|⇦•سوی قم از مدینه یار آمد..
#ذکر_توسل به ساحت مقدس کریمۀ اهلِ بیت حضرت معصومه سلام الله علیها به مناسبت ورود پر خیر و برکت حضرت به شهر قم
«اَلسَّلامُ عَلَیكِ یا سَیِّدَتی وَ مَوْلاتی یا فاطِمَةُ بِنْت مُوسَی بنِ جَعفَرٍ»
سوی قم از مدینه یار آمد
با وجودیکه بی قرار آمد
همۀ شهر غرق استقبال
خواهر این بار با وقار آمد
همه اش احترام می کردند
دسته دسته سلام می کردند
همه جا مِهر بود و گلباران
حقِّ او را تمام می کردند
هیچکس ناسزا نگفت به او
جز درود و ثنا نگفت به او
هیچکس وقت آمدن غیر از
آیۀ انّما نگفت به او
قم عجب میهمان نوازی کرد
تا ابد ماند و سر فرازی کرد
قم عجب کرد آبرو داری
کوفه با آبرو چه بازی کرد
خوب شد که سری به نیزه ندید
خوب شد هیچ حرف بَد نشنید
خوب شد وقت دست و پا زدنِ
نیمه جانِ برادرش نرسید
ای امان از غریبیِ زینب
وای از غم نصیبی زینب
هیچ چشمی به شام و کوفه ندید
در بلا بی شکیبیِ زینب
از ورودش به شهرِ خود ای داد
محملش طعمه ، کوفیان صیاد
در تکاپوی خطبه ای غرّا
چشم زینب به نیزه ای اُفتاد
تا کنون ماه خویش را از دود
این چنینش ندیده بود کبود
ماهِ خاکستری! کجا بودی؟
جایِ تو در تنور خانه نبود!
بر یتیمت نظاره کن کم کم
آب شد قلب کوچکش نم نم
ای سرت رویِ نیزه چون کعبه
چشمۀ اشک چشمِ من زمزم
بسکه همچون حسین محو خداست
درد و غم پیش چشم او زیباست
تا خدا همچو زینبی دارد
پرچمش تا همیشه پا برجاست
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#عاشقی نقطۀ پایانی درماندگی..
#مدح_خوانی و توسل ویژۀ دهۀ کرامت و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن. صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
عاشقی، نقطۀ پایانی درماندگی است
عاطفه، مزّۀ شیرینیِ سرزندگی است
عشق، در مکتبِ توحیدی ما،بندگی است
فِیضِ دارندگی اصلاً به برازندگی است
"اشک" دارایی ما بوده که سرچشمه شدیم
از طفولیّتمان خادم معصومه "س" شدیم
آفتابی است که در ظلمت شب گُم نشود
رود نوری است که درگیر تلاطم نشود
باغ سبزی است که در ذهن تجسم نشود
هیچ جایی حرم فاطمه ی قم نشود...
"السّلام ای حرمت شرح پریشانی ما"
السلام ای نفسِ شاه خراسانی ما
چهرۀ زشت زمین با قدمت زیبا شد
جسم بی جان تمامیِّ جهان احیا شد
سند فخر عجم تا به ابد امضا شد
تربت شهر تو تسبیح بهشتی ها شد
آن زمینی که شده لانۀ جبریل"قُم" است
شورهزاری که به دریا شده تبدیل"قُم" است
گنبد زرد تو خورشید فلک گسترمان
آسمانِ حرم ات آرزوی آخرمان
کاش دستی بکشی بر روی بال و پرمان
سایۀ مادری ات کم نشود از سرمان
دومین شافعۀ محشر ما هستی تو
مثل زهرا بخدا مادر ما هستی تو
آه ای شادیِ در حالِ عبور بابا
خنده ات مایۀ لبخندِ سرور بابا
بانیِ دردِدل وادی طور بابا
به خداوند تویی سنگ صبور بابا
"به فداکِ" مگر از آن لبِ تر می اُفتاد
هر زمان نامۀ تو دست پدر می افتاد
انبیا شیفتۀ مبحث خاصَ ات..،بانو
جان فدایِ دلِ توحیدشناس ات بانو
می شود با چه کسی کرد قیاس ات بانو!
