کنکور رو اصلا پیشنهاد نمیکنم
در هیچ شرایطی چه برسه شرایطی که ما داریم {[(-_-)(-_-)]}
فکر کردی میتونی منو ناراحت کنی؟
درست فکر کردی. من با هر رفتار کوچیکی ناراحت میشم. حتی وقتی دارم بهت لبخند میزنم ازت ناراحتم، حتی وقت به حرفات گوش میدم ازت ناراحتم، حتی وقتی بغلت میکنم ازت ناراحتم.
این روزا، روزای مهمیه
دلم میخواد بنویسم
برای آیندگان، حداقل برای فرزند خودم.
بنویسم که توی یک سال سه تا جنگ رو تجربه کردیم.
بنویسم که یک مشت عوضی آموزش دیده ریختن توی خیابون و توی دو روز عزیزای چه کسایی گرفتن.چه کسایی مثل مهدیه عشقشون شهید شد.
بنویسم از جهل مردم از ظلم.از درد.بنویسم از صدایی که توی گلو خفه شد از غم.
بنویسم از روزی که توی مدرسه بودیم و جنگ رو کنار هم تجربه کردیم.
بنویسم که در فراق رهبرمون خون گریه کردیم.
بنویسم که چه استرسی رو قبل انتخاب رهبر متحمل شدیم.
بنویسم هر شب با چه حال و هوایی توی خیابونا حاضر شدیم و شعار دادیم.
بنویسم از شوق بعد از روضه شب قدر از انتخاب رهبر.
بنویسم از حرف های در گوشی این بیست و خورده ای شب.
بنویسم از درس خوندن زیر موشک.
بنویسم از این برهه حساس تاریخ.
همین الان که دارم مینویسم صدای انفجار میاد.
دلم میخواست همه این ها رو با جزئیات و شرح احساسات بنویسم. اما حیف کنکور و درس دست و بالم رو بسته.
ولی حداقل به یادگار بمونه از ما در یکی از برهه های حساس تاریخ:)
#شاید