🔵 تبیین نقایص و شرور در نظام احسن
🔷 انواع نقص:
1️⃣ ذاتی: هر معلول و مخلوقی از آن جهت که معلول و مخلوق است، ناگزیر مرتبهای از نقص را دارد و هرچه در مراتب وجود، پایینتر رویم، مراتب نقص بیشتر میشود.
2️⃣ نسبی: این نقص مخصوص عالم تزاحم (عالم ماده) است و ذات اشیا را نشانه نمیگیرد؛ بلکه در ارتباط آنها با یکدیگر شکل میگیرد.
🔹نقص ذاتی لازمه ذات معلول است و تنها راه رفع آن، حذف اصل وجود معلول از عالم وجود است که این کار خلاف حکمت است.
🔹نقص نسبی نیز اگر بهگونهای باشد که مجموع کمالات حاصل با وجود عالم تزاحم بیشتر از کمال جهانِ منهای عالم ماده باشد، قابل چشمپوشی است و مقتضای حکمت، وجود عالم تزاحم است.
🔹نقص ذاتی جبرانپذیر نیست؛ اما نقص نسبی جبرانشدنی است.
🔶خلاصه: نقص ذاتی اجتنابناپذیر است. با فرض مصلحت داشتن اصل وجود عالم تزاحم، نقص نسبی نیز اجتنابناپذیر است (حتی در نظام احسن) افزون بر اینکه جبرانپذیر نیز هست.
.
🔴 شبههای درباره نظام احسن
🔷 چرا همه انسانها از آغاز کامل آفریده نشدهاند و حتی سرانجام نیز همه آنها کامل نخواهند شد؟
🟢 پاسخ
اینها از لوازم مرتبه وجودی انسان است؛ زیرا انسان موجودی مختار است و لازمه رشد اختیاری این است که از آغاز کامل نباشد و بتواند با اختیار، کاملتر یا ناقصتر شود.
.
🔴 شبههای دیگر درباره نظام احسن
🔷 حکمت فقر و بیماری و مرگ چیست؟ اگر جهان با اینها کاملترین است، پس مبارزه با اینها دیگر چرا کمال است؟
🟢 پاسخ
کمالی که به لطف این امور به دست میآید، بسیار بیشتر از چیزی است که از دست میرود:
🔹بستر رشد فضایل اخلاقی و کمالات معنوی (فداکاری، صبر، توکل، رضا، امید، شکرگزاری، نوعدوستی، اضطرار)؛
🔹زوال غفلت از نیاز انسان به خدا؛
🔹تقویت کمال بندگی خدا؛
🔹تقویت توحید افعالی؛
تلاش برای مبارزه با این نقایص نیز ـــ هرچند هرگز به ریشهکن شدن آنها نمیانجامد؛ زیرا این امور جزو سنت الهیاند ـــ عامل رشد بسیاری از کمالات است و از آن جهت مطلوب است.
🔸به بیان دیگر، اصل فقر و بیماری و مرگ، بستری است برای رشد برخی کمالات؛ اما رها گذاشتن آنها و مهار نکردنشان میتواند موجب از دست رفتن برخی کمالات دیگر شود؛ بنابراین مهار کردن آنها نیز موجب تحصیل کمال است. مثل اینکه اصل تنبیه کردن فرد غافل و خطاکار، مصلحت است و محدود کردن آن و بیش از حد ادامه ندادنش نیز مصلحت است و این مصلحت با مصلحت اصل تنبیه ناسازگار نیست.
.
🔵 نتیجه
🔷 نقایص و شرور در این جهان متناسب با طرح کلی نظام احسن تحقق مییابند و البته برخی از آنها با علل و عوامل خود که در همین نظام پیشبینی شدهاند، قابل تغییرند.
🔹اثبات اینکه همه این امور، لازمه وجود نظام احسن هستند، تنها بر اساس برهان حکمت خداوند میسر است و معقول نیست که نتیجه برهان عقلی را با توهم و استبعادهای خیالی زیر پا بگذاریم.
.
💡بسیاری از شرور و نقایص، محصول سوء اختیار ماست که از لوازم اصل اختیار است (شر اخلاقی).
🔵 معانی اختیار
1️⃣ تأثیر خواست فاعل در فعل خود ≠ جبر (تأثیر عامل بیرونی و جلوگیری از تأثیر خواست فاعل در فعل خود).
2️⃣ انتخاب با وجود گرایشهای متضاد (فاعل دست کم دو گرایش متضاد داشته باشد و در عمل، یکی را بر دیگری ترجیح دهد).
3️⃣ تأثیر خواست فاعل در فعل خود بدون فشار عوامل بیرونی ≠ اکراه و اضطرار (اکراه زاییده فشار شخص مختار دیگری است و اضطرار زاییده عوامل و شرایط غیراختیاری بیرونی است).
