آنقَدَر ریخته در سینه غمت بَر سَرِ هم
که به تشویش، در او نیمنفس میگنجد...
دیر از رَه آمدی، زود رفتی ماهِ غم!
یازده ماهِ دگر باید به راهت چشم دوخت(:
هدایت شده از ماح'
یك روز میرسد که بپیچَد درون ِشهر
دیوانه غمت وسط ِروضه در گذشت :)! ..
هدایت شده از - غلام ِحضرت ِقمر -
به حال احتضار افتاده این بیمار اربابم ؛
تمنا میکنم تجویز کن چای عراقی را ..
کربلایی حسین ستودهmix in avay bartar(1).mp3
زمان:
حجم:
4.3M
من آرزو کردم تورو مثل همیشه(((:
کنجِخلوت...!
گاهی اوقات هم دلت میخواد جلوی چشم خانوم نباشی...
حرف نمیزنی، فقط میای میشنی یه کنجِخلوت و سرد!
بیکلام گوش میدی و تو افکارت غرق میشی...
گریه میکنی و سرتُ تکیه میدی به دیواری که پشتش ضریحه...
به دری که اگر باز بشه نمای قشنگی از اون اتاقک آهنیِ مغناطیسی بهت میده(: