eitaa logo
یک کنج:)
158 دنبال‌کننده
351 عکس
195 ویدیو
0 فایل
تراوشات ذهن! ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4684958
مشاهده در ایتا
دانلود
+چرا گذاشتی؟ _چه میدونستم. اولین بار بود که فکر میکردم یکی دوستم داره.
هدایت شده از  - صَدوسی‌وسه -
یسری غم ها مالِ خودِ آدمه ، انگار به کسی بگه از ارزشش کم میشه . -لحظه‌گرگ‌و‌میش | آيــه ؛
پامو تکون میدم و ساکت میشم که یهو اون وسط نزنم زیر گریه لطفا مزاحمم نشید.
چقدر دلم برات تنگ شده عزیزم:)))
{شد یک سال} سال پیش همین موقع ها اولین داستانم رو نوشتم. بدون من داستانی که شروع خیلی چیزها بود. شروع وابستگی به یک آدم، شروع نوشتن هایم، زنده شدن رویای نوجوانیم. بدون من اولین سناریو نبود. ولی اولیش بود که به رشته تحریر دراومد. اولیش بود که شخصیت هاش واقعی بودن. اولیش بود که دیالوگاش واقعی بودن. ولی خب اولیش نبود که آرزو ها و آرمان های من رو شامل میشد. کسی که تشویقم کرد به نوشتن شد اولین خواننده ام. اولین مشوقم. اولین کسی که به گفته خودش با داستانم اشک ریخت. گرچه اون حالا نیست. گرچه قبل از یک سالگی داستان رفت اما نمیتوانم نقشش را تکذیب کنم. خدایش رحمت کند. بدون من قلم خیلی خفنی نداره. اولین داستانه و خامی های زیادی داره. البته که یک تعداد آدم خوندنش و خوششون اومده ولی خب میتونست قوی تر باشه. با همه اینها انقدر برایم قابل احترام است که بشینم و برای یکساله شدنش متن بنویسم و سر شما را درد بیاورم. البته که من هنوز خود را لایق عنوان نویسنده نمیدانم ولی میتوان گفت که یک سال است که به گفته شاهدان نویسنده ام🖋🕯
قربون خدا برم اشک داشته باشم دلیل نداشته باشم جورش میکنه چاکریمااا
آنچه ماکردیم با خود،هیچ نابیـنا نکرد در میان خانه گُم کردیم صاحـب خانه را (:
بابت قطره قطره این اشک ها آزار دیدم. ولی مطمئنم که قد نصفشون هم آدم بدی نبودم:)
چرا خودمو دست کم میگیرم؟ بابا ندیدی که چقدر از خودم بیزارم. دختر قوی غرغرو نزاشت ببینید چقدر خستم...
یک وقتایی فکر میکنم کاش میشد دوست صمیمیم رو بخورم که کسی دست بهش نزنه و همیشه پیشم باشه ولی خب نمیشه+_+
سنگ قبر آرزو بود:)))