به گورستان گذر کن تا ببینی🍂
چه خوردند وچه پوشیدند وبردند🍂
دو روزی زندگی کردند وآخر🍂
به هرحالی که بودندجان سپردند🍂
طمع بسیار کردند مال دنیا🍂
ز روزی بیشتر هرگز نخوردند🍂
همانانی که بودند نورچشمی🍂
تنش را در لحد محکم فشردند🍂
اگر شاه وگدا،نادار و دارا🍂
اجل آمد نفس بگرفت مُردن@
دستگاه سه گاه
نوحه سینه زنی سبک قدیمی
شعر ترکی
بروزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلات
پرده صوتی - قرار
من حسینم نه غمیم یاوریم اللهدی منیم
اگمرم ذلته باش داوریم اللهدی منیم
من حسین علییم مومنان را ولییم
اعتنا ایلمرم طعنه و تحقیرلر
خط بطلان چکرم خدعه و تزویرلر
دییرم دردیمی اللرده کی شمشیرلر
قوی کسلسون بو باشیم باوریم اللهدی منیم
سوسوز ئولدور دوله سقای حرم قارداشیمی
دئمه ذلتدی که توکدوم یوزومه گوزیاشیمی
اکبریم باتدی قانا سجدیه قویدوم باشیمی
نیلورم اکبری من اکبریم اللهدی منیم
آندایچیب نامه یازانلاریادا سالمولامنی
ئولدورورکوفه لیلرقیدیمه قالمولامنی
یوسف عشقم وهیچ قیمته آلمولامنی
آلماسین مدعیلر.مشتریم اللهدی منیم
من_زینبم
.
.
شبگیر تبریزی
.
.
من زینبم مظاهر الله اکبرم
مرآت پر مشعشع انوار داورم
.
من پرده دار کاخ اُلوهیّتم حقه
بنت الجلال و مظهر نور پیمبرم
ستر عظیم ذات حقیله محجّبم
اخت الوقار و وارث آئین حیدرم
.
فخرالائمه عالمۀ بی معلمه
علم و عملده وارث زهرای اطهرم
فخریم بودور که عاقلۀ آل هاشمم
بیرده قلاد فاطمه ده سبز گوهرم
.
دروازۀ علوم محمّددی مرتضی
من شهر شاه کربوبلا عشقینه درم
زهرا آنامدی محور منظومۀ ولا
منده نجوم محور زهرایه محورم
.
مست شراب رنگ به رنگ حسینی ام
هر چند اوزومده شهد مصفّای کوثرم
ساقی منه عوالم علویده پنج تن
ساقیّ با تدبّر سلمان و بوذرم
.
بیر ماده شیر شیر حقم شیرزاده ام
شیر اوژنم که شیر خداونده مظهرم
آواره کیم دئییه منه آواره دور اؤزی
من که عقیلة العربم کونه لنگرم
.
بیچاره کیم دئییه منه بیچاره دور اوزی
دوقّوز امامین عمّه سیم ماه انورم
مشکل گشا بابامدی که مشکلده قالمارام
کیم توتسا دامنیمدن اونا چاره ایلرم
.
شمرین نه جرأتی آلا معجر بناتیدن
من حامی حجاب بنات پیمبرم
قدّ رسای زینبی کیم خم ائده بولر
قدّ رسای مصحف قرآنه زیورم
.
عبّاس ضرب و شستی بو زینبدن اخذ ائدوب
منده زیادین اوغلونا ایمدی مظفّرم
بیر حمله ائتدی زینبی تا نطقدن سالا
ناگه نه گوردی حمله ده مانند حیدرم
.
بیر یاحسین لن ائله پوزدیم وقارینی
من دختر مظفّر بدریله خیبرم
گر لشگر یزیدی پوزوب قارداشیم حسین
منده یزیدی یخمیشام اونلا برابرم
.
