و یکتکه شعرِ تلخ برای این روزها:
«جامهعریانوحجاب،اینچهبساطیستدگر؟
سودِبازارِریا،باچهبساطیستدگر
پوششازدیننکنی،اینکهبُتِنفسبُوَد
حیایِکُهنهخریدهبهچهاقساطیستدگر؟»
🪴 کُــــــــنجِ أمـــن؛ 🪴
دخترِ خوب، رفیقِ عزیز، مخاطبِ هوشمندِ من؛
اگه قراره شیک باشی، شیک باش.
اگه قراره مذهبی باشی، باش.
اما نذار این دلقکبازیهای اینستاگرامی، هویتِ تورو نابود کنه.
حجابِ واقعی، سنگینه.
حجابِ واقعی، داد نمیزنه.
حجابِ واقعی، نیازی به این همه «جینگولمینگول» نداره تا دیده بشه.
🪴 کُــــــــنجِ أمـــن؛ 🪴
حرفِ آخرِ این هفتهی من:
ما توی این کانال نمیخوایم «حجاب استایلِ زرد» باشیم.
ما میخوایم یاد بگیریم چطور «انسان» باشیم؛
انسانی که هم سلیقه داره
هم شعور، و هم «حیا».
حیایی که از توی چشمهاش میباره،
نه از مدلِ گره زدنِ روسریش!
🪴 کُــــــــنجِ أمـــن؛ 🪴
پنجشنبه بعدی؛
قراره بزنیم به دلِ واقعیِ ماجرا:
«چرا اصلاً دلمون میخواد دیده بشیم؟»
(این پست هفته بعد، قراره خیلیهامون رو به گریه بندازه و بعدش، آدمِ جدیدی بشیم.
اگه رفیقی داری که اسیرِ این بازیهای مجازی شده، دستش رو بگیر و بیارش تو کانال، چون هفته بعد، قراره نقابها رو برداریم!)
🪴 کُــــــــنجِ أمـــن؛ 🪴
✨کُنجِاَمن | 𝒬𝓊𝓃𝒿ℯ𝒜𝓂𝓃
این از پارت اول مبحث؛ #حجاباستایل🚫
این از پارت دوم مبحث؛
#حجاباستایل🚫
|• مَحـــفِل هَفتُم •|
مگردرزمانپیامبروائمهگشتارشادیاحجاباجباریبود؟
در بعضی روایات نیز نقل میشود که در صدر اسلام؛
بعضی از زنان در امور مربوط به زنان «مسائل حجاب و امثال آن» نظارت داشتند.
از جمله زنی به نام سحرا بنت نهیک که در بازارها میگشت و امر به معروف و نهی از منکر میکرد.
از جابربنعبداللهانصاری نقل شده است: پیامبر اکرم نهی میکردند از توقف زنان در مسیر رفتوآمد
پوشیدن لباس شهرت هنگام بیرون آمدن از خانه
و همچنین از آنچه سبب ایجاد زینت در صدایشان «ناز و کرشمه» یا بلند کردن آن در غیر ضرورت شود.
از اینکه زن هنگام خارج شدن از منزل لباسی بپوشد که مشهور و انگشتنما باشد و یا خود را تزئین به زیورآلاتی نماید که موقع راهرفتن سروصدای آنها شنیده شود «و باعث جلب توجه مردان نامحرم شود» نهی میکردند از آنکه بدون ضرورت درمیان نامحرمان حرف بزند و لعنت میکردند زنانی را که خودرا از لحاظ پوشش و رفتار شبیه مردان میکنند و یا مردانی را که خود را شبیه زنان مینمایند.
رسولخدا به زنان دستور داده بود هنگامی که در مسجد حضور مییابند عطر و بوی خوش بهکار نبرند.
حساسیت های ویژه عملی و برخوردهای جدی امیرالمومنین با مسئله اختلاط زن و مرد در زمان حکومتشان را نیز میتوان در این روایات مشاهده کرد که در نکوهش مردان عراق فرمودند:
ای مردم عراق!
به من خبر رسیده که زنان شما در راهها به مردان تنه میزنند.
«چرا عکسالعملی نشان نمیدهید»
آیا حیا نمیکنید و به غیرت نمیآیید که زنان شما راهی بازارها و مغازهها میشوند و با افراد بیدین برخورد میکنند؟
درمورد مجازات اسلامی نیز لازم است بدانیم به طور کلی به چهار نوع تقسیم میشوند:
¹ـ حدود ²ـ قصاص ³ـ دیات
⁴ـ تعزیرات
درمورد سه دسته اول،حد و نوع مجازات در شرع مشخص است؛
ولی تعزیرات مجازات هایی هستند که برای آنها حدّ ازپیشتعیینشدهای مشخص نشده و تشخیص و تعیین آن در حکومت اسلامی به دست حاکم شرع سپرده شده است که در قالب قانون ارائه میشود.
کُــــــــنجِ أمـــن؛
✨https://eitaa.com/konjamn
✨کُنجِاَمن | 𝒬𝓊𝓃𝒿ℯ𝒜𝓂𝓃
|• مَحـــفِل هَفتُم •| مگردرزمانپیامبروائمهگشتارشادیاحجاباجباریبود؟ در بعضی روایات نیز نقل می
دکتر علیغلامی «دکتری رشته حقوق جزا و جرمشناسی» در این باره میگوید:
علاوه بر حدود،قصاص و دیات،اعمال ممنوعی وجود دارد که جز برای موارد خاص آن،مجازات تعیین نشده است؛
اما اگر اینها به نظر حاکم و حکومت اسلامی،مخلّ نظم اجتماعی،امنیت اجتماعی و اخلاقی و مصالح عمومی تشخیص داده شود و حتی دارای حرمت شرعی هم نباشد؛
حاکم میتواند با جرمانگاری آن عمل در راستای اهداف و وظایف حکومت اسلامی اقدام نماید که به آن تعزیر میگویند.
تعزیر،حق حاکم و در اختیار اوست تا در هر زمان با توجه به مقتضیات زمان و مکان،اقدام به تعیین مصادیق جرم و مجازات متناسب با آن نماید و بدحجابی جز تعزیرات است که تعیین مصادیق و مجازات آن در اختیار حاکم است.
کُــــــــنجِ أمـــن؛
✨https://eitaa.com/konjamn
✨کُنجِاَمن | 𝒬𝓊𝓃𝒿ℯ𝒜𝓂𝓃
سلامممبرانهمراه،شنبهتونبخیر!🍒
انشاءالله رأس ساعت ۱۶:۰۰ پارتهایرمان بارگزاری خواهد شد📜
رُمـــٰان خــٰانـومخَـبـرنـگارآقـایِطـلبـه 📷✨
ژانـر: عـاشقـانهــمـذهـبی 🎞
نـویـسـنده: گمـنـامخــٰانُـوم 🌝
میتوانید با هشتگِ
#رمانخانومخبرنگارآقایطلبه
دسترسی سریع و راحت به رمان پیدا کنید✨
کپیبرداری با احترام غیرمجاز❕
خواندن بدون عضویت مانع دارد 🔐
رُمـــٰان خــٰانـومخَـبـرنـگارآقـایِطـلبـه 📷✨
📜 پارت ¹ـ 📜
دوربین رو تحویل امانت داری حرم دادم و با یه قبض زرد رنگ به طرف بچه ها برگشتم.
اعصابم خط خطی و داغون بود.
فاطمه(فاطمه خانوم رفیق شفیق بنده):
فائزه چرا عین گوجه فرنگی قرمز شدی؟
حرف فاطمه شد تلنگری برای به رگبار بستن فاطمه و اون خادم حرم که تو گشت بود
_هان چیه توقع داری عین گوجه فرنگی نشم دختره ی عقده ای به هیچ کس کار نداشت اصل اومد گیر داد به این دوربین بدبخت من...
فاطمه: بابا خواهر من ول کن حالا با گوشی عکس بگیری چی میشه ...
حتما که نباید دوربین باشه...
_عه نکنه فکر کردی کیفیت عکس دوربین کنون و گوشیای چینی ما یکیه
فاطمه:پیف پیف حالا هی کیفیت کیفیت نکن بابا دیگه گذشت رفت بیا بریم زیارت...
_الهی چادرت نخ کش بشه
_الهی غذات بسوزه
_الهی شوهرت کچل باشه
_دختره عقده ای
_چرا دوربینو گررررفتی...
مندل(مهدیه بانو دوست گرام اینجانب):
خدا مرگیت بده زیارت خودت با این حرفایی که زدی باطل شد که بدرک زیارت مارم باطل کردی
_عه چه ربطی داره به زیارت کی گفته باطله
_اصلا صبرکن الان میرم از اون حاج آقا که اونجا وایساده میپرسم فاطمه بدو بریم
دست فاطمه رو گرفتم و به زور کشوندم سمت یه روحانی که با یه پسر وایساده بود توی یه قدمی شون ایستادیم از پشت
_اوووم سلام حاج اقا
حاجی برگشت و ما با دیدن سیمای زیبای حاجی چشامونو درویش کردیم
حاجی: سلام علیکم بفرمایید
_عه ببخشید حاج اقا من یه سوالی داشتم
حاجی: بفرمایید میشنوم...
_حقیقتش میخواستم بدونم اگه فوش بدی و نفرین کنی زیارتت باطل میشه یهو یه نفر شروع کرد به خندیدن عه کی بود...
فاطمه که نی...
منم نیست...
حاجیم نی...
پس کیه...
عه این یارو قدبلندس که کنار حاجیه...
پشتش به ما بود و میخندید و شونه هاش از پشت می لرزید...
_ببخشید آقا واسه چی میخندی...
یارو قلد بلنده: برای اینکه زیارت رو اصولا میگن قبول نیست نه باطل شده...
اینو گفت و برگشت طرف ما...
و برگشت برادر قدبلنده همانا و باز موندن دهن اینجانب به ابعاد غار مرحوم علی صدرم یه جا
وای خدا،چه چشمایی عسلی..
کُــــــــنجِ أمـــن؛
✨https://eitaa.com/konjamn
رُمـــٰان خــٰانـومخَـبـرنـگارآقـایِطـلبـه 📷✨
📜 پارت ²ـ 📜
چشم قشنگه: اوهوم خانووووم...
حواستون کجاست...
اوه اوه از اون موقع دارم همینجوری عین بز پسر مردمو دید میزنم وای آبروم رفت
خودمو جم و جور میکنم...
_بله آقا من اصلا دوس دارم بگم باطل میکنه شما مفتشی...
چشم قشنگه: نخیر مفتش نیستم طلبه هستم و باید مشکلات دینی افراد رو حل کنم...
_عه پس امامه ت کو اصلا عبام نداری که....
چشم قشنگه: یعنی بنظر شما هرکس لباس نداشته باشه طلبه نیس...
_نع نیست....
چشم قشنگه:
بابا خانوم شما عجب رویی دارید ها
روحانی که تا اون موقع ساکت بود با صدایی که توش خنده موج میزد گفت : عه ! جواد از تو بعیده دخترگلم بی ادبی پسر منو ببخشید...
اوه اوه فامیل در اومدن
_عه چیزه
یعنی چیزه...
اهان یعنی میخواستم بگم نه بابا این چه حرفیه خداببخشه...
روحانی: ممنون دخترگلم لطف کردی
التماس دعا...
با فاطمه به طرف بچه ها برگشتیم ولی فکرم پیش چشمای پسره بود وای خدایا خودت ببخشم من که چشم ناپاک نبودم
فاطمه:وااااایییی خاک تو سرم
_عه خاک تو سر عمر چرا تو سر تو...
فاطمه: بچه ها رفتن حالا تو این شلوغی چجوری پیداشون کنیم بدبخت شدیم فائزه خدا لعنتت کنه
_فاطمه مگه عصر حجره بابا زنگ میزنیم پیداشون میکنیم دیگه
فاطمه: عه راس میگی ها
بزنگ ببین کجان ....
_از دست تو...
گوشیمو از جیب شلوارم بیرون آوردم وااای فاطمه شارژ برقی نداشتم خاموش شده
فاطمه: وای فائزه یه کاری کن برو از یکی گوشی بگیر تورو خدا
یک آن یه فکر به ذهنم رسید...
حاج آقا و پسرشون...
آروم و متین به سمتشون حرکت کردم ...
هنوز همونجا بودن...
_ببخشید حاج اقا
حاجی: عه شمایید دخترم بفرمایید
_حقیقتش ما از دوستامون جدا شدیم حالاهم گوشیم شارژ نداره باهاشون تماس بگیرم میشه از گوشی شما استفاده کنم
حاجی: عه این چه حرفیه دخترم
جواد جان گوشیتو بده تا تماسشونو بگیر
جواد (همون چشم قشنگه خودمون):
بله بفرمایید...
وقتی گوشیشو به طرفم گرفت دستامو بردم جلو برای گرفتنش که یهو یه لرزش کاملا ضایع افتاد توی دستام به هر بدبختی بود گوشی رو از دستش گرفتم تا رسید دستم قفل شد دوباره روی صفحه قفل نوشته بود ...
سید محمد جواد
وای خدا اونم سیده...
_عه ببخشید قفل شد...
آقا سید آروم جوری که من نفهمم (البته ارواح عمش یجوری اتفاقا گفت من بفهمم )
گفت:از بس استخاره کردید موقع گرفتنش دیگه گوشی رو دوباره دستش دادم اونم رمز و زد و بهم پس داد حالم بی خود و بی جهت گرفته بود..
کُــــــــنجِ أمـــن؛
✨https://eitaa.com/konjamn