༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟎
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
وارد سالن شدیم
همه وسط بودن و داشتن میـ..رقصیدن
فضا کاملا بوی الـ..کل و سیـ..گار میداد
رفتیم روی یه نیمکت خالی نشستیم
یعنی واقعا خواهر من داره اینجوری بزرگ میشه؟...
خواهر که نه...
دختر بابام
بعد از طلاقشون سریع زن گرفت
بعدم یه دختر به دنیا اورد
به اسم نیکا که شبیه اسم من باشه
اسم زن بابام هم انیله خیلی باهام مهربونه
ولی زیاد نمیام پیششون
داشتم فکر میکردم که نیکا اومد
نیکا:سلامممممممم
نیلا:چطوری جوجه ی مننننننن
نیکا:حیححححححح
پناه:سلامم
جانا:سلامم
نیکا:عههههههه سلاممممم چطورینننننن
نیکا:راستی
اون مرده رو میبینید
بزرگترین رئیس مـ..افیای کشوره
به بچه ها یه نگاهی کردم و بعد به نیکا گفتم
نیلا:اون رئیس منه
و داداش جانا
اگه بفهمه ما اینجا ایم زندمون نمیزاره
یه دفعه حامی پاشد و اومد سمت ما
حامی:سلام من حامی هس...
وایسا ببینم
شما اینجا چیکار میکنید (عصبی)
آریا:پناه
پناه:جانم
آریا:درد
دستمو گذاشتم سمت جانا و کشیدمش عقب
نیلا:تولد خواهرم بود اومدیم
حامی:عه چه جالب
جانا:حامی
حامی:جانم
نیلا:خوبی؟
حامی:تکرار نشه
الانم جفت خودمون باشید
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
برم تو ماشین تایپ کنم چشمممم
رفتی پیش آقا پلیس 😂😂😂😂😂😂
نیکا دارم منفجر میشم😂😂😂
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
رفتی پیش آقا پلیس 😂😂😂😂😂😂 نیکا دارم منفجر میشم😂😂😂
اره🤣🤣🤣🤣🤣🤣
باهاش بازی کردم🤣🤣🤣