شامه کیمی قوجاتدی بتر غصّه لر منی
ایمدی یزیدی یخمیشام اوندان جوانترم
شبگیر طفل مکتب زینبدی والسلام
علت اودور که درس خفیّاته ازبرم
.
کمتر کنیز درگه زینبدی والده م
سویلر آتام که شاه شهیدانه نوکرم
لطف ایله یاحسین آتامی همره آنام
بیر اربعین زیارت شاماته گوندرم
مدح حضرت زینب سلام الله علیها
..
عباس داداش زاده (فانی تبریزی)
..
ای بانوی خلوت خدارت
وی نام تو معنی طهارت
ای چرخ برین عماری تو
وی اوج فلک تو را عمارت
..
ای معنی زهد و قدس و تقوی
از نام تو وجه استعارت
ای پرده فکنده بر رخ ماه
سبّابۀ تو به یک اشارت
..
گر سایه تو سپهر بیند
بر اختر کان دهد بشارت
گر آه تو بر فلک کشد سر
سوزد دل چرخ از ارادت
..
اجرام فلک اگر به صدرند
بر جمله تو را بود صدارت
در کام تو هست شهد فائق
در راه حسین هر مرارت
..
از تست علاج دردمندان
ای عقده گشای مستمندان
ای از تو عفاف را تفاخر
از صبر تو صبر در تحیر
..
از درک وقار نفس پاکت
درمانده، عقولِ در تحجّر
ته جرعه خوران بزم اخلاص
در بهت ز مست ساغر پر
..
کی قدر تو را توان سنجش
نشناخته خشت خام از دُر
هرگز نرسد به درک فضلت
ارباب عقول از تفکر
..
از آن همه زنجها که بردی
هر اهل دل است در تأثر
بالله که تو برتری و والا
از هر چه خرد کند تدبّر
..
محتاج عنایت تو هستند
از خرد و کلان و بنده و حرّ
مام فلک از تو هست نازان
تا روز جزا به اهل عرفان
مدح حضرت زینب (س)
.
مرحوم حاج عطوف کتابچی
.
رمز بقای نهضت عاشور زینب است
روشنگر حقیقت عاشور زینب است
قتل حسین گشته به دلها محرّکی
تحریک آن به منطق پر شور زینب است
.
در کربلا و کوفه و در بزم دشمنان
دعوت به حق به خطبۀ منشور زینب است
آن روزگار صحبت حق در میان نبود
ارشاد خلق مقصد و منظور زینب است
.
با خطبه ای بسان کلام لسان وحی
ایرادگر زبان سلحشور زینب است
با یک کلام کرد سکوت اهل کوفه را
با اینکه از وقایع مقهور زینب است
.
با انقلاب حفظ نمود انقلاب را
روشنگرای کاخ بلا نور زینب است
نهضت به سعی و کوشش او زنده مانده است
چون رهنمای کشتی موتور زینب است
.
جام بلا چو زهر اگر ناگوار بود
نوشید آنکه با دل رنجور زینب است
درس حجاب داد با عملش بر زنان دهر
بوده اسیر صورت مستور زینب است
.
شب زنده دار بود در آن محنت عظیم
اندر تنور غم دل مشکور زینب است
خواهی محبی حاجت قلبت روا شود
رفع نیاز بر کف مقدور زینب است"
📚#حکایتهایمعنوی
📝داستاناصغر آواره
✍در قدیم یک فردی بود در همدان به نام اصغر آواره.
اصغر آقا کارش مطربی بود و در عروسیها و مجالس بزرگان شهر مجلس گرمی میکرد و اینقدر کارش درست بود
که همه شهر او را میشناختند.
چون کسی را نداشت و بیکس بود بهش میگفتند اصغر آواره!
🔹انقلاب که شد وضع کارش کساد شد و دیگه کارش این شده بود میرفت تو اتوبوس برای مردم میزد و میخواند
و شبها میرفت در بهزیستی میخوابید
تا اینجای داستان را داشته باشید!
در آن زمان یک فرد متدین و مؤمن در
همدان به نام حاج آقا عنایتی از دنیا میرود.
🔸وصیتکرده بود اگر من فوت کردم از حاج آقا حسینی پناه که فردی وارسته و گریه کن و خادم اباعبدالله علیهالسلام و از شاگردان خوب #مرحومحاجعلیهمدانی است بخواهید قبول زحمت کنند نماز میت من را بخوانند
خلاصه از دنیا رفت و چند هزار نفر آمدند
برای تشیبع جنازه در باغ بهشت همدان
و مردم رفتند دنبال حاج آقا حسینی پناه که حالا دیگه پیرمرد شده بود و آوردنش برای خواندن نماز میت
🔹حاج آقا حسینی پناه وقتی رسید گفت: تا شما کارها رو آماده کنید من برم سر قبر استادم حاج ملاعلی همدانی فاتحهای بخوانم و برگردم
وقتی به سر مزار استادش رسید در حین
خواندن فاتحه چشمش به تابوتی خورد که چهار کارگر شهرداری زیر آن را گرفته و به سمت غسالخانه میبردند.
کنجکاو شد و به سمت آنها رفت. پرسید این جنازه کیه که اینقدر غریبانه در حال تدفین آن هستید؟
🔸یکی از کارگران گفت این اصغر آواره است تا اسم او را شنید فریادی از سر تأسف زد.
و گریست مردم تا این صحنه را دیدند به طرف آنها آمدند و جویای اخبار و حال حاجی شدند.
و پرسیدندچه شد که شما برای این فرد
این طور ناله کردید؟!
حاجی گفت:
مردم این فرد را میشناسید؟
🔹همه گفتند: نه! مگه کیه این؟
حاجی گفت: این همون اصغر آواره است
مردم گفتند: اون که آدم خوبی نبود. شما از کجا میشناسیدش؟!
و حاجی شروع کرد به بیان یک خاطره قدیمی:
گفت : سالها قبل از همدان عازم شهر قم بودم و آن زمانها تنها یک اتوبوس فقط به آن شهر میرفت سوار اتوبوس که شدم دیدم وای اصغر آواره با وسیله موسیقیش وارد شد.
🔸ترسیدم و گفتم:
یا حسین اگه این مرد بخواهد در این اتوبوس بنوازد و من ساکت باشم حرمت لباسم از بین میرود.
اگر هم اعتراض کنم مردم که تو اتوبوس
نشستند شاید بدشان بیاد که چرا من نمیذارم شاد باشند.
و اگر هم پیاده شوم به کارم در قم نخواهم رسید چه کنم؟!
🔹خلاصه از خجالت سرم را به پائین انداختم اصغر آواره سوار شد و آماده نواختن بود، که ناگاه چشمش به من افتاد، زود تیمپو رو گذاشت تو گونی
و خواست پیاده بشه که مردم بهش اعتراض کردند که داری کجا میری؟
چرا نمیزنی؟
🔸گفت : من در زندگیم همه غلطی کردم اما جلوی اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها موسیقی ننواختم.
خلاصه حرمت نگه داشت و رفت
اونروز تو دلم گفتم: اربابم حسین علیهالسلام برات جبران کنه
حالا هم به نظرم همه ما جمع شدیم برای
تشییع جنازه اصغر آواره،
🔹و خدا خواسته حاجی عنایتی بهانهای بشود برای این امر خلاصه با عزت و احترام مراسم شروع شد.
و خود حاجی آستین بالا زد و غسل و کفنش را انجام داد و برایش به همراه آن جمعیت نماز خواند.
این نمکدان حسین جنس عجیبی دارد هر چقدر میشکنیم باز نمک میریزد.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ماجراي اصغر آواره در همدان
📚حجةالاسلام سيد احمد دارستاني
حاج مهدی رسولی4_5992452007623921079.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
مناجات بسیار زیبا شب جمعه با نوای آقای رسولی تقدیم شما التماس دعا
😭😭😭
گدایم گدایم گدا را ببین
منِ زارِ بی دست و پا را ببین
خدا امشب این گریه ها را ببین
و با بنده ات کن مدارا ببین
زمین خورده ای آمده در زده
فراری در خانه ات آمده
فراری ترین بنده اینجا منم
گرفتار بازی دنیا منم
همان کس که افتاده از پا منم
در این جمع آلوده تنها منم
همه خوبند همه نورانی اند
فقط اونی که از همه بدتر منم
در این جمع آلوده تنها منم
اما یه آقایی کن
بیا و مرا باز امشب ببخش
به حق اباالفضل زینب ببخش
در این زندگی معنویت نبود
برای مناجات همت نبود
عبادات من هیچ عبادت نبود
به جز بخل و کبر و منیت نبود
دگر خسته ام از خودم عفو کن
مسلمان اسمی شدم عفو کن
فقط یه اسم دارم با خودم یدک می کشم ....
دوباره رسیدم خدایی شوم
مسلمان یک آشنایی شوم
شب جمعه آمد هوایی شوم
رسیدم که کرب و بلایی شوم
که من بی پناهم به آقا مجیر
امیری حسین و نعم الامیر
حسین ......
حسینی که یک ظهر عطشان شد و
به میدان که زد تیرباران شد و
گرفتار سر نیزه داران شد و
سرش را شکستن بی جان شد و
ز مرکب زمین خورد و با ضرب پا را
به گودال هول دادنش ......
یارالیم آخار قانی ادر گونلار میدانی
حسین حسین حسین
باجین اولسون باشین هانی
گر قان آقلیا زینب
جان آقلیا زینب
سنه یاخ لیا زینب
گلن هفته یه آماده اولها
حسین حسین اولون جان لیا زینب
یارالی جان یارالی ....
حسین بو گیر و دار گلدیم
گورم حالی نِجده ....
حسین حسین ...
قُیدین من آواره حسینیم هارا گدین
قالدی یخمه الر د حسینیم هارا گدی .....
شعر شب جمعه شب زیارتی امام حسین (ع)
ملک دلم همین که به نام حسین شد
عبدی گناهکار غلام حسین شد
آرامشی نداشت وجودم به هیچ وجه
تا که به اذن فاطمه رام حسین شد
قند مکرر اسم “حسین” است، والسلام
شیرین ترین کلام، کلام حسین شد
«با یک سلام صبح به ارباب بی کفن »
روزم پر از جواب سلام حسین شد
یادم نمی رود که خدا هر زمان ز من
قهرش گرفت، واسطه نام حسین شد
یک شب دوباره نوکری آمد به خواب من
حرفش دوباره حرف مرام حسین شد
نوکر از آب خوردن خود آب می شود
بین دو نهر؛ آب، حرام حسین شد
شاعر: امیر عظیمی
__________________________________🥀🥀🥀🥀🥀🥀
شعر شب جمعه شب زیارتی امام حسین (ع)
شش دانگ قلب من شده وقف شما فقط
از کودکی به نوکری ات مبتلا فقط
با ذره پروری خودت موج می زند
در روضه ها خِیلِ عظیم گدا فقط
باران گرفت دیده ی من کُنجِ هیئتت
این اشک می دهد دل من را جلا فقط
دنیا و آخرت به خدا میخری حسین
از بینِ خَلق، سینه زنت را جدا فقط
با لطف خود دعای دلم مستجاب کن
عمریست گشته مُلتَمِسِ این دعا فقط
