eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
این روزها شب وسحرت طول می کشد حتی دقیقه در نظرت طول می کشد تا دست ها به هم برسد لحظه قنوت در پیش چشم های ترت طول می کشد از کنج خانه تا دم در غصه می خورم از بس که راه مختصرت طول می کشد اینگونه پیش گر برود ای کبوترم درمان زخم های پرت طول می کشد با هر قدم که تکیه به دیوار می دهی از بین کوچه ها گذرت طول می کشد بگذر از این محله که در وقت حادثه تا مجتبی شود سپرت طول می کشد تنگ غروب می رسی و درک می کنم درد دل تو با پدرت طول می کشد گیرم به گریه دخترت آرام شد ولی آرام کردن پسرت طول می کشد گفتی مجال شرح دل شرحه شرحه نیست افسوس ..قصه جگرت طول می کشد تو می روی و تازه شروع غم من است گفتم به بچه ها سفرت طول می کشد گودال بود و روضه ی تو مادرانه بود مادر چقدر ذبح سرت طول می کشد
سیلی زدن به صورت یک زن روا نبود روز نخست قامت زهرا دوتا نبود تا بود کنار دختر نازدانه اش،پدر سهم دلش مصیبت و رنج و بلا نبود ازبسکه درد داشت،تنش دردپروراست دردش زیاد بود و ولیکن دوا نبود تابی اگر که داشت،مصیبت ز تن ربود بیتاب بودنش به جز از غصه ها نبود مهر سکوت بر لب خود داشت فاطمه از او به غیر ناله و گریه صدا نبود میخواست رنج غربت من را به دل کند دردا ز داغ و غصه بسیار، جا نیود جانش به روی لب شدودلخسته از همه جز آرزوی مرگ، برایش دعا نبود حتی برای پا شدن و راه رفتنش او را به غیر شانه زینب، عصا نبود گیرم که بود شانه زینب عصای دست اما توان و قوت و تابی به پا نبود اینگونه ای که پرشده از غصه خانه ام آشفته اینچنین ، دل ماتمسرا نبود اسلام مولایی
بیهوده نیست اینهمه نالیدن از فراق آتش زده فراق تو بر حاصل علی هجرت نصیب من شدورفتی تو از برم داغت در این میانه شود قاتل علی سوسو زنان چو شمع بسوزم به یاد تو جز غصه نیست،سهم دل از محفل علی تنها نه آنکه شعله به جانم نشانده ای بنشانده ای به سفره ماتم دل علی غیر از نوای ناله نخیزد ز خانه ام ماتمسرا ز بعد تو شد منزل علی کاری نموده هجرتوبا مرتضی که شد آغشته با عزای تو آب و گل علی دیگر به سوی وادی نالیدن و فغان طی میشودبه روز وشب این محمل علی اسلام مولایی
آن رتبه را که هیچ کسی از ازل نداشت زهرا همیشه داشت که چون خود مثل نداشت از این جهت شبیه به پروردگار بود که اصلِ اصل بوده و اصلاً بدل نداشت حتی اذانِ حیّ علَی الغربت علی بی ذکر نام فاطمه خیرالعمل نداشت شیعه دلش چنین ز غمِ در نمی شکست مانند مرتضی اگر این خانه یل نداشت هر چند سومین پسرش را بدون شک در اوج عرش داشت ولی در بغل نداشت سوگند می خورم به خود نام فاطمه زهرا اگر شهید نمی شد اجل نداشت مهدی رحیمی
ای شده آب ز هجران خود آبم نکنی بانوی خانۀ من خانه خرابم نکنی بی جوابست سلامی که به مردم دارم منتی بر سر من دار ، جوابم نکنی منکه خود سوخته از طعنۀ اغیار هستم بیش از این شعله بر این قلب کبابم نکنی از تو من خواهشی ای یار وفادار کنم کز غم رفتن خود در تب و تابم نکنی تو بمان پیش علی، قول بده زهراجان سبب طعنه هر پیر و شبابم نکنی یاس نیلوفریم میشود از هجرانت زیر دستان ستم پیشه گلابم نکنی داغ تو سخت بُوَد بر من و بر طفلانت بوترابم من و تو جا به ترابم نکنی ترس دارم که عزادار تو باشم،تو بیا صید خونین شده چشم پر آبم نکنی چقدر درد سر و سینه عذابت داده من غریبم، ز جدایی تو عذابم نکنی اسلام مولایی
