D1738507T11394578(Web)-mc.mp3
3.43M
🎀عزیزجون» به خونهی «هدی» رفته و دارن با هم بازی میکنن. هدی از عزیزجون میخواد تا چشمهاش رو ببنده و به صداهایی که میشنوه، توجه کنه و بگه که صدای چه چیزیه... .
⛱این داستان با زبانی ساده و روان کودکان رو با مفهوم «ستایش پروردگار» آشنا میکنه. در این قسمت از برنامهی «یک آیه، یک قصه» عزیزجون به آیهی یکم سورهی مبارکهی «صف» اشاره میکنه.
خداوند در این آیه میفرماید:
🏔«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. بهنام خداوند بخشندهی مهربان، هر چه در آسمانها و زمین است، همه به تسبیح و ستایش خدای عالم که مقتدر و حکیم است مشغولاند.»
#یک_آیه_یک_قصه
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/g93842
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda
D1738468T14340788(Web)-mc.mp3
1.71M
🌳داستان «او یک درخت است» ماجرای خانهی قدیمی پدربزرگی است که دیگر بین خانواده نیست، اما چراغ خانهاش خاموش نشدهاست.
داستان این درخت را بشنوید.
🌲🌳داستان «او یک درخت است» ماجرای حیاط یک خانهی قدیمی است که نیاز به رسیدگی دارد. پسرک به یاد پدربزرگ یک درخت در باغچه میکارد... .
این داستان در مجموعهی «کیهان بچهها» منتشر شده و در پایگاه کودک ایرانصدا صوتی و تولید شدهاست.
#گلچین_قصه_های_کیهان_بچه_ها
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/j46150
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda
D1738034T12746997(Web)-mc.mp3
3.03M
😍قصههای قبل از خواب مجموعه داