هدایت شده از شبهایحوّا.
پدر گفت: از ارمیا خواندهاند که خداوندگار در کنار فرات ذبیحی دارد.
هدایت شده از شبهایحوّا.
برای شما.
خدایا، در کارگاه خاموش جان او جرقهای از آتش نخستین بگذار تا دلش از همان نوری بسوزد که در آغاز بر خاک آدم دمیده شد. اگر اندوهی در سینهاش خانه کرد، آن را به شب سالکان بدل کن، شبی تاریک اما آکنده از ستارههای پنهان. اگر در کوچههای اندیشه به دنبال حقیقت سرگردان شد، دستی از غیب چراغی در دلش بیفروز، نوری برای دیدن خویشتن. و آن اشتیاق کهن بازگشت را در روحش زنده نگه دار، تا بداند این بیقراری آرام که گاه دلش را میلرزاند، صدای همان دریاست که رود جان را آهسته به سوی خویش میخواند. آمین.