(صادق هدایت):چطور من شدم شبیه کافکا؟ کافکا به هر حال نان و آباش را داشت، نامزدش را داشت، کتابهایش را اگر میخواست چاپ میکردند؛ ولی مسلول بود و مُردنی! من برعکس نه نان دارم، نه نامزد، و بخصوص نه خواننده؛ اما بدنم سیو هفت درجه حرارت دارد. جان سگ دارم. هزارو یک بلا سر خودم آوردهام و باز هم رو پا بندم.