eitaa logo
مداحی و ختم خوانی نوحه های ناب
3.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
98 فایل
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد به مدیریت کربلایی محمد تقی سبحانی مداح اهل بیت (ع) @mohammadd1352
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃 ✍حضرت ابراهیم علیه السلام بسیار بود و تا میهمان به خانه او نمى‏ آمد، غذا نمى‏ خورد. ▪️زمانی فرا رسيد كه يك شبانه روز، هیچ میهمانی بر او وارد نشد؛ پس از خانه بيرون آمد و به جستجوى میهمان پرداخت. ▫️ را ديد، جوياى حال او شد، ولی فهميد آن پيرمرد، بت پرست است. حضرت ابراهيم گفت: «افسوس! اگر نبودی، میهمان من می ‏شدى و از غذاى من مى ‏خوردى» پيرمرد از كنار ابراهيم گذشت. ▪️در اين هنگام بر ابراهيم نازل شد و گفت: «خداوند مى‏ فرمايد اين پيرمرد، هفتاد سال مشرك و بت پرست بود، ولی ما رزق او را كم نكرديم. اينك که غذای يك روز او را به تو حواله نموديم، تو به خاطر بت‏ پرستى، به او غذا ندادى!» ▫️ عليه ‏السلام پشيمان شد و به جستجوى آن پيرمرد رفت. او را پيدا كرد و با اصرار به خانه خود دعوت نمود. پيرمرد بت پرست گفت: «چرا بار اول مرا رد كردى، ولی حالا دعوت می کنی؟» ▪️حضرت ابراهيم ، پيام و هشدار خداوند را به او خبر داد. ▫️پيرمرد به فكر فرو رفت و گفت: «نافرمانى از چنين خداوند بزرگوارى، دور از مروت و جوانمردى است.» ✍آن گاه به یگانگی خداوند اقرار نمود و آيين ابراهيم عليه‏ السلام را پذیرفت.
@babolharam_netمداحی آنلاین - اهل دردم غم هادی دارم - کریمی.mp3
زمان: حجم: 5.9M
|⇦اهل دردم غمِ... علیه السلام به نفس حاج محمود کریمی ●━━━━━━─────── امام هادی(ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود، فرمودند: از این کار خودداری کن؛ زیرا تملّق بسیار، بدگمانی به بار می‌آورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستی، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده.
طریق عاشقی مداح : حاج عبدالرضا هلالی @@@@ صدای روضه رباب و لالایی عمو میاره مشک آب رو لالایی با پای خسته با دل شکسته با اشک و التماس و دعای پدر و مادر و رفیقاش کوله اش رو بسته هنوز نرفته رفته تو طریق و خاطرات مثل چای تا کمر پر از شکر عمیق و شیرین و دلربا بدون انتها طریق عاشقی نجف به کربلا قدم قدم میام و منم همون که بازم توی طریقم و طریق عشق رو یاد میگیرم همین که خیره میشم تو چشمای یه خادم برات کربلا رو میگیرم برات میمیرم خجالت زدم تا آخر زندگیم چون تو رو خط زدم از دفتر زندگیم آخه من یادم رفت اولین خیمه عزای تو کودکیم زیر چادر سیاه مادرم بود دستش زیر سرم بود صدای روضه رباب و لالایی عمو میاره مشک آب رو لالایی لالا لالا گل پونه بیا با هم بریم خونه اشک مادرم رو گونه هام می افتاد و صدای روضه توی گوشم میپیچید که مشک پاره پاره یه قطره آب نداره غصه نخور علی جون شاید بارون بباره با پای خسته با دل شکسته با اشک و التماس و دعای پدر و مادر و رفیقاش کوله اش رو بسته
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭐خدایا هر کی این شب‌ها 🌺گرفتار ناخوشی شده، ⭐گره های زندگیشو باز کن 🌺خدایا بیا و گذشته بد مارا ⭐به یک آینده خوب تبدیل کن... 🌺بیا کمی با هم دعا کنیم ⭐بیا برای حالِ خوبِ جهانمان دعا کنیم 🌺که خدا آماده است برای شنیدن ⭐بیا دعا کنیم خداوند متعال 🌺بیماری را از زندگی همه دور کند ⭐بیا دعا کنیم هیچکس مریض نشود 🌺و کسی مریض دار نباشد... ⭐خدایا همه را در آرامش قرارده 🌺شبتون آرام و در پناه خدا
🌹ای همہ‌، هستی‌ من‌ 🌹حضرت‌ِ ارباب‌ سلام 🌹ای دلیـــلِ‌ تپشِ‌ 🌹این‌ دلِ‌ بی‌تاب‌ سلام 🌤 👇👇👇 @Madahie_Torki
♦️‌سلام امام زمانم 🔹‌سلام مهدےجان️ 🔹‌کمتر رُخِ خويش را زِمن پنهان كن.. 🔹‌بيمارِ تواَم درد مرا درمان كن.. 🔹‌اين آرزويم بَرآر،تا آخر عُمر 🔹‌يك جمعہ مرا به خيمه ات مهمان كن.. 🌺🌺🌺🌺🌺
🍃🌸🍃🌸 🍃🌸 🍃 ✍روزی راهبی با جمعی از مسیحیان به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)آمدند در حالیکه طلا و جواهر و اشیاء گرانبها داشتند. 🔸پس راهب رو کرد به جماعتی که در آنجا حضور داشتند ( أبوبکر نیز در بین جماعت بود ) و سوال کرد "خلیفه ی نبی و امین او چه کسی است؟" پس جمعیت حاضر ، ابوبکر را نشان دادند ، پس 🔹راهب رو به ابوبکر کرده و پرسید نامت چیست؟ ابوبکر گفت ، نامم "عتیق" است راهب پرسید نام دیگرت چیست؟ گفت نام دیگرم "صدیق" است. راهب سوال کرد نام دیگری هم داری؟ ابو بکر گفت "نه هرگز" پس راهب گفت گمان کنم آنکه در پی او هستم شخص دیگریست. 🔸ابوبکر گفت دنبال چه هستی؟ راهب پاسخ داد من با جمعی از مسیحیان از روم آمدم و جواهر و اشیاء گرانبها آوردیم و هدف ما این است که از خلیفه ی مسلمین چند سوال بپرسیم ، پس اگر توانست به سوالات ما پاسخ دهد تمام این هدایای ارزنده را به او میبخشیم تا بین مسلمانان قسمت کند و اگر نتوانست سوالات ما را پاسخ دهد اینجا را ترک کرده و به سرزمین خود باز میگردیم. 🔹ابوبکر گفت سوالاتت را بپرس ، راهب گفت باید به من امان نامه بدهی تا آزادانه سوالاتم را مطرح کنم و ابوبکر گفت در امانی ، پس سوالاتت را بپرس. ▪️راهب سه سوالش را مطرح کرد: 1)ما هو الشئ الذی لیس لله؟ چه چیزاست که از آن خدا نیست؟ 2)ما هو شئ لیس عندالله؟ چه چیزاست که در نزد خدا نیست؟ 3)ما هو الشئ الذی لا یعلمه الله؟ آن چیست که خدا آن را نمیداند؟ 🔸پس ابوبکر پس از مکثی طولانی گفت باید از عمر کمک بخواهم ، پس بدنبال عمر فرستاد و راهب سوالاتش را مطرح کرد ، عمر که از پاسخ عاجز ماند پس بدنبال عثمان فرستاد و عثمان نیز از این سوالات جا خورد ، و جمعیت گفتند چه سوالیست که میپرسی؟خدا همه چیز دارد و همه چیز را میداند. 🔹راهب نا امید گشته قصد بازگشت به روم کرد ، ابوبکر گفت : ای دشمن خدا اگر عهد بر امان دادنت نبسته بودم زمین را به خونت رنگین می کردم . 