چقدر
دلم
برای
آقا
تنگ شده :)
میتونستم بشینم مشروح سخنرانی امروزشو گوش بدم ...
ولی الآن میتونم یه دل سیر واسه نبودنش تو زندگیم گریه کنم
همین دیروز بودا ..
هی میگفتیم تنگسیری تنگ ترش کن:)))
سردار تنگسیری کی شهید شد نفهمیدیم....
خوبما
عالیم
زندگی رواله
فقط نباید به هیچی فکر کنم
این در ذهن رو نباید باز کرد
بازش میکنی دق میکنی
بغض میکنی
خفه میشی
گریت میگیره ...
خدا نکنه به این فکر کنی اگه فلان اتفاق نمیفتاد چی میشد
اگه فلان کس شهید نشده بود چی میشد ...
اگه یه ذره بیشتر تلاش میکردم ببینمش چی میشد ...
اگه...اگه...اگه ...
کاش جنوب بودم ... انصاف نیست سر راحت رو بالش بزارم وقتی اونجا انقدر در تپش و اضطرابه...
کاش جنوب بودم ؛
یعـنی چـند تـا خـواهر منـتظر بـودن ؟
یعنـی قـرار نیسـت اون خـواهر
دیـگه صـدای ِخـنده بـرادرش ُبـشنوه ( :
قـَـلــبِ مـَـن(:
من تمومم .. دیگه قلبم یخ شد : )
نمونم ..
بهتره شرم کم ،،،
هدایت شده از مَهدیآ ؛
میگن جنوب یعنی شرجی و نخل و دریا . راست میگن ، ولی نگفتن که جنوب یعنی یه تنه جورِ کلِ این مملکت رو کشیدن . یعنی تا هر چی میشه ، سینه سپر کردن و ترکش خوردن ؛ جنوب واسه ما فقط یه نقطه رو نقشه نیست ؛ یه ایرانه که همیشه باید مثل کوه استوار باشه تا ما بتونیم نفس بکشیم . از اون روزایی که صدایِ توپ و تانک نذاشت شبهاتون صبح بشه ، تا همین حالا که هر بار صدایِ جنگنده ها و موشک ها بلند میشه ، اول از همه لرزه میافته به تنِ تو .
به خدا که ما هم اینجا دلامون خونه واسه اون نخلهایِ سر بریدهت . واسه اون جوونایی که جوونیشون تو گرمایِ این جنگها و تشنجها آب شد و رفت . تو همیشه برای ما جنگیدی ، ولی کسی نفهمید پشت این جنگیدن ، چه دلی ازت خون شده . ما اینجا ، هزار کیلومتر اینطرفتر ، با شنیدن خبر هر انفجار ، انگار یه تیکه از قلبمون کنده میشه .
آرزو میکنم اون روزی بیاد که دیگه هیچ مادری تو جنوب ، نگرانِ آسمونِ بالای سرش فرزندش نباشه . که تنها نگرانیِ مردمِ این دیار ، فقط این باشه که غروبِ دریا رو کجایِ ساحل تماشا کنن که قشنگتره .
خسته نباشیدِ ما ، نثارِ شما که مردونه وایسادید و کمر خم نکردید . امیدوارم روزی برسه که جنوب فقط اسمِ یه منطقه خوشآبوهوا باشه ، نه کلمه مترادفِ زخم و جنگ . امیدوارم روزی برسه که دیگه هیچ دلی تو اون خاک ، داغِ عزیز یا خرابیِ خونه رو نبینه !
قلبِ ما همیشه واسه تو میتپه ؛ پاره تنِ ایران .. : )❤️🩹