eitaa logo
علمدارکمیل
344 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
43 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تحت نظر و مراقبت ما هستی وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ . ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻜﻢ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺷﻜﻴﺒﺎییﻛﻦ ﻛﻪ ﺗﻮ تحت نظر ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻣﺎ هستی ، ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ "ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ" ﺑﺮﻣﻰ ﺧﻴﺰی ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ و ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮی . سوره مبارکه طور ، آیات ۴۸ و ۴۹ @komail31
دعوت شده پیامبر💫 همسر شهید: به آقا مصطفی گفتم برای اتمام حجت و آرامش خودم برویم حرم واستخاره بگیریم. وقتی رسیدیم حرم خجالت می کشیدم وارد حرم شوم😞 چون از خدا خواسته بودم که به بنده اش نشان دهد آیا راهی که می رویم درست است یا نه و آیا حضرت آقا راضی به این کار هستند یا نه و خداوند به خوبی با خواب صادقه و تحقیقات نشانم داده بود. وقتی استخاره گرفتیم جوابش اینگونه بود؛ دعوت پیامبر با دعوت انسانهای عادی فرق می کند به او اجازه دهید.☝️ از آقا علی بن موسی الرضا خواستم همانگونه که تا کنون مراقبم بود از این پس نیز هوایم را داشته و صبوری نصیبم کند🌹 هنوز از حرم مطهر بیرون نرفته بودم که به آقا مصطفی گفتم: به گمانم امام رضا(علیه السلام ) برمن منت گذاشتند و صبوری بسیاری به من عطا کردند. ارامشی خاص وجودم را فرا گرفته بود و از آنهمه نا آرامی و بیتابی خبری نبود.🌿 شهید مدافع حرم مصطفی عارفی شهیدی که پیکرش لبخند زد❣️ 💐شادی ارواح طیبه شهدا 💐الـلَّـهــُمَّ صــَلِّ عَـلَـى مُـحَمَــّـدٍ و آلِ مُـحَـمــَّدٍ و عَـجِّـلْ فَرَجَــهم💐 🌺🍃 🌺 @komail31
علمدارکمیل
دعوت شده پیامبر💫 همسر شهید: به آقا مصطفی گفتم برای اتمام حجت و آرامش خودم برویم حرم واستخاره بگیریم
بخشی از زندکی مصطفی عارفی سال‌ها بود که از ازدواج مصطفی و زینب می‌گذشت و در این چند سال چون مصطفی حاضر نبود برای پول درآوردن هر کاری انجام دهد به لحاظ مالی روزها برایشان سخت می‌گذشت.  زینب شرایط سخت مالی را به‌خاطر اخلاق خوب همسرش و خوشی‌هایی که کنار هم داشتند، تحمل می‌کرد  اخم مصطفی وقتی نمایان می‌شد که گناهی را می‌دید و یا قبح‌شکنی‌ها را مشاهده می‌کرد. این مسایل چیزی نبود که او را مثل بسیاری دیگر از افراد جامعه بی‌خیال کند و با دیدن این لحظات رویش را بگرداند و برود. زینب فکر می‌کرد اگر روزی همسرش شهید شود حتما شهید امر به معروف خواهد بود. روزهای زندگی تک پسر خانواده از راه کار در یک پیک موتوری می‌گذشت، اما پیشنهاد پدرش را برای یک کار بهتر قبول نکرد؛ زیرا به واسطه رابطه‌ای که وجود داشت این شغل برایش جور شده بود. گاهی هم بنایی می‌کرد و در کارهای فنی و دکوراسیون ساختمان تبحر خوبی داشت. چند جایی دنبال کار رفت، اما با عقاید او جور درنمی‌آمد. مثل کار در آژانسی که او را مجبور می‌کرد دیش ماهواره جابه‌جا کند و یا خانم‌های بدحجاب را سوار کند. مصطفی کسی نبود که به خاطر پول تن به این کارها بدهد. البته او کوهی مثل زینب را پشت خودش حس می‌کرد و می‌دانست همسرش هم حاضر است سختی را تحمل کند، اما چنین لقمه‌ای سر سفره‌شان نرود.
علمدارکمیل
بخشی از زندکی #شهید_مدافع_حرم مصطفی عارفی سال‌ها بود که از ازدواج مصطفی و زینب می‌گذشت و در این چند 
بالاخره مصطفی همراه چند نفر از اقوام مغازه‌ای باز کردند و کارهای مربوط به MDF و دکوراسیون ساختمان انجام میدادند. رفته رفته رفاه مالی به خانه آنها آمد اما این هم نتوانست مصطفی را از عقایدش دور کند. سال ۹۴ بود که عزم رفتن به عراق کرد تا در مقابل تکفیری‌ها در کنار مردم مظلوم عراق باشد. او اعتقاد داشت آنها مسلمانند و ما باید کنار آنها باشیم. مصطفی در فلوجه عراق مدتی حضور داشت و سپس عازم سوریه شد. او تبحر زیادی در تخریب و ساخت مواد منفجره دست ساز و کار با اسلحه را داشت. تعریف می‌کرد: «ما نیاز به نیرویی داشتیم که در سنگر بنشیند و تفنگی دست بگیرد و هر ۲۰ دقیقه یک‌بار، تیراندازی کند تا داعشی‌ها بدانند که اینجا هنوز نیرو هست. در این راه قبل از آمدن نیروهای ما چند تا شهید عراقی داده بودیم. من یک اسلحه را طوری طراحی کردم که خودش هر ۲۰ دقیقه یک‌بار تیراندازی می‌کرد. این کار چند فایده داشت. اول اینکه دیگر نیروهای‌مان شهید نمی‌شدند بعد اینکه ما به راحتی می‌توانستیم مقر دشمن را شناسایی کنیم. @komail31 ☘☘🌸☘☘
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ 🌸سَر شد به شوقِ تو فصل جوانیَم هرگز نشد که از این در بِرانیَم       🌸یابن الحسن برای تو بیدار می شوم روزت بخیر ای همه‌ی زندگانیم بسم الله الرحمن الرحيم با نام و یاد خدا و به امید یاری و رحمتش ختم چهارم را آغاز میکنیم. هدیه به حضرت حجت، حضرت مهدی عج شهدای فلسطین، شهدای گمنام و شهیدان: امنیت، طلبه هادی عرفانی نیا مسلم خیزاب خلبان اسدالله محمدی خلبان مصطفی صغیری انتفاضه محمد حسین اثنی عشری آیت اله اشرفی اصفهانی ، پنجمین شهید محراب 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ ان شاءالله همه عزیزان که در خوندن زیارت شرکت میکنند، سلامت و عاقبت بخیر و حاجت روا باشند.