🔸سلمان فارسی که شاهد ماجرا بود بسرعت خود را به امام علی (ع)رسانده و ماجرا را تعریف کرد و از امام خواست که به سرعت خودش را به آنجا برساند. 🔹پس امام علی علیه‌السلام با پسرانش امام حسن (ع )و امام حسین (ع )میان جمعیت حاضر و با احترام و تکبیر جماعت حاضر مواجه شدند. 🔸ابوبکر خطاب به راهب گفت ، آنکه در جست و جویش هستی آمد ، پس هر سوالی داری از علی (ع) بپرس! راهب رو به امام علی (ع) کرده و پرسید نامت چیست؟ 🔹امام علی (ع) فرمودند: نامم نزد یهودیان "" نزد مسیحیان "" نزد پدرم "" و نزد "حیدر" است. پس راهب گفت ، نسبتت با نبی (ص) چیست؟ امام (ع )فرمودند: او برادر و پسرعموى من است و نیز داماد او هستم. 🔸پس راهب گفت ، به عیسی بن مریم قسم که مقصود و گمشده ی من تو بودی. پس به سوالاتم پاسخ بده و دوباره سوالاتش را مطرح کرد. امام علی (ع) پاسخ دادند: فإن الله تعالی أحد لیس له صاحبة و لا ولدا فلیس من الله ظلم لأحد و فإن الله لا یعلم شریکا فی الملک 🔹آنچه خدا ندارد ، زن و فرزند است. 🔹آنچه نزد خدا نیست ، ظلم است 🔹و آنچه خدا نمیداند ، شریک و همتا برای خود است 🔸پس راهب با شنیدن این پاسخها ، امام علی را به سینه فشرد و بین دو چشم مبارکش را بوسید و گفت: "أشهد أن لا اله إلا الله و أن محمد رسول الله و أشهد أنک وصیه و خلیفته و أمین هذه الامة و معدن الحکمة" ✅به درستی که نامت درتورات إلیا و در انجیل ایلیا و در قرآن علی و در کتابهای پیشین حیدر است ، پس براستی تو خلیفه ی بر حق پیامبری، سپس تمام هدایا را به امام علی (ع) تقدیم کرد و امام در همانجا اموال را بین مسلمین قسمت کرد. ✍عزيزان (ع) توفيقيست كه نصيب هركسي نميشود. ⬅️ پیامبر(ص)فرمود:هرکس فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع)را نشردهد، مادامیکه از ان نوشته اثری باقیست ملائکة الله برای او استغفار می کنند ) ✅ 📚منبع : کتاب الإحتجاج مرحوم طبرسی ره ، ج۱ ص: ۲۰۵ تا ۲۰۷
•چش من کم سو شده... و توسل به امام هادی علیه السلام اجرا شده در سال۱۴۰۰ چش من کم سو شده، کارم تمومه بغض غم‌ چند وقتیه، توی گلومه خسته شدم از این تبعید امیدمن شد نامید وفا ندارن این مردم چی بگم از دست اینها حکایت کوفه است اینجا حیا ندارن این مردم بعد عُمری ببین آخر، کجاها من رو آوُردن شبیه عمه و جدّم، منو بزم شراب بردن امون ای دل، امون ای دل .‌.. رسیده‌ جون به لیم، از دست اینها میخونم با هر نفس، مدد یا زهرا یاد مدینه افتادم نمیره داغت از یادم روضه میخونم زیر لب بشکنه دست اون‌ نامرد که صورتت رو نیلی کرد جلوی چشمای زینب به غرورِ حسن برخورد، که شدی رو زمین پرپر ملائک گریه میکردن، واسه چشم‌ تره حیدر امون ای دل، امون ای دل... آسمونه سامرا، به رنگ خونه دل من تو‌ کربلاست، خدا میدونه شکر خدا شد تقدیرم با لب تشنه میمیرم میسوزم از زهر دشمن اگه تک‌وتنها بودم غریب سامرا بودم در اَمونه ناموسه من لب گودال ومی بینم، پریشون خواهر افتاده ته گودال ومی بینم، از نفس مادر افتاده امون ای دل، امون ای دل .‌..