شرطِ بقا و رمزِ حیاتم یک آرزو
چشم انتظاریِ حرمِ کربلا فقط
شاعر: محسن زعفرانیه
My Recording4_5922366576668968114.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
کوچه های سینه زنی
حضرت زهرا علیها سلام
سبک: شبانگاهان
اباصالح شیعه یاسه باتوب
شیون عرشه چاتوب هارداسان مولا
بقیعه گل وور قرا علمی
یوخ آنان حرمی هارداسان مولا
دیوللر زهرا جوان ئولدی جوانلیقدا قد کمان ئولدی
اباصالح یا اباصالح2
اباصالح باغ دین سارالوب مرتضی قوجالوب هارداسان مولا
دگوب سیلی فاطمه یوزینه دولدی قان گوزونه هارداسان مولا
نهان اسراری دیوم یا یوخ
غم مسماری دیوم یا یوخ
اباصالح یا اباصالح2
کلامی
روضه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه
ای قلم حالیوی دوندر گیدیرم روضه دیم
بوروسون دفتری احساس غم آلود گرک
گون او گون اولدی سقیفه گورولوب پنهانی
یازدیلار حل اولا وضعیت موجود گرک
اولین شرط خلافت بیزه عالمده بودور
ایلیک حکم غدیریه نی نابود گرک
توکولوب کوی بنی هاشمه بیر عده شرور
ناگهان ثانی ملعون دیدی هیزوم گتیرون
اوجالا بو قاپیدان آتشیلن دود گرک
ایستیرم بیت خلیلی شرر ناره چکم
دوزخ ایچره منه احسنت دیه نمرود گرک
بویارام قانینه اسماعیلی من هاجریلن
یانا بو حادثه دن شاهد و مشهود گرک
(ملعونین سوزونه باخ قاپی دالندا گور نه دیدی)
سوز منیمدی سند و مدرکه رحم ایلمرم
آنا بطنینده اولان کودکه رحم ایلمرم
(آی فاطمیه آماده اولانلار ،آی دیملی دردی اولانلار، آی مریضی اولانلار )
نا امید اولدی نبی امت و انصاریندن
قبریده جسمی اسور غملرین آثاریندن
ال شمشیریده اوچ یوز نفر آماده قوشون
کینه لر تک تکینون جاریدی رخساریندن
اولین مشعلی ثانی ئوزی آتدی قاپیا
شعله گوزاندی بهشتین درو دیواریندن
(قاپنی اله یاندردلار )
کوچه نی یکسره توسی بورودی بیر آندا
ناتوانم بو چتین صحنه نین اظهاریندن
بامین اوسته اوتوران قوشلاری قورخودی الو
پر آچوب اوچدولا تئز فاطمه گلزاریندن
قونشولارداندا بیری گلمدی امداد الیه
(قاپنی یاندردلار خانم قالدی قاپینان دیوار آراسندا )
قونشولارداندا بیری گلمدی امداد الیه
گوردولر حقی ولی قاچدیلار اقراریندن
گوئیا اوت ئوزی یاندیخجا وروردی باشنا
ناله ایلوردی بو کافرلرین آزاریندن
هر قاپی یانسا بلی سلب اولی استحکامی
چارچوبی داغلوب آیرلار ابزاریندن
گوردولر وقتیدی که مانعی رفع ایلیلر
یخالار حقین ایوین پایه و پرگاریندن
بیر قدم گیتدی دالا ثانی صورا وردی لگد
وای او سینمش قاپنین ناوک مسماریندن
پشت درده یارالاندی حسنینین ننه سی
اوجالوب زینبین افغانی دل زاریندن
گل تیکانان ئوزون آزاد ایدوب ایلشدی یره
آخدی قان دامنینه سینه خون باریندن
وارد صحن اولوب اشرار زمان نعره کشان
هیچ بیری زره حیا ایتمدی رفتاریندن
اوتلی بیر هیزمی قنفذ خانما ویردی نشان
دیدی آل هدیمی گچمه سوزون اجباریندن
دسته گل باغلامشام محسنوون آد گونونه
ذاتیمیز اورگنیب ابلیس دوزونان یمگه
گلمیشوک حیدره بیز گوزلرین آیدین دیمگه