eitaa logo
یک کنج:)
157 دنبال‌کننده
351 عکس
195 ویدیو
0 فایل
تراوشات ذهن! ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4684958
مشاهده در ایتا
دانلود
یک کنج:)
همینجوری که روضه گودال بالا سرش میخوندیم و تو خونه ابدی گذاشتنش ، یه عزیزی داد زد ؛ ببین میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان . . یادم افتاد هنوز چهل سالشم نشده بود قلبِ قشنگم .
حالا لب هایم با سکوت آشنا تر اند:)
یک کنج:)
حالا من تنها کسی که روز دختر رو بهم تبریک میگفت رو دیگه ندارم💔
هدایت شده از |هَمّ|
الصمت‌هوبكاء‌الروح. سکوت‌گریه‌ی‌روح‌است.
خاله جونم امروز هر تبریک روز دختری که گرفتم محکم جای خالیتو زد تو گوشم:))
زندگی رنجم میدهد مرگ لطفا!
بچه ها کلمات به طرز شگفت انگیزی محشرن. اونم وقتی در ترکیب ثقیل و عامیانه جملات قرار میگیرند و متنی بی نظیر تقدیم میکنند. نوشتن و خواندن میتواند تندیس بهترین فعالیت اختراع شده توسط بشر را صاحب شوند اون هم با اختلاففف. وقتی شروع به خواندن میکنی و در عمق تخیلات پرتاب میشوی، وسط یک باغ گیلاس چشمانت را باز میکنی، وسط یک مزرعه گل سرخ یا یک قایق چوبی میان رودخونه. مینویسی از چیزهایی که آرزوی دیدنش رو داری و با نوشتن شخصی رو تصور میکنی که هرگز وجود نداره. میتونم با تمام مخلوقات در برابر این شگفتی عظیم پرودگار سر تعظیم فرو بیاورم. که به یکباره چنان حال را دگرگون میکند که باور نمیکنی انسان چند دقیقه قبل بودی. نوشتن آینه تفکر و تخیله و خواندن مسیر اندیشه.
هدایت شده از کنج خلوت⚘
◈یک‌کنج
از زمانی که به یاد دارم پس از آنکه تمام جهان را با مهر بغل می‌کرد و در گوش همه می‌گفت که دوستشان دارد؛ برای خودش کنجی پیدا می‌کرد و به گوشه‌ای می‌خزید. درست 
برعکس پروانه ها
عمل می‌کرد؛ آنها پس از پیله سر از پرواز در می‌آورند و
او پس از پرواز به پیله پناه می‌برد.
༅به‌قلم‌
کنج‌خلوت
شاید در حرف ها و لبخند ها و نگاه ها نمایان نشود اما من از عمق وجودم با هر رج از تار و پودم خسته ام. اغراق نمیکنم من تمام شده ام. از حمل این جنازه هشیار به ستوه آمده ام. از اینکه به تنهایی زیر تابوت خودم را بگیرم و خودم را تا قبرستان تشیع کنم. خودم برای خودم تلقین بخوانم و خودم لحد ها را به ترتیب بچینم. خودم روی خودم خاک بریزم و خودم برای خودم گریه کنم.کاش خدا بیخیال رسالتم شود بگذارد این جسم هوشیار چشمانش را برای همیشه ببندد. درسته که مرگ پایان نیست و زندگی دیگری هست. اما من اونجا فقط بخاطر اعمال خودم متحمل آسیب میشوم نه دیگران. به تک تک کلمات ثقیل و سبک متن سوگند که چیزی از من نمانده. باقی مانده های روحم را هنگامی که همه بالای قبر زار میزدند و من فقط نگاه میکردم، باختم.
جوری از خودم توقع دارم اشتباه نکنم انگار که هزار ساله زندم. بار اولته که زندگی میکنی طبیعیه...
و هر از گاهی وسط تموم دست و پا زدنام باید ببینم شاید یک کسی منتظره جای آدمها از اون کمک بخوام. پس میسپرم به خودت هر چی تو بخوای!
هدایت شده از |هَمّ|
برایت مراسمِ هفت گرفتیم زهرا جان روضه ات را حسنت خواند؛ حسینت غش کرد.