مریم و آسیه شاگرد کلاس ات بانو
نمی از قطرۀ علم تو خودش یک دریاست
حوزۀ علمیه از برکت تو پابرجاست
جای جای حرم ات جنّت رضوانی هاست
گوشۀ صحن تو خلوتگهِ بارانی هاست
عبد کوی تو شدن اوج مسلمانی هاست
دامنت منشاء رزق همه ایرانی هاست
تشنگان را به لب جوی طهورا بفرست
"چادرت را بتکان روزی ما را بِفِرست"
بَرَکات تو به جانِ عَجَمت می چَسبد
ای کریمه ، چقدر اشک غمت می چسبد
گریه کردن سر خوانِ کرمت می چسبد
"یا رضا "داد زدن ، در حَرَمَت می چسبد
زائرت از همه دلگیر شده، رحمی کن
بخدا مشهد من دیر شده، رحمی کن
کاش در حین قنوت سحرت یاد شوم
من آلودۀ دلباخته هم شاد شوم
چه هراسی است،اگر طعمۀ صیّاد شوم
مطمئنَّم که به دستان تو آزاد شوم
چون برادر، به تو هم آمده خوشخو باشی
به گمانم که تو هم ضامن آهو باشی!
خاک ایران شرف عرش مُعلّی دارد
چون دو طوبای بهشتیِ خدا را دارد
مشهدش"حیدر" و قم "حضرت زهرا" دارد
روی دیده قدم آل نبی جا دارد
شُکر، این خاک دلِ پاکِ ولی را نشکست
شهر قُم حُرمَتِ ناموس علی را نشکست
بی حیایی وسط کوچه ندیده است کسی
ضربۀ سیلی مُهلک نچشیده است کسی
معجر دخترکی را نکشیده است کسی
لالۀ گوش!؟!به قرآن ندریده است کسی
آه ای عمۀ سادات، چه دیدی در شام
آه ای زینب کبری، چه کشیدی در شام
شاعر: #بردیا_محمدی
✅ ورود حضرت معصومه به قم
#حضرت_معصومه
⭐️⭐️⭐️
آئينه توحيد به قم مي آيد
يا خواهر خورشيد به قم مي آيد
نذر نفحات فاطمي اش صلوات
با آمدنش عيد به قم مي آيد
🔹
هم زمزمهي سبز بهاران با تو
هم روح بلند چشمه ساران با تو
از راه رسيدي و کويري تشنه
جنت شده، اي حضرت باران با تو
🔹
تا خاک مرا سرشت، يا معصومه
روي دل من نوشت: يا معصومه
يک پنجره پرواز مرا خواهد برد
از صحن تو تا بهشت، يا معصومه
🔹
⭐️⭐️⭐️
✍ شاعر:
#یوسف_رحیمی
⭐️⭐️⭐️
ورود پر برکت حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر مقدس قم
💐💐💐💐💐💐💐💐
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
کربلایی رحیم فیضی اردبیلی
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
السّلام ای حضرتمعصومه٬اینیکو سرشت
السّلام ای مرقدت زیباتر از باغ بهشت
حضرت بانوی ایران٬ جان فدای مَقدَمت
کرده مجنون زائران را شورِ اعجاز دَمَت
بُردهدل ازعرشیان٬ صحنوسرایِ خُرّمت
بر فرازِ شهر قم٬ آن اهتزازِ پرچمت
مرحبا ایرانیان را غرق عزّت کردهای
خاکِقمرا ازقدومت باغِجنّت کردهای
عمّهات زینب بُوَد٬ زهرای اَطهر مادرت
زائری بادست خالی برنگردد از درت
آسمانِ شهرقم روشن زِنور مَرقَدت
شهرقم شوریدگردارد زِشور مرقدت
سرمهٔ چشم ملائک خاک پاک قبر تو
ساکنان عرشاعلا٬ سینهچاک قبر تو
نام تو معصومه و ذاتت مُبَرّا از گناه
گوشهٔچشمتکُند هر زائری را سَربهراه
میدهیهر زائریرا درحریم خود پناه...
میشود دلداهٔ کویت دلش با یک نگاه
(فیضیم)یکزائر سرگشته درکُنج حَرَم
سایهٔ پُرمِهرتان کوتَه مَبادا از سَرم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
هدایت شده از رضا غلامپور(دلپاک)
زبانحال حضرت معصومه س
قارداش رضا فراقون اولوب چوخ گران منه
درد فراق قویمادی تاب و توان منه
باغلیر کتاب عمرومی دست اجل داخی
بیر نچه دم قوناقدی وجودیمده جان منه
بس رم ییوبدی توسن عمروم کی بیگمان
یوخدور خیالی وئرماقا بیرده عنان منه
بیر طائر شکسته پرم ائلیرم نوا
بام وصال اولمادی چون آشیان منه
وار صفحهٔ اورکده حکایت فراقیدن
هجرون اولوبدی غصه لی بیر داستان منه
تا یاندی شمع هجریله پروانهٔ وجود
بزم غم فراقیده اولدی اولان منه
استاد دهر ائتدی منی سنله امتحان
دوزدوم ولی نه سختیدی بو امتحان منه
سنلن گئدنده دوشدی یولا کاروان دل
سندن قیدی گه دئدی بو کاروان منه
ای خازن خزائن سلطان عالمین
مهریندی درج قلبیده درّ گران منه
اولسام مقیم چرخ نگاهون ستاره وار
حسرت چکر ستارهٔ هفت آسمان منه
آیینه دار نور جمالیندی آفتاب
گور نه وئریر جمالیوی قارداش نشان منه
ای ضامن غزال باجین صید غصه دور
صیاد غم غمونده ووروب ریسمان منه
ایلردیم آرزو یئتیشم فیض وصلیوه
من میهمان اولام سنه سن میزبان منه
افسوس اولا زیارتیوه نائل اولمادیم
چوخ گوردی بو زیارتی دور زمان منه
بیر اشکزا نگاهیله هنگامهٔ وداع
اولدی عیان مدینه ده سرّ نهان منه
بولدوم داخی وجودیوه حسرت قالار وطن
آیرلیماقوندان اولدی بو محنت عیان منه
صبح و مسا مدینهٔ طاهاده متصل
سندن صورا انیس اولوب اشک روان منه
هجرونده گوردی حالیمی کیم ای وفا شعار
گوزدن آخیب سرشکی دئدی باغریقان منه
گل گور نجه جفائیله گل تک سارالمیشام
غالب اولوب بهاریده فصل خزان منه
گل آل دیز اوسته باشیمی بیر درد دل ائداخ
بیرده گذشته لر کیمی اول همزبان منه
گل بیر گوروم جمالیوی آسوده جان وئریم
گورسم سنی اگر چه گلر بیرده جان منه
بیر حاله قالمیشام آتام اوغلی ملالیدن
آز عمروله دئمز بیری گورسه جوان منه
خسته باجون بو الکده قارداش جوان ئولور
گرچه دیوله چوخلاری قدی کمان منه
سیمرغ دل مقام ائلدی قاف همتی
قاصد یتوردی نامه وی تا ارمغان منه
دوشدوم مدینه دن یولا قارداش دیه دیه
امید طی راهیدی چون بو بیان منه
چوخ گویلوم ایستیری اوخیام بیرده نامه وی
وئرمیر ولی گوزوم یاشی افسوس امان منه
بیر صحنه شهر ساوده گوستردی گوئیا
رمزیله دشت کرببلادن جهان منه
نچه عم اوغلومیله نچه قارداشیم شهید
اولجاق آچیلدی ظلمیله باب فغان منه
اولدوم اسیر پنجهٔ غم گرچه من ولی
بیگانه اولمادی او زمان پاسبان منه
ای وارث حسین گل ئولور غملی زینبون
زینب ملالی ارث یئتیب بیگمان منه
عمّه م کیمی چوخ اولدی غمیم گرچه دهریده
قمچی ولیک وورمادی شمر و سنان منه
قارداش دالینجا چوللره دوشدوم ملالیله
اما شماتت ائیلمه دی کوفیان منه
قارداشیمین کسیلمدی مقتلده اللری
اول محنتیله وئرمدی غم ساربان منه
قور مجلس عزا باجیوه ملک طوسیده
قارداش او بزمیده اوزون اول نوحه خوان منه
دلپاک ایکی جهان اولارام کامیاب اگر
وئرسه صله بو سوزده امام زمان منه
طفلان زینب(س)
✍:سیدتقی سیفی اردبیلی
🎤: حاج سید روح الله پناهی
ای سرور و مولا حسین
بند دل زهرا حسین
اکبر ئولوب تک قالموسان
جان یا حسین جان یا حسین
ایثاره رخصت وئر منه
اوغلانلاریم قربان سنه
من زینبم غم خَسته سی
پاک عشقوین دل بسته سی
درده گتوردی قلبیمی
مقتلده کی هَل مِن سسی
یانسون گوروم دنیا بئله
قویدی سنی تنها حسین
عشقون ازل پیمان گونی
پی ریزی قرآن گونی
عهد ائتمیشم قربان وئرم
جانانیمه قربان گونی
طومار پیمانه ووروب
زینب باجون امضا حسین
سالما شرار غم دله
ساقه سولا باخما بئله
قارداشلارون قانه باتوب
یالقوز دوشوبسن مشگله
گتدیم ، باجون اوغلانلارون
قیل عازم دعوا حسین
عشقون سعادتدور منه
هجرون مصیبتدور منه
قربانلاری تئز سال یولا
فرصت غنیمتدور منه
قوی عشقیمه ایثاریمه
احسن دئسون زهرا حسین
پیمانیمون پابندیَم
فرمانِ حقّه بندیَم
فاخر اولوب ایثاریمه
عفو ائت منی شرمندیَم
قورتار خجالتدن منی
ای نفسِ کَرَّمنا حسین
سیارۀ بختیم باتوب
دشمنلریم کامه چاتوب
اوغلان نه لازمدور منه
اکبر عبا ایچره یاتوب
هاردا اولا مینلر اوغول
بیر اکبر لیلا حسین
دیدار یاره نائلم
درمان عشقه مایلم
قیترمه بو قربانلاری
من درگهونده سائلم
آل برگِ سبزِ زینبی
فرض ائت گل حمرا حسین
مشتاق محنت دور دلیم
خمدور بلالردن بئلیم
آز تحفه می چوخ فرض ائله
شرمنده ام بوشدور الیم
قیل ذره پرور لطفیوی
بو زینبه اعطا حسین
رحم ائت بو زار و مضطره
سالما تَمَنّاسین یره
چاتماز ایکی اوغلوم منیم
بیر شیر خواره اصغره
قربانیوه قربانلیقا
لایق دیلر اما حسین
حاصل شه کرب و بلا
قربانلاری سالدی یولا
گلدی ئولوم میدانینه
بیر جوت کبوتر قول قولا
قوشلار قانات
نجات گمشده و عنایت به زائرین
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
خادم و کلید دار حرم و مکبر مرحوم آقای روحانی(که از علمای قم و امام جماعت مسجد امام حسن عسکری علیه السلام بوده اند) می گوید: شبی از شبهای سرد زمستان در خواب حضرت معصومه علیها السلام را دیدم که فرمود: بلند شو و بر سر مناره ها چراغ روشن کن. من از خواب بیدار شدم ولی توجهی نکردم. مرتبه دوم همان خواب تکرار شد و من بی توجهی کردم در مرتبه سوم حضرت فرمود: مگر نمی گویم بلند شو و بر سر مناره چراغ روشن کن! من هم از خواب بلند شده بدون آنکه علت آن را بدانم در نیمه شب بالای مناره رفته و چراغ را روشن کردم و بر گشته خوابیدم. صبح بلند شدم و درهای حرم را باز کردم و بعد از طلوع آفتاب از حرم بیرون آمدم با دوستانم کنار دیوار و زیر آفتاب زمستانی نشسته، صحبت می کردیم که متوجه صحبت چند نفر زائر شدم که به یکدیگر می گویند: معجزه و کرامت این خانم را دیدید! اگر دیشب در این هوای سرد و با این برف زیاد، چراغ مناره حرم این خانم روشن نمی شد ما هرگز راه را نمی یافتیم و در بیابان هلاک می شدیم.
خادم می گوید: من نزد خود متوجه کرامت و معجزه حضرت و نهایت محبت و لطف او به زائرینش شدم
محمدصادق انصاری، ودیعه آل محمد، ص 14
بیست و سوم ربیع الاول سالرزو ورود حضرت معصومه سلام الله علیها دختر امام کاظم علیه السلام به شهر قم می باشد
همسایه سایه ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد
وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی
هر شب دلم قدم به قدم می کشد مرا
بی اختیار سمت حرم می کشد مرا
با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می کند آدم کنار تو
حالی نگفتنی به دلم دست می دهد
در هر نماز مسجد اعظم کنار تو
خانم به قم خوش آمدی...
خطاب به حضرت معصومه سلام الله علیها
..
..
..
..
مرحوم حسینی سعدی زمان
..
ای مقدس مدفنی رشک سپهر آبنوس
دختر باب الحوایج خواهر شمس شموس
.
قم قوام جسمویله کسب ایدوب شأن و شرف
خاکبوسون قصد ایدر اقطار عالمدن نفوس
رشگ فردوس برین دور بو حریم محترم
شیشه افلاک ایدر بو قبه دن اخذ عکوس
.
ایلدی دعوت سنی طوسه امام هشتمین
ایلدون یثربدن آغلار گوزلی عزم شهر طوس.
زینب کبری کیمی قارداش دیوب دوشدون چوله
ساوه شهرینده سنه یوز ویردی چوخ آه و فسوس
.
بیر مرض یوز ویردی غمگین ایتدی ناسوت عالمین
ایلیوب لاهوتیان بزم مصیبتده جلوس
تا علیله جانیله گلدون خانم قم شهرینه
اهل قم ایتدی بیر استقبال عالی و ملوس
.
محملون آلدی آرایه مومنین پاکدل
ایتدی بانولر سراسر غرفه دن خارج روس
تا کجاون گوردی هرکس دسته دسته گل سپوب
اهل قم تکریمیله اولدی سراسر پایبوس
.
پیش رویونده سنون موسی بن خزرج باشلادی
آیه نوری تلاوت ایتدی با صوت ملوس
زینب کبری قباقینجه ولی قارداش باشی
نیزه ده قرآن اوخوردی تا سکوت ایلردی کوس
.
قمیان ایتدی سنی چوخ عزتیله پیشواز
زینبه اما دیردی خارجی گبر و مجوس
ایلینده داد و شیون عصمت کبری قیزی
تازیانئیله وراردی شمربی رحم و عبوس
.
ایمدیده زینب غمینده خاک اولوبدور قاره پوش
اهل ماتم تک گیوب گوگلر لباس سندروس
بو ایکی خاتونه «سعدی زمان» یالوار مدام
ایتمسون حالون مشوش دور چرخ آبنوس
..
حرکت کاروان حضرت معصومه (س) از مدینه به سمت خراسان
.
مرحوم غمکش
ایتدی حرکت ئوز وطنیندن گوزی آغلار
معصومه ئوزی قارداشین اوخشار ئوزی آغلار
سسلردی گوزی یولدا قالان بیر باجیام من
یوز قبلهده بیر غملی مسافر حاجیام من
ایرانه طرف اولدی روان خواهر نالان
سسلوردی چوخ آهسته رضا جان سنه قربان
ایکاش الیم دامنوه بیر یتیشیدی
درد دلیمی فاش ایلییدیم او بلیدی
ایکاش ایکموز بیرده هم آغوش اولیدوق
زهرا آناما ایوده سیه پوش اولیدوق
ای چرخ فلک بس نجه تنگ اولدی زمانه
معصومه نین ئوز قلبینی گتدون هیجانه
غوغایه دوشوب ساوده باشی غمه یاندی
انصاری اونون عمه سی تک قانه بویاندی
اما بویوروبدی بو سوزی با دل مهموم
نزدیکیدی بوردان بله معلوم اولونور قم
چیخماز دیدی یادان هله ده کوفه بناسی
زینب بی بیمون باشه گلن غملی عزاسی
قم اهلی زبان زدی بو عالمده جماعت
قائیلدیله حرمت قوناقا بسکه نهایت
پیشوازینه گلدی هامی چون ایولری آباد
روحی قفس سینه دن اما اولوب آزاد
قارداشی یازان نامه قالوبدی اورگینده
غم غصه کوزی یاره سالوبدی اورگینده
«غمکش» بو خانم زائرینه ایلر عنایت
قویماز سنی مأیوس اولاسان روز قیامت
چولدن چوله دوشدوم خانم حسرت سنه خاطر
محشرده ویره فاطمه قیمت سنه خاطر
سن باخسون اگر روز قیامتده بسیمدی
گوردوکجه گوزل گنبدون عشق و هوسیمدی
ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر مقدس قم
خوش قدم قوناق
سید بشیر حسینی میانجی
.
خوش گلموسن بو ئولکیه ای خوش قدم قوناق!
باشدان باشا قم اولدی سنیله حرم، قوناق!.
(همسایه سایه ات به سرم مستدام باد) (1)
کولگون باشیمدان اولماسین عمریمجه کم، قوناق!
.
شهر قما گلن گونووی بیز اونوتماروق
واجبدی حُرمتون بیزه ای محترم قوناق!
سندن قاباق کویریدی بو گورملی دیار
گولّندی سن گلنده بو یئر دمبدم قوناق!
.
چوخ گورمشوق کرامتیوی بیز بو شهریده
سن سن کریمه عترته، ای ذوالکرم قوناق!
از بس گوزلدی گنبد و گلدسته و ضریح
دوشمز بو یئرده یادمه باغ ارم، قوناق!
.
پیغمبرین قیزیل گولونون عطری سنده وار
ای هر جهتدن حضرت زهرا شِیَم قوناق!
شاهلار گدا کیمی باش اگور آستانه وه
قاف کرامت اوسته ووروبسان علَم قوناق!
.
عفو ائت قوناق دئدیم سنه، سن ائو صاحابی سان
هم ائو صاحابی سان بیزه بو یئرده هم قوناق
هاردا سنون کیمی قوناق تاپیلار میزبان اولا
حاشا تاپیلسین، آدیوه اولسون قسم قوناق!
.
عرض ایلروق رضا باجیسی! اشفعی لنا
ای قارداشین یولوندا اولان قدّی خم قوناق!
قم اهلینون قوناقی غم و غصّه چوخ گوروب
یارب! گوروم کی گورمه سین هئچ درد و غم قوناق
.
چوخداندی کی گویرچین اولوب قان اولان اورَک
گویلوم چوخ ایستیور حرمه چوخ گلَم قوناق
عمرون آز اولدی گول کیمی، دردون یازان زمان
دفتر سیزیلدار آهیله، آغلار قلم، قوناق!
.
دامجی دنیزی وصف ائده بیلسون محالدور
بیر نمدی شعریم ای شرف و شأنی یم قوناق!
«سیّدبشیر»ین عرضی بودور گل عنایت ائت
اوزگه دیاره قویما بو قومدان گئدم، قوناق!
.
(1) مصرع داخل پرانتز از سید حمید رضا برقعی