┄━═✿♡﷽♡✿═━┄ ➖➖➖➖➖ گهی بتول گوزی یاشلی کربلایه گیدر ➖➖➖➖➖ حالات حضرت امام هادی علیه السلام به . . . مرحوم سعدی زمان . . گهی بتول گوزی یاشلی کربلایه گیدر گهی بقیعه گهی سُرّ مَن رَآیَه گیدر . امام نور هدادور خدایه آیت دور امام قدرت قهّاره بیر علامتدور . امام اولماسا اولماز بو عالم تکوین مدار عالم امکان وجود حجّت دور . امام اولماسا افلاک برقرار اولماز قوام ارض و سمایه امام علّت دور . اودور خلایقه واجبدی امر و نهی امام علی ولایتی شرط قبول طاعت دور . ولایت اولماسا اسلام فایده ویرمز امام معرفتی افضل عبادتدور . تمام عبادت و طاعات فرض اولونسا جسد جسد ایچینده فقط روح بیر ولایت دور . رسول اکرم ایدوب اون ایکی وصی تعیین اولار امام امم ، پیشوای امّت دور . بو اون ایکی نفرون دوردونون علیدور آدی او آدلار عرش خدای جلیله زینت دور . بیری بقیعیده اوز جدینون مزارینده بریسی طوسیده ...
نوحه شهادت حضرت امام هادی (ع)   آغلا اَیا فاطمه ، ناله و فریاده گل اوغلون علیّ النّقی ، جان وئروری داده گل   اولمادی اوغلانلارون دهریده بیر شاد اولا غصّه و غمدن خانم لحظه ای آزاد اولا شغل لری دائماً ناله و فریاد اولا هئچ بیرینون گُل یوزی گُلمَدی دنیاده گل   اُول متوکّل لعین اوغلووا اولدی دُچار کینیله باطنده کی بغضون ائدوب آشکار قویمادی راحت قالا چوخ اونا وئردی فشار هر نه خیاله گلور ائتدی او ناشاده گل   جدّی پیمبردن هئچ ائتمدی شرم و حیا آت دوشینه سالدی گَه اوغلووی اُول بی حیا قصد ائلیوبدور هامی خلق آرا توهین اولا دادینه باری اؤزون عالم معناده گل   بیر ستمِ ناگوار ائتدی او خانه خراب حاضر ائدوب مجلسه اوغلووی ائتموب حجاب عیش بساطین قوروب میل ائلیوبدور شراب اوغلووا تارُف ائدوب الده دوتوب باده گل   قورخمادی خلّاقیدن ایلمیوب شرم و عار ائتدی مکرر سوزون دشمن پروردگار قالدی نه حاله بالان ایلدی چوخ آه و زار چاره سی یوخ نیلسون باری سن امداده گل   بس که گوروبدور فشار گول کیمی رنگی سولوب قلب شریفی خانم درد و غمیلن دولوب دشمن الینده بالان آخری مسموم اولوب ائتماقا چاره اؤزون دوغرانان اکباده گل   گل بیر اؤزون قیل نظر گور که نه حاله قالوب زهر جفا عاقبت اوغلووی دلدن سالوب بسکه مؤثر اولوب طاقتین الدن آلوب گوزلری یول سسلوری هی سنی فریاده گل بو بالاوون غملری چوخ سنه ایلوب اثر شامیده یا قلبیوه چوخ یتیشوبدور کدر؟ مجلس آرا صف چکوب عترت خیر البشر زینبون آغلور دیور ای آنا فریاده گل   اولمادی بُلمم ندن بیله جهانی خراب اوندا که قوردی یزید شامده بزم شراب ناخوشی ساخلوب ایاق اوسته قولوندا طناب من دیه بولَّم دیور ای آنا جان داده گل   «شوری» اماموندی بو ائتگیله چوخ آه و زار سامره ده گورموسن یاخشی گوزل قبری وار بیرده سنون اولسا گر قسمتون اول دورت مزار اؤز حرمینده دئنه آی آقا جان داده گل شوری تبریزی