#جزیزه_اپستین
بهحدی تکاندهنده، وحشتناک و فاجعهبار است که عقل انسان از تأمل دربارهی ابعادش پا پسمیکشد.
عمق حیوانیت و درندگی کسانی که حتی از نوزادان هم نگذشتند غیرقابل تصور و باور است.
این فاجعه انسانی، هم جهانی و هم تاریخی است. بردگی جنسی در پشت نقاب تزیین شده آزادی، دموکراسی و برابری زن و مرد دستاورد ننگین آنان برای بشریت امروز است.
هر کسی که عمق این فاجعه را با تمام وجودش درک کند بیشک از اعماق وجودش، دادخواهی را میخواند که داد مظلومان را بستاند.
شرم از انتشار عکس و تصویر دارم.
@khtkhati 📝 خطخطی
پرونده اپستین یک باجگیری بزرگ برای پیشبرد اهداف رژیم صهیونسیتی است. دستگاه امنیتی رژیم از بسیاری از #رهبران_آلوده دنیا آتو دارد و اهدافش را با آن پیش میبرد.
سیاست خیلی سادهتر از دهههای قبل شده ...
@khtkhati 📝 خطخطی
خـــودم مقصــــرم
بعد از مدتها باید در یک صبح سرد پاییزی با اتوبوس میرفتم سرکار. خیلی وقت بود سوار اتوبوس نشده بودم. در ایستگاه، تابلوی راهنما را نگاه میکردم که اتوبوس رسید. وقتی نشستم تغییر را در صندلی گرم و نرم احساس کردم. آخرین باری که اتوبوس سوار شدم صندلیها پلاستیکی بود. توی زمستان یخ در تابستان داغ. چقدر تغییر؟! گوشیام را درآوردم و مشغول مطالعه مطلبی از یک صفحه شدم. یک دفعه احساس کردم رسیدم مقصد از ترس اینکه جانمونم سریع پیاده شدم اما خیابان عجیب بود. هاج و واج اطرافم را نگاه کردم. رفتم جلو از راننده پرسیدم: بهارستانه؟!
راننده جواب داد: بله.
دوباره نگاهی به اطراف انداختم انگار یک جای کار اشکال داشت. چشم میگفت نیست اما عقل تایید نمیکرد. توی خیابان بودم اما ذهنم هنوز درگیر گوشی و مطلبش بود. دوباره با تعجب پرسیدم: بهارستانه؟!
و راننده باز جواب داد: بله.
از اتوبوس فاصله گرفتم. دربهای اتوبوس بسته شد و رفت.
آمدم سمت پیادهرو با دقت اطراف را دید زدم. هر چی زمان کنار گذاشتن گوشی بیشتر میشد حواسم جمعتر میشد. دیگر مطمئن شدم که اینجا میدان شهداست نه بهارستان. ظاهرا ایستگاه هم نبوده که راننده نگه داشت. حرکت کردم تا به جایگاه ایستگاه اتوبوس برسم تا دوباره سوار شوم.
در راه کلی راننده را بد و بیراه گفتم که چرا درست جواب نداد. صاحب مطلب را هم توبیخ میکردم که چرا مرا غرق در مطلبش کرد.
کمی که حرکت کردم حواسم سرجایش آمد. دیدم راننده تقصیری نداشته فکر کرده که من دارم مقصد را میپرسم. یعنی میگم: این اتوبوس بهارستان میرود؟ خب جواب داده: بله.
صاحب مطلبی هم که داشتم میخواندم بیگناه بود. این من بودم که سراغ او و مطلبش رفتم نه اینکه او بیاید سراغ من.
پس این وسط فقط میماند شخص شخیص خودم. خودم اول و آخر مقصر بودم. آنقدر سرگرم گوشی شدم که از زمین و زمان و مکان غافل شدم. هیچکس و هیچچیزی را نمیتوانستم سرزنش کنم و مقصر بدانم جز خــــــودم را.
@khtkhati 📝 خطخطی
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه از آن رفتگان بیبرگشت ...
چهلم ۲۴۲۷ شهید 🖤🖤
@khtkhati 📝 خطخطی