eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
عکس امشب که خوش‌ احوال تو را می‌بینم عصر فردا ته گودال تو را می‌بینم آمدم تا که دلی سیر کنارت باشم شانه بر مو بزنی، آینه دارت باشم چقدَر پیر شدی!؟ از حسنم پیرتری! از من خسته به والله! زمین‌گیرتری! مادرم بود که آگاه ز تقدیرم کرد من اگر پیر شدم، پیری تو پیرم کرد عصر فردا به دل مضطر من رحمی کن ته گودال به چشم تر من رحمی کن من ببینم که تو بی پیرهَنی می‌میرم تکیه بر نیزه‌ی غربت بزنی، می‌میرم سر گودال من از هول و ولا خواهم مرد زودتر از تو در این کرب و بلا خواهم مرد پنجه‌ی کینه به مویت برسد، من چه کنم!؟ نیزه‌ای زیر گلویت برسد، من چه کنم! مُردم از غم، بروم فکر اسیری باشم قبل از آن، فکر مهیّای حصیری باشم ✍️
چنان اسفند می‌سوزد به صحرا ریگ‌ها فردا چه خواهد شد مگر در سرزمین کربلا فردا تمام دشت را زینب به خون آغشته می‌بیند مگر باران خون می‌بارد از عرش خدا فردا برادر! دل گواهی می‌دهد امشب شب قدر است اگر امشب شب قدر است، قرآن‌ها چرا فردا... همه در جامۀ احرام دست از خویشتن شستند شگفتا عید قربان است گویا در منا فردا ببین شش‌ماهه‌ات بی‌تاب در گهواره می‌گرید علی از تشنگی جان می‌دهد امروز یا فردا ببوسم کاش دست و پای اکبر را و قاسم را همانانی که می‌افتند زیر دست و پا فردا برادر! وقت جان افشانی عباس نزدیک است قیامت می‌شود وقتی بگوید یا اخا فردا برادر! خوب می‌خواهم ببینم روی ماهت را هراسانم که نشناسم تو را بر نیزه‌ها فردا به مادر گفته بودم تا قیامت با تو می‌مانم تمام هستی من، می‌روی بی من کجا فردا؟ ✍️
بد جور دلشکسته‌ای و گریه می‌کنی از اشک، چهره شسته‌ای و گریه می‌کنی بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم بر خاک‌ها نشسته‌ای و گریه می‌کنی امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن امشب عجیب خسته‌ای و گریه می‌کنی خونِ جگر برای شما قوت شب شده با ناله عهد بسته‌ای و گریه می‌کنی هیأت تمام شد؛ همه رفتند و تو هنوز یک گوشه نشسته‌ای و گریه می‌کنی آبی بزن به صورتِ مادر، زِ دست رفت چون مادرت شکسته‌ای و گریه می‌کنی ✍️
بيا كه گنبد خضراست ديده بر راهت بيا كه حيدر تنهاست ديده بر راهت چقدر منتظران تو بي صدا رفتند نگاه مضطرب ماست ديده بر راهت به هر ديار عزادار مادرند همه بيا كه عترت طاهاست ديده بر راهت قسم به خاك نشسته به چادر مادر سكوتِ غربتِ دنياست، ديده بر راهت هنوز ناله‌ی مادر به گوش می‌آيد ببين كه حضرت زهراست ديده بر راهت كنار بستر غرق به خون مادرتان هنوز زينب كبراست ديده بر راهت ميانِ گوديِ مقتل حسين افتاده هنوز زير لگدهاست ديده بر راهت به ناله‌هاي بُنَيَّ كنار آن گودال زني كه غرقِ تماشاست، ديده بر راهت نشسته بي ادبي رويِ سينۀ ماهش ببين كه مادرت آن‌جاست ديده بر راهت ✍️
ای گیسوی هماره پریشان کربلا ای چشمه‌ی همیشه خروشان کربلا با ما بگوچه ديده‌اي اي خون گريسته! در سرخي عقيق سليمان كربلا هر یک فراز ناحیه صد مقتل آتش است از اعظم مراثی دیوان کربلا گفتی لَاَنْدُبَنَّکَ یا جدّی الغَریب! گفتی که جان فدای تو اي جان کربلا! آب خوش از گلوی تو پایین نمی‌رود با یاد خشکی لب عطشان کربلا آه از دمي كه لشكر اعدا نكرد شرم كردند رو به خيمه‌ی سلطان كربلا صفین اگر که مصحف قرآن به نیزه دید بر نیزه رفت قاری قرآن کربلا ✍️
رخصت از عشق گرفته است علم بردارد یاعلی گفته و شمشیر دو دم بردارد خیمه‌ها سوز عطش داشت، پریشان می‌رفت مشک بر شانه‌ی خود حضرت باران می‌رفت کوفیان بهت زده، محو رجزخوانی او هیبت حیدری‌اش طلعت پیشانی او لشکر از غرش این شیر به تنگ آمده است این جوان کیست که این‌گونه به جنگ آمده است؟ شده پُرِ ولوله با هر قدمش قلب سپاه گفت: لا حول و لا قوة الا بالله کودکان چشم به راهند ولی آه، نشد آسمان تیره شد و صحبتی از ماه نشد دامن دختری از سوز چپاول می‌سوخت باغبان از نفس افتاد، ولی گل می‌سوخت ✍️
نگاه او دل از ارباب می‌بُرد ز چشم اهل کوفه خواب می‌بُرد اگر سقا به باران امر می‌کرد تمام کربلا را آب می‌بُرد ✍️
امشب شهادت‌نامۀ عشاق امضا می‌شود فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می‌شود... امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی فردا صدای الامان، زین دشت برپا می‌شود امشب کنار مادرش، لب‌تشنه اصغر خفته است فردا خدایا! بسترش، آغوش صحرا می‌شود امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده‌اند فردا به زیر خارها، گم‌گشته پیدا می‌شود امشب رقیّه حلقۀ زرین اگر دارد به گوش فردا دریغ این گوشوار از گوشِ او وا می‌شود امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان فردا کنار علقمه، بی‌دست، سقا می‌شود امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفا‌ست فردا ز مرکب سرنگون، این سروِ رعنا می‌شود... امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را فردا عزیز فاطمه، بی‌یار و تنها می‌شود امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود... ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد «حسان» فردا اسارت‌نامۀ زینب چو اجرا می‌شود ✍️
یک ماه خون گرفته7-غلامرضا سازگار یـا حضـرت صدیقه سرت باد سلامت در کرب و بلا گشته به پا شور قیامت شب قتل حسین است (2) امشب پسر فاطمه مشغول نماز است فـردا به سر نیزه سرش گرم نیاز است شب قتل حسین است (2) امشب به حرم اشک‌فشان طفل رباب است فـــردا ز غــــم او جـگـــــر آب کـبـــــاب است شب قتل حسین است (2) امشب ز رخ دخت علی رنگ پریده فـردا بزنـد بوسه به رگ‌هـای بریده شب قتل حسین است (2) امشب به حرم اشک‌فشان زینب کبراست فـردا سـم اسـب و بـدن یـوسف زهراست شب قتل حسین است (2) امشب شب‌ بی‌تابی لیلای حزین است فــردا تـن صـدپــاره اکبـر بـه زمین است شب قتل حسین است (2) شش‌ماهه قرآن ز عطش تاب ندارد سقـا بـه جــز از خون جگر آب ندارد شب قتل حسین است (2)
شب عاشورا یک ماه خون گرفته7-غلامرضا سازگار ای شهیدانِ حق امشب شب میلاد شماست کــه شمـــا یــاد خـدایید و خـدا یــاد شماست بـــاغ ایثــــار بنـــی فــــاطمــه آبــــاد شماست گـــل لبخنــد خــــدا زخـــم خــدا داد شماست همـه احـرام ببندید بــرای فردا همه بر مرگ بخندید برای فردا حبـذا عــابـس و ضــرغامـه و یحیـــا و بُـریر ای حبیـب ای تــو ســراپـات همـه نور زهیر ای همـه کــرده بـه معراج الی اللهی سیر همه پیوسته به یار و همه بگسسته ز غیر طور سینای تجلا دل آگاه شماست نَفَسِ ختم رسل بدرقۀ راه شماست قطره‌هایی که همه وصل به یک دریایید جان گرفته به کف و وقف بنی الزهرایید از ازل منتـخــب مکتــب عـــــاشــورایید مــا از امشب ز شماییم و شما از مایید نـه فقــط یـــار امـــام شهــدایید همه از همین لحظه در آغوش خدایید همه ای به صحرای شهادت شده همسنگر من پیـش روی همگــان پشــت ســر مــادر من همه سرمست شهادت شده از ساغر من بشنــویـد از گــــل لبخنــد علــی‌اصـغــر من ظهـر فـردا همـه بـاید هدف تیر شوید همه سیراب ز آب دم شمشیر شوید علـی‌اکبـر تـو دگـر خـون خــدایی پسرم قلب من چشم و چراغ شهدایی پسرم به خدا وصلی و از خویش جدایی پسرم ظهـر فــردا بـه ره دوسـت فدایی پسرم زخم‌های بدنت بر تو مبارک باشد اربـاً اربا شدنت بر تو مبارک باشد قاسم ای مرگ به کامت ز عسل شیرین‌تر تـو بـه جـای پسـر و مـن بـه تــوام جای پدر عضــو عضـــو بـــدنت عــاشـق تیـر و خنجـر زرهـــت پیــرهـن و سینــــۀ پــــاک تــو سپر دامـن مقتـل خـون حجله‌گـه شادی توست باخبر باش که امشب شب دامادی توست ای علمـدار مـن ای حیــدر حیــدر عبــاس ای همـه لشکــر مـن در دل لشکر عباس پـــــاســدار حـــــــرم آل پیمـبـــر عبــــاس دست تو، دست علی ساقی کوثر عباس غرقه خون دامن صحرات مبارک باشد پســرم گفتـن زهـــرات مبــارک باشد ظهـر فــردا همــه هسـت تـو فدا می‌گردد دست‌هایت چو گل از شاخه جدا می‌گردد سـر تـــو چشــم تــو تقـدیم خـدا می‌گردد خــون تـــو خـــون امــــام شهــدا می‌گردد تــو ادب را پــدری و تــو علی را پسری نه فقط باب حسینی که حسین دگری زینــب فــــاطمـه ای آینــــۀ مــــادر من اولیـن زائـــر صـدپـــاره تــن بی‌سـر من قتلگــه غـــار حــــرا و تــــو پیــام‌آور من تو چهل منزل هم‌رزمی و هم‌سنگر من کــربلا منتظــر همــت مــردانۀ توست پرچم فتح الهی به روی شانۀ توست انقـلاب تــو پــس از قتـل مـن آغـاز شود گــام گـــام تـــو هــــزاران پــر پرواز شود تو همانی که حسین از تو سرافراز شود بــاید از خطبــۀ تــو مشـت عدو باز شود تیـغ تیــز سخنت بـاد مبارک زینب کعب نی بر بدنت باد مبارک زینب ظهــر فــردا تــو بـــه گـــودال مرا مهمانی بــر نبــی روضــۀ جــانسوز مــرا می‌خوانی همچنــان کـــوه مقــــاوم روی پـا می‌مانی چشم قرآن به تو باز است خودت می‌دانی مــن ســر نیــزه تــو همگـام چهـل منزل من می‌شود همسفرت هم سر من هم دل من گــوش کـن دختــر زهــرا سخنـم را، بایَسْت تــو دهـی یک تنه بر این سپه کفر شکست عهد من با تو همین بوده همان صبح الست کــه بگیـــری تــن مجــروح مـرا بر سر دست در همان مقتل خون شاد کنی روح مرا بــه خــدا هدیـه کنــی پیکـر مجروح مرا
نشستم زیر نور ماه گفتم همانا با دلی آگاه گفتم نجف تا کربلا در راه گفتم پس از تقدیم بسم الله گفتم ردیف مطلعی زیبا حسین است "نجات اهل عالم باحسین است " چه گویم در غزل با استعاره چه گویم در مراثی با اشاره به‌غیراز او نباشد راه چاره خوارج را بگو میراث دارِ، علی عالی اعلا، حسین است "نجات اهل عالم باحسین است " از او فرمایش و از ما اطاعت چه می‌خواهیم از او غیر از سعادت؟ سعادت چیست جز فیض شهادت؟ امید شیعه در روز قیامت عزیز حضرت زهرا حسین است "نجات اهل عالم با حسین است " حسینی که دو عالم مخلص اوست ارادتمند حر و عابس اوست کرامت ویژگیِ شاخص اوست امام هشتم ما وارث اوست رضا هم نیز سرتاپا حسین است "نجات اهل عالم با حسین است " زیارت رفته رو در رو بخواهید همیشه حاجت نیکو بخواهید دو قطره اشک آب رو بخواهید هدایت را فقط از او بخواهید که مصباح الهدي تنها حسین است "نجات اهل عالم با حسین است " گلم را با تولایش سرشتند سپس بر طالعم نوکر نوشتند اگر که خوب و بد، زیبا و زشت‌اند محبانش همه اهل بهشت‌اند کلید جنت الاعلی حسین است "نجات اهل عالم باحسین است " به این آقا کسی دل داده باشد زهیری گردد و آزاده باشد دلم می‌خواست اکبر زاده باشد سرم پای حبیب افتاده باشد ولیِّ امر بی پروا حسین است "نجات اهل عالم با حسین است " کلامش حق، کلامش نور مولا طنین خطبه‌اش پر شور، مولا اگرچه شد تنش رنجور، مولا نرفته زیر بار زور، مولا حماسه‌ساز عاشورا حسین است "نجات اهل عالم با حسین است " بنازم خط و مشی کشوری را که می‌پوید ولایت محوری را ببین عمق کلام رهبری را که معنا می‌کند روشنگری را مراد حضرت آقا حسین است "نجات اهل عالم باحسین است " شهیدان کشته‌ی راه خدایند سبک‌بالان از دنیا رهایند پرنده‌تر ز مرغان هوایند بلاگردان شاه کربلایند امام حاج قاسم‌ها حسین است "نجات اهل عالم باحسین است " به گوشم می‌رسد آوای غزه صدای کودک تنهای غزه امیدی هست بر فردای غزه بگو با هر مجاهدهای غزه به فکر مردم دنیا حسین است "نجات اهل عالم با حسین است" چه بیم از اینکه سرها روی تن نیست به تن‌های شهیدان هم کفن نیست کفن نه بلکه حتی پیرهن نیست کسی این روزها فکر یمن نیست شعار مردم صنعا حسین است "نجات اهل عالم با حسین است" :: علی رغمی که سینه گشته سنگین محاسن شد به خونش نیز رنگین نوای یا غیاث المستغیثین به لب دارد امام کشته‌ی دین تنی که مانده در صحرا حسین است "نجات اهل عالم باحسین است " ✍️
دیر آمدم، دیدم سرت دست سنان بود گودال منبر بود و زخمت روضه‌خوان بود افتاده بودی زیر نعل تازه‌ی اسب با این که زیر پای تو هفت آسمان بود این نامرتب بودنت تقصیر شمر است تاراج جسم تو ولی فکر سنان بود انگشترت هرچند دست یک نفر رفت پیراهنت اما به دست این و آن بود نزدیک مغرب شمر جسمت را رها کرد از خون وضو می‌ساخت، هنگام اذان بود با قامت خم رفتم از گودال بیرون یادش بخیر آن روز که زینب جوان بود حتی تنور از داغ تو آتش گرفته خولی سرت را برد، فکر آب و نان بود مقتول، زیر آفتاب کربلا ماند قاتل ولی تا شام، زیر سایبان بود... ✍️ سروده گروه