داغ تو را بهانه گرفتم گریستم از قبر تو نشانه گرفتم گریستم یک گوشه از محلّه ی غم آشنای تو با یادت آشیانه گرفتم گریستم از کوچه های تنگ گذشتم شبیه تو وقتی سراغ خانه گرفتم گریستم نامحرمان‌ زدند تو را من هم‌ از غمت یک روضه محرمانه گرفتم گریستم لازم نشد سوال کنم رفته ای کجا از ردّ تازیانه گرفتم... ! گریستم مقتل نوشته شانه ات از کار مانده بود بر موی خود که شانه گرفتم گریستم مضمون تو عنایت محض است بیگمان تا حسّ ِ شاعرانه گرفتم گریستم محمد حسن بیات لو
گفتم این اشک که مرحم بشود حیف نشد مرحم آتشِ قلبم بشود حیف نشد مادرم گفت نگو ، سوختم از خاموشی زینب ای کاش که مَحرم بشود....حیف نشد فدک و خانه‌ی امن و جگری بی آتش گفتم ای کاش که با هم بشود حیف نشد رفته بودیم بیاییم مگر مادرمان ذره‌ای راحت از این غم بشود حیف نشد هرچه کردم به کناری بروند و برویم راهی از کوچه فراهم بشود حیف نشد خواستم چادرِ مادر نخورَد خاک که خورد جایِ او قامتِ من خم بشود حیف نشد خواستم نشکند آنروز غرورم که شکست مانع آنهمه ماتم بشود حیف نشد کوچه‌اش سنگ و دلش سنگ و دو دستش سنگین خواستم ضربت او کم بشود حیف نشد حسن لطفی
🔸بین الطلوعین 🔸 🔸 پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله سلم): «هر کس از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مصلّاى خویش بنشیند و به تعقیب نماز مشغول باشد، خداوند او را از آتش دوزخ محفوظ دارد». 🔸 رسول خدا(صلی الله علیه و آله سلم): هر کس هنگام صبح، هفت بار این آیات را بخواند، در آن روز از بلاها محفوظ باشد: «فَاللهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ، انَّ وَلِیِّى‏ اللهُ الَّذى‏ نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحینَ، فَانْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِى‏ اللهُ لا الهَ الَّا هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیم 🔸هر کسی صبح کند و چهار نعمت خدا را یاد نکند، می‌ترسم که این نعمت‌هاى خدا از او زایل گردد؛ آن چهار نعمت و سپاس بر آن، چنین است: «الْحَمْدُ للهِ الَّذى‏ عَرَّفنى‏ نَفْسَهُ، وَ لَمْ یَتْرُکْنى‏ عَمْیانَ الْقَلْبِ، الْحَمْدُ للهِ الَّذى‏ جَعَلَنى‏ مِنْ امَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى ‏اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، الْحَمْدُ للهِ الَّذى‏ جَعَل‏ رِزْقى‏ فى‏ یَدَیْهِ وَ لَمْ یَجْعَلْ رِزْقى‏ فى‏ ایْدی ‏النَّاسِ، الْحَمْدُ للهِ الَّذى‏ سَتَر ذُنُوبى‏ وَ عُیُوبى‏، وَ لَمْ یَفْضَحْنى‏ بَیْنَ النَّاس»؛ 🔸 امیر مؤمنان حضرت على(علیه السلام): «هر کس هرکدام از سوره‌هاى توحید و قدر و آیة الکرسى را یازده بار پیش از طلوع آفتاب بخواند، از خسارت‌هاى مالى محفوظ می‌ماند». 🔸 امیرمؤمنان حضرت علی(علیه السلام): «ذکر خدا، بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب، حتّى از مسافرت تجارتى نیز، در جلب روزى مؤثّرتر است». 🔸 حضرت امام محمدباقر(علیه السلام): «خواب صبح، شوم و نامیمون است؛ روزى را دور می‌سازد، رنگ صورت را زرد و متغیّر می‌کند. خداوند متعال، روزى را بین ‏الطّلوعین تقسیم می‌کند، از خواب در این زمان بپرهیزید و بدانید که منّ و سلوى‏ (دو غذاى لذیذى که براى بنی‌اسرائیل نازل می‌شد) در این ساعت بر بنی‌اسرائیل فرود می‌آمد». 🔸 حضرت امام محمد(علیه السلام): «هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه استغفار کند، خداوند او را بیامرزد». حضرت امام محمد(علیه السلام): «هر کس سوره "قدر" را پس از طلوع فجر هفت بار بخواند، هفتاد صف از فرشتگان بر او درود می‌فرستند و هفتاد مرتبه براى او طلب رحمت می‌کنند». 📖 ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۶۵
در بین کوچه بود که ناگه تو را زدند در حیرتم که با چه دلی و چرا زدند؟ درپشت درچوضرب لگدسینه ات شکست مهر شکست بر جگر مرتضا زدند دلخور از این زمانه بی وفا شدم کز بغض خویش، دار و ندار مرا زدند بانوی مهربان مرا بی وجود من بی جرم و بی گنه وسط کوچه ها زدند اینان که شعله بر دل زهرای من زدند ناآشنا نبوده به ما،آشنا زدند اینگونه شد ادا به خدا مزد مصطفا ضرب لگد به پهلوی خیرالنسا زدند ای وای من که پیش علی تازیانه بر جسم ضعیف دختر خیرالورا زدند میخ دری که سرخ شدازشعله های خصم یا رب به جسم همسر شیر خدا زدند گوئید این خبر به تمامی شیعیان سیلی به روی فاطمه ام بی هوا زدند اسلام مولایی
اندوهِ تو به کُنج دلم آشیان گرفت شوق مرا عذار به معجر نهان گرفت چشمان خونفشان مرا ماه دیده است بزم عزای غربت من آسمان گرفت ای همنفس که هر نفس آمد ز نای تو طغیان خون تازه دمادم دهان گرفت برسینه ای که معدن عشق ومحبّت است ماتم، چگونه میخِ در از کین مکان گرفت خود گو که پشت در چه شد آنروزِ واقعه کز من امید و از توعزیزم توان گرفت راهی نرفته،بسکه تو دست برکمر شدی دیوار خانه بهر شکایت زبان گرفت جانِِ مرا به جانِ تو سوگند فاطمه تیر نشان ندادن رویت نشان گرفت گر چه ربود صبر تو را غربتم ولی صبر مرا ز کف،غمِ قدِ کمان گرفت اسلام مولایی
بی نشان را مزار لازم نیست عاشقش را قرار لازم نیست این گلی را که غنچه هم دارد پشت یک در فشار لازم نیست باغبانی که زار و افسرده بین چشمش که خار لازم نیست بانویی که شکسته پهلویش حالتی گریه دار لازم نیست یا به طفل شهید گشته ی او ضربه ای ناگوار لازم نیست شاهد کوچه های ظلمت را گریه بی شمار لازم نیست بعد زهرا برای دست علی قبضه ذوالفقار لازم نیست فاطمه می رود شبانه ولی میشود غرق سوز و ناله علی محمد حبیب زاده
یا حسین یا حسین من گدای توام شکر حق همه عمر با ولای توام بر تو دل بستم گل شادابم در همه عالم تویی اربابم یا حسین مولا مددی آقا(۲) مهر و محبت حسین اعتبار من است نوکری درت افتخار من است ریزه خواری از ریزه خوارانم هر شب و هر روز بر تو مهمانم یا حسین مولا مددی آقا من به درگاه تو گرچه ناقابلم از طفولیتم لطف تو شاملم شاکرم مولا به تو دل بستم تو گرفتی از مرحمت دستم یا حسین مولا مددی آقا در ره عشق تو موی من شد سپید دست من خالی و به تو دارم امید من به درگاهت نوکرم ارباب وقت جان دادن تو مرا دریاب یا حسین مولا مددی آقا کرده بار دگر دل هوای حسین بر مشامم بوی کربلای حسین بر لبم امشب این نوا دارم آرزوی کرب وبلا دارم یا حسین مولا مددی آقا شامل من شده کرمت یا حسین جنت من بود حرمت یاحسین عطروبوی رضوان کنم احساس بین قبر تو ،حرم عباس یا حسین مولا مددی آقا من درآرزوی کربلای توام عاشق حرم باصفای توام دعوت بنما یا حسین مولا کربلا بین الحرمین، آقا یا حسین مولا مددی آقا یادم افتاده از محشر کربلا گریه زینبت در وداع شما شور و حالی بود روز عاشورا گریه ها می کرد زینب کبرا یا حسین مولا مددی آقا سوی میدان مرو لاله احمرم چونکه گردی شهید یاحسین دربرم ای برادر آیم به سوی تو جای مادر بوسم گلوی تو یا حسین مولا مددی آقا زینبم زینبم گل غم پرورم جان من خواهرم گریه کم کن برم کن دعا بهرم خواهرم زینب یادمن هم باش درنمازشب یا حسین مولا مددی آقا _السلام