🔷 منظور از اختیار در مقابل جبر، معنای اول است؛ زیرا معنای دوم در مقابل جبر قرار نمیگیرد. در معنای سوم نیز اکراه و اضطرار، تأثیر خواست فاعل در فعل خود را بهکلی از بین نمیبرند؛ بنابراین جبر حقیقی نیستند.
.
🔵 مختار بودن انسان
🔷 ما مختار بودن خودمان را با علم حضوری درک میکنیم و مختار بودن دیگران را با علم حصولی و استدلال (بررسی آثار و نشانههای اختیار در کردار و گفتار) میفهمیم که امری نزدیک به بدیهی است.
🔹بنابراین شبهات مربوط به جبر و اختیار، شبهه در برابر بدیهی است.
.
🔴 شبههای درباره جبر و اختیار
🔷 شبهه نخست (علم مطلق خدا مستلزم جبر):
1️⃣ خدا میداند که «الف» کار «ب» را انجام میدهد.
2️⃣ علم خدا مطابق با واقع است ضرورتاً.
3️⃣ پس «الف» کار «ب» را ضرورتاً انجام میدهد.
4️⃣ پس تحقق کار «ب» از فاعل «الف» به خواست «الف» بستگی ندارد.
🟢 پاسخ
🔷 هر کاری که انجام میشود با وصف ضرورت انجام میشود. علم ذاتی مطلق خدا به غیر خود به معنای آگاهی خداوند از این ضرورت و قطعیت است. تحقق این ضرورت وابسته به اجزای علت تامه است که خواست «الف» جزئی از آن است.
🔹به بیان دیگر، خدا میداند که «ب» از آن جهت که «الف» آن را میخواهد، قطعاً واقع میشود.
.
🔴 شبههای دیگر درباره جبر و اختیار
🔷 شبهه دوم (اختیار مطلق خدا مستلزم جبر):
اگر هر کاری که هر کسی انجام میدهد، به خواست خداوند است (توحید افعالی)، پس خواست هیچ فاعلی غیر از خدا در فعلش مؤثر نیست. اختیار مطلق خدا مستلزم جبر انسان است.
🟢 پاسخ
🔷 اجتماع دو یا چند فاعل مختار بر یک فعل ممکن است (علل طولی، مباشر و غیرمباشر).
🔶 تمثیل برای رفع استبعاد: تصور کنید یک نویسنده خیالی را که با واسطه دست خود مینویسد. حرکت دست آن نویسنده، دو علت فاعلی مختار دارد: نویسنده و تصورکننده این صورت ذهنی.
.
🔵 نتایج نظری خداشناسی
1️⃣ نیازمندی دائمی مخلوقات به خداوند؛
2️⃣ توحید در مالکیت و ربوبیت تکوینی خداوند نسبت به موجودات دیگر؛
3️⃣ توحید در مالکیت و ربوبیت تشریعی؛
4️⃣ نفی اومانیسم و سکولاریسم و لیبرالیسم؛
5️⃣ نیازمندی به خداوند هنگام دارایی و نداری (الهی انا الفقیرُ فی غِنایَ فَکیفَ لااَکونُ فقیراً فی فقری)؛
6️⃣ تفاوت علیت خداوند با علیت پدیدههای مادی (با کشف علتهای گوناگون، علیت خدا نفی نمیشود)؛
7️⃣ درک رابطه نزدیک با خدا (در رابطه عینالربطی هیچ واسطهای میان موجود رابط و طرف ربط نیست).
.
🔵 نتایج عملی خداشناسی
1️⃣ احساس خشوع و پرهیز از گردنکشی و طغیان (اِنَّ الاِنسانَ لَیَطغَی اَن رَآهُ استَغنَی)؛
2️⃣ توحید در استعانت و اصالت ندادن به اسباب و علل مادی و در عرض خدا قرار ندادن آنها⏪ دعا و تضرع؛
3️⃣ سپاسگزاری از خدا در زبان و عمل (و قلیلٌ مِن عِبادیَ الشَّکور)؛
4️⃣ نداشتن ترس از دیگران و رودربایستی از دوستان و اثرپذیری از بدخواهان (اَلا اِنَّ اَولیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنون)؛
5️⃣ محبت عمیقی که از آگاهی به توجه و عنایت شدید و دائمی خدا که در عین بینیازی به ما دارد، حاصل میشود.
🔷 بهطور کلی ریشه همه فضایل اخلاقی و سعادت انسان، توحید است و ریشه همه رذایل اخلاقی و شقاوت او، شرک و دوری از خدا است.
.