛ دیدهبانان بلندقامت
مبصر: زرنگ جانفشان، نوکر بیجیره و مواجب
گچ: معشوق عاشقان تخته نگاری زنگ تفریح
تختهپاککن: گمشده همیشگی
سواد: مظلوم بیصدا
@khtkhati 📝 خطخطی
زنگ مدرســـه
فارسی: روح جاری عشقهای نداشته
زبانانگلیسی: همان زبان استکبار و اجبار
عربی: پیشنیاز قران و دینی
علوم: آزمایشات عملی خانه خراب کن
دیکته: منفور راحتطلبان باری به هر جهت بنویس
انشا: هر کسی نوشته به جز همانی که باید مینوشته
تاریخ: چیبودیم، چیشدیم، چیخواهیم شد
جغرافیا: چیداشتیم؛ چی داریم؛ چیخواهیم داشت
ریاضی: معلومات+اقتصاد-مجهولات= زندگی
نقاشی: فرصت جبران درسهای عقبمانده
ورزش: بپربالا،بپربهچپ، بپربهراست
@khtkhati 📝 خطخطی
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر+پدر+خواهر+برادر=خانواده
کسی که هیچ نمی دهد، هیچ ندارد.
خوشبختی این است که دیگران را دوست داشته باشی...
@khtkhati 📝 خطخطی