eitaa logo
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
243 دنبال‌کننده
21 عکس
1 ویدیو
0 فایل
ིྀ 𝑴𝒂𝒉𝒆 𝒌𝒂𝒎𝒆𝒍 ིྀ 📝𝟭𝟰𝟭 "عضو جمعیت نویسندگان📖" @Pv_Nikaaa💫 کپـی؟ به هیچ وجه راضی نیستم🤎 ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪ೄྀ
مشاهده در ایتا
دانلود
قشنگای من من میخواستم این رمان رو که شخصیت حامیم رو خودتون انتخاب کردین طولانی کنم ولی خب ادمین های کانون نرجس و الما ممنوع کردن؛ ) من این رمان رو هم مجبورم کوتاه کنم با اینکه ذوق و ایده های زیادی داشتم براش ولی مجبورم؛) پارت هارو تند تند بهتون میدم که بخونید و بعدش موضوع چنل عوض میشه؛) تا دوباره مدارس تموم بشن و رمان رو شروع کنم مرسی که درک می کنید 💞 این رمان قبل از 4 مهر به پایان میرسه...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
قشنگای من من میخواستم این رمان رو که شخصیت حامیم رو خودتون انتخاب کردین طولانی کنم ولی خب ادمین های
شاید هم رمان بنویسم این موضوع معلوم نیست فردا ناشناس میزارم انتخاب کنید که موضوع چنل عوض شه یا رمان باشه ولی اگر رمان باشه من مث الان به هیچ عنوان نمیتونم پارت بدم برای همین فکر کنم عوض کنیم بهتره
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟐 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیلا:اهنگگگگگگگگگ حامی:چشمممممم نیلا:یاححححححح حامی:🤣🤣 خودت وصل میشی؟ نیلا:اله نه خودت بزار حامی:باشه چند دقیقه اهنگارو این ور اون ور کرد تا اهنگ انتخاب کرد «با تو» اسم اهنگه بود از حامیم نیلا:این اهنگ جدیدسسس؟ حامی:ارهههه نظرته بعد از اینکه کارامون تموم شد بریم دنبال نیلماه و شروین؟ نیلا:ارهههههههه حامی :پس به نیلماه بگو نیلا:باش گوشی رو برداشتم و بهش تکست دادم اونم قبول کرد حامی:بپر پایین بچه پیاده شدیم و رفتیم تو یه رستوران غذا سفارش دادیم و حرف زدیم عکس گرفتیم و خندیدیم بعدش هم بچه ها اومدن و رفتیم خرید نیلا:نیلی بیا بریم اینجا نیلماه:این چه خوشگلههههه نیلا:بریم پرو؟ خانمه سایزهامون رو داد ماهم رفتیم پرو و یه داب هم گرفتیمممم لباسارو خریدیم و دوباره رفتیم به ادامه ی گردشششش ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟑 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیلا:الان تو شروین باهمین؟ نیلماه:نه نیلا:چرا؟ نیلماه:هوف، بیخیال نیلا:باوشه. داشتیم راه میرفتیم که بریم پیش پسرا پاساژ هم عجیب بود ولی شلوغ نبود یه دفعه برقا رفت نیلا:جیغغغغغغ نیلماه:هیسسسس چراغای گوشی رو روشن کردیم و دویدم پیش پسرا حامی:فقط بگو کدومتون بود سرمو انداختم پایین حامی:نیلا؟ نیلا:جونم حامی:هعی خدا بریم دیگه رفتیم پایین و سوار ماشین شدیم حامی ماشینو و زد کنار و با شروین پیاده شد و سریع درو قفل کرد نیلماه :وا نیلا:کوشون؟ نیلماه :رفتن تو این پاساژه همینجور داشتم ماشینو نگاه میکردم که چشمم خورد به سـ..یگار برشون داشتم پسره ی بی ادب دیدم رو صندلی شروین هم هست برداشتم دادم به نیلماه نیلا:برش دار اومدن یه چیزایی گذاشتن تو صندوق و اومدن. همینجوری داشتن دنبال یه چیزی میگشتن تو ماشین که فهمیدم نیلا :نگردین دست ما عه حامی:بدش نیلا:برو بابا بچه پرو حامی:نیلا بدش نیلا:وا سر این اوردم جلوش زد تو سرش حامی:نههههه شروین گوش؟ شروین:بیااااااا حامی:هوف این چیه دست تو نیلا. ؟ نیلا :مال جنابه ادامه دارد....