༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
پناه:راستی جانا شغلتو میدونه؟
نیلا:رئیسم داداش خانمه
پناه:حامییییی؟
نیلا:ارهههه
پناه:خوبههههههه
جانا:پناه حس میکنم از یکی خوشت میاد
پناه:راستش، اره...
نیلا، جانا:کییییییییی
پناه:اینه
یه نگاه به جانا کردم زدیم زیر خنده
پناه:بدههههه؟؟
نیلا:رفیقمه حامی و من و جاناعه🤣
پناه:عههههههه
جانا:ارههههه
نیلا:هی اریا برات دارم
پناه:چیکارش داریییی
نیلا:بهم نگفتتتتتتتتت
پناه:🤣🤣🤣
نیلا:پیاده شیدددددد
رفتیم بالا و بچه ها وسایلشون رو گذاشتن تو اتاق و رفتیم فیلم دیدیم و خوراکی خوردیم که زنگ خونه خورد
پناه رفت باز کرد و با جیغ جیغ برگشت
نیلا:زهر هر وسیله ای تو دنیا هست چتهههههههههههه
پناه:نگاه کنننننننن
جانا:عوققققق
یه دسته توت فرنگی براش فرستاده بود آریا جونننننن🤡
دویدم رفتم تو تراس و ماشینشو دیدم
داد زدم:آریا جون از این کارا بلد بودیییییی
آریا:نامهههههه(داد)
نیلا:پناه نامه رو بخوننننن
پناه:نوشته برات دارم نیلا ژون
نیلا:🤣🤣
پناه:پت و مت
جانا:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دلممممممم
پناه:دلممممم(ادا در اوردن)
نیلا:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ پناه:راستی جانا شغلتو میدونه؟ نیلا:رئیسم داداش خانمه پناه:حام
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟕
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
خلاصه بعد از کلی خنده و مسخره بازی تصمیم گرفتیم بخوابیمممم
واییییییییییییی
من امروز نرفتم سر کاررر
حامی میکشه منووووووو
رفتم تو تراس و زنگ زدم بهش
بعد از دوتا بوق جواب داد
حامی:جانم؟
نیلا:حامی بخدا یادم رفت امروز بیام بچه ها پیشم بودن یادم رفت تروخدا ببخشید
حامی:باشه بچه جون اروم باش
امروز منم نرفتم
مهم نبود کاری نداشتیم
ولی 1 ساعت دیگه بیا عمارت
نیلا:ای وای
باشه
حامی:خوابیدی؟
نیلا:نه
حامی:نمیخواد بیای
نیلا:نه میام تهش همونجا خوابم گرفت میخوابم
حامی:باشه
خدانگهدار
نیلا:بای
اماده شدم و حرکت کردم
حامی:نگا نگا
زیر چشمت قرمزه
نیلا:مهم نیییییی
پرونده بدهههههه
حامی:🗿🗿🗿
نیلا:چیهههههه
آریا:هوشششش
نیلا:ای مارمولک دم باریک
آریا:ها🗿
نیلا:همین که شنفتی
حامی:خانم لات میشه
نیلا:😂😂
آریا:کر کر
نیلا:کرکر تو بکش صداتو نشنوم
آریا:خوشش اومد؟
نیلا:خری که بهش تیتاب بدن چطوریه.؟
پناه اون بود.
آریا:خر خودتی بی ادب
نیلا:سیـ.. ششششش
راستی امشب بیا خونه ما
به همراه جناب صالحییی
نه بیارید 🗿🔪
آریا و حامی :چشم قربان
نیلا:جناب صالحی شما رئیس منیدا
آریا:رئیسم رئیسا قدیم
حامی :برو بابا
ادامه دارد..
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟖
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
پرونده رو گرفتم و رفتم تو اتاقم
اولی تموم شد
دومی خیلی پیچیده بود
باید میرفتم زیر زمین
وایییی
به آریا میگفتم بیاد باهام مسخرم میکرد
حامی هم که نمیشه....
باید برم
رفتم تو زیر زمین و اونی که میخواستم رو پیدا کردم بدو بدو رفتم بالا
هوفیش
عکس رو گذاشتم کنار پرونده
این معامله جور در نمیاد
یه مشکلی هست که نمیفهمم
اگه معامله قبلا باشه
سود و ضررش تو سیستم هست
باید برم یه چک کنم
رفتم پل سیستم
اوه اوه صالحی
چه ضرری زدی به اونا
ولی اگه اونا بفهمن بدبختی
برا همین پرونده و دوربین هارو تغییر دادم تا اثری نباشه
ولی تو فلشم از قبل پرونده و دوربین ها ریختم شاید بخواد
رفتم پیش خاله چون بوی غذاش کل عمارتو پر کرد
نیلا:ستی ناهار چیهههههه
همون لحظه در باز شد و پناه و جانا وارد شدن
ستاره:بر خرمگس معرکه لعنت اینا باز اومدن
پناه:سلامممم
آریا:پناه خانمممممم
پناه:بله اقا اریاااااا
نیلا:جمع کنید بابااااااا
حامی:به به
راستی نیلا
خیلی زرنگی، اونا نفهمیدن ولی تو فهمیدی
خوشم اومد!.
نیلا:ما اینیم دیگه
اینم قبلی ها
حامی:او
ممنون
نیلا:خواهششش
هممون نشستیم باهم ناهار خوردیم
خندیدیم
شوخی کردیم
و خوش گذشت
بعدش هرکی رفت سرکارش
جانا و پناه هم با من اومدم.
پناه:چه اتاقیییی
نیلا:حیح
جانا:از اتاق من بزرگتره
همزمان با پناه نگاهش کردم و گفتیم
+:جانا🗿
جانا:هم انداز..
نیلا:هیسسسس
حالا میفهمم چرا جغرافیا 9 شدی
پناه:🤣🤣🤣🤣
جانا:ایشششش
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟖 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ پرونده رو گرفتم و رفتم تو اتاقم اولی تموم شد دومی خیلی پیچیده
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟗
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
پناه:9 اخهههه
جانا:تنها درسی که پاس نشدم🤓
نیلا:وای چقدر حرف میزنیددددد
برید پیش آریا تا من اینو حل کنممم
پناه:کتاب بده بخونیم
نیلا:بفرما
جانا:مرسی
بچه ها کتاب خوندن منم کارای پرونده هارو انجام میدادم
البته امروز نه حسابدار اومده بود نه اونی که کار های جلسه رو انجام میداد
برای همین سرم خیلی شلوغ بود
نیلا:بچه ها ما لباس نخریدیم برا امشببببب
جانا:دارم
پناه:اوردم
نیلا:🗿
دوباره مشغول پرونده شدم
پناه و جانا هم داشتن جزوه مینوشتن
پرونده که تموم شد
کارای جلسه رو کردم
اولیش فردا ساعت 7:00 بود
منم باید حضور میداشتم
هی خدا
رفتم لیست جلسات رو دادم به حامی
یه لیست کوچیک هم بود دادم به آریا
بعدش کارای حسابداری رو کردم
خیلی طولانی بود
نصفش رو تونستم انجام بدم
بقیش رو ریختم رو فلش که توی خونه انجام بدم
پاشیدیم رفتیم خونه و اماده شدیم
جانا:کدومو میخوای نیلا
نیلا:اینننننن
پناه:چه خوشگلههههه
میکاپ کردیم و بعدش من موهای جانا رو درست کردم و پناه موهای من
بعدشم لباس پوشیدیم و عکس گرفتیم
دیگه سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم
وقتی رسیدیم به ویلا
ویلا که نه قصر بود انگار
کارت ورود رو دادیم به یه اقایی و در باز شد
خیلی با کلاس بود
جانا:اینجا رو
پناه:ندید پدیدا
نیلا:🤣🤣🤣
ادامه دارد...