داشتم اسکرینشات های قدیمیم و کلا گالریم رو مرتب میکردم. یکآن دلم برای یکی از دوستهای قدیمیم تنگ شد. اشک.
من به معنی واقعی کلمه دارم نمیتونم،
یه آزمون دارم که نمیدونم براش چیکار کنم.
فقط هم میخوام قبول شم.
هدایت شده از خورشیدگردون
از اولشم از این قیاسی خوشم نیومد. همیشه برام سوال بود چه چیز جالبی داره اینکه به اسم شوخی و به دنبال ویو، خودت و هم جنس تو بکوبی. اسمشم بذارید ارزش دادن به زن و این حرفای فیک. که همون دنبال کنندهها تونم ارزش زن رو در همون سطح فکری شما ببینن و کم کم ارزش واقعی زن فراموش بشه و حرفای فیک شما جایگزین حقایق بشه.
هدایت شده از 焚
زبان جدید یاد گرفتن مثل آنلاک یه قسمت جدید از مپ دنیا میمونه. قبل از اینکه یه زبونیو یاد بگیری انگار یه قسمتی از دنیا واست واضح نیست. به خط که نگاه میکنی هیچی نمیفهمی و مبهمه. ولی زبونشو که یاد بگیری کم کم مه از اون قسمت میره کنار