eitaa logo
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
253 دنبال‌کننده
18 عکس
0 ویدیو
0 فایل
𝑴𝒂𝒉𝒆 𝒌𝒂𝒎𝒆𝒍 📝𝟭𝟰𝟭 "عضو جمعیت نویسندگان📖" @Pv_Nikaaa🤍 کپـی؟ به هیچ وجه راضی نیستم💙 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪ೄྀ @Report
مشاهده در ایتا
دانلود
ها .... جان؟
موهاتو چطوری کوتاه کردی؟ ... یعنی چی چطوری🗿
میشه یه عکس از خودت بدی .... پروفم هست
وقتی امیر حسین بهت پیام داده آیدی داری خب بده دیگه .... بابا ایدی نداره
شات چت با امیر حسین .... هعی خدا
هدایت شده از 𝒖𝒏𝒅𝒆𝒓 𝒔𝒌𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕
من از این صاحب این اکانت دعوت میکنم به چنل من بیاد و مارو خوشحال کنه . اگه پیداش کردین بگید بیاد 🎀🙏
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:11 آرمان با اون لبخندِ مضحک و نگاه رو مخش خم شد جلوتر و گفت سلام خوشگلهه. دلارا توی دلش پوزخندی زد با خودش گفت این حرفا دیگه برام عادت شده بود.. پس اصلا به روی خودش نیاورد و اهمیتی نداد. آرمان بی‌خیال نمی‌شد؛ یکی از لیوان‌های دستش رو آورد جلو و به سمت دلارا تعارف کرد: نظرته بیشتر باهم آشنا بشیم، یا مثلا مال من بشی؟ دلارا با حرص چشم‌هاش رو چرخوند و گفت: اه، برو اونورتر! آرمان ریزه ریزه خندید و با پررویی جلوتر اومد: اوووه، ناز نکن دیگه... ولی قبل از اینکه بتونه حرف دیگه‌ای بزنه، یهو سایه‌ی سنگینی پشت سر دلارا افتاد. یکی دستش رو محکم گذاشت رو شونه‌اش. دلارا سرش رو چرخوند و با دیدن قیافه‌ی عصبانی و یخ‌زده‌ی حامی، برای یک لحظه نفسش حبس شد. آرمان که تازه متوجه حضور یکی پشت سر دلارا شده بود، با لحن لوس و مسخره‌ای گفت: وایی داداش حامی، دلتنگت بودییماااا... اما زمان خوبی نیومدی، داشتم داف جور می‌کردم حامی با اون چشمای تاریک و نگاهِ برنده‌اش خیره شد به آرمان و با صدایی که توی عمارت پیچید، گفت: اون داف صاحب داره. و بعد کمی سرش رو کج کرد و اضافه کرد: بعدشم... دلارا نوشیدنی نمی‌خوره. آرمان که انگار اصلا نمی‌فهمید با چه کسی طرفه، پوزخندی زد و گفت: مثلاَ صاحبش کیه؟ حامی بی‌رحمانه نگاهش کرد: جای سوال داره؟ 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴:@haamim71