بچه ها کلمات به طرز شگفت انگیزی محشرن. اونم وقتی در ترکیب ثقیل و عامیانه جملات قرار میگیرند و متنی بی نظیر تقدیم میکنند.
نوشتن و خواندن میتواند تندیس بهترین فعالیت اختراع شده توسط بشر را صاحب شوند اون هم با اختلاففف.
وقتی شروع به خواندن میکنی و در عمق تخیلات پرتاب میشوی، وسط یک باغ گیلاس چشمانت را باز میکنی، وسط یک مزرعه گل سرخ یا یک قایق چوبی میان رودخونه.
مینویسی از چیزهایی که آرزوی دیدنش رو داری و با نوشتن شخصی رو تصور میکنی که هرگز وجود نداره.
میتونم با تمام مخلوقات در برابر این شگفتی عظیم پرودگار سر تعظیم فرو بیاورم. که به یکباره چنان حال را دگرگون میکند که باور نمیکنی انسان چند دقیقه قبل بودی. نوشتن آینه تفکر و تخیله و خواندن مسیر اندیشه.
#دست_نویس
هدایت شده از کنج خلوت⚘
◈یککنج
از زمانی که به یاد دارم پس از آنکه تمام جهان را با مهر بغل میکرد و در گوش همه میگفت که دوستشان دارد؛ برای خودش کنجی پیدا میکرد و به گوشهای میخزید. درستبرعکس پروانه ها
عمل میکرد؛ آنها پس از پیله سر از پرواز در میآورند واو پس از پرواز به پیله پناه میبرد.
༅بهقلمکنجخلوت
شاید در حرف ها و لبخند ها و نگاه ها نمایان نشود اما من از عمق وجودم با هر رج از تار و پودم خسته ام. اغراق نمیکنم من تمام شده ام. از حمل این جنازه هشیار به ستوه آمده ام. از اینکه به تنهایی زیر تابوت خودم را بگیرم و خودم را تا قبرستان تشیع کنم. خودم برای خودم تلقین بخوانم و خودم لحد ها را به ترتیب بچینم. خودم روی خودم خاک بریزم و خودم برای خودم گریه کنم.کاش خدا بیخیال رسالتم شود بگذارد این جسم هوشیار چشمانش را برای همیشه ببندد.
درسته که مرگ پایان نیست و زندگی دیگری هست. اما من اونجا فقط بخاطر اعمال خودم متحمل آسیب میشوم نه دیگران.
به تک تک کلمات ثقیل و سبک متن سوگند که چیزی از من نمانده. باقی مانده های روحم را هنگامی که همه بالای قبر زار میزدند و من فقط نگاه میکردم، باختم.
#اندر_حوالات