این چیزی که داره میگذره
دیگه گذران عمر نیست
خود خود تروماست:)))
لبخند میزنم
به خودم قول دادم بشینم یه گوشه و فقط نظاره گر باشم
هر چی بخواد بشه میشه دیگه نه ؟
دکمه ی اسکیپ کردن نداره زندگی ؟
این نیز بگذرد...
چقدر
دلم
برای
آقا
تنگ شده :)
میتونستم بشینم مشروح سخنرانی امروزشو گوش بدم ...
ولی الآن میتونم یه دل سیر واسه نبودنش تو زندگیم گریه کنم
همین دیروز بودا ..
هی میگفتیم تنگسیری تنگ ترش کن:)))
سردار تنگسیری کی شهید شد نفهمیدیم....
خوبما
عالیم
زندگی رواله
فقط نباید به هیچی فکر کنم
این در ذهن رو نباید باز کرد
بازش میکنی دق میکنی
بغض میکنی
خفه میشی
گریت میگیره ...
خدا نکنه به این فکر کنی اگه فلان اتفاق نمیفتاد چی میشد
اگه فلان کس شهید نشده بود چی میشد ...
اگه یه ذره بیشتر تلاش میکردم ببینمش چی میشد ...
اگه...اگه...اگه ...
کاش جنوب بودم ... انصاف نیست سر راحت رو بالش بزارم وقتی اونجا انقدر در تپش و اضطرابه...
کاش جنوب بودم ؛
یعـنی چـند تـا خـواهر منـتظر بـودن ؟
یعنـی قـرار نیسـت اون خـواهر
دیـگه صـدای ِخـنده بـرادرش ُبـشنوه ( :
قـَـلــبِ مـَـن(:
من تمومم .. دیگه قلبم یخ شد : )
نمونم ..
بهتره شرم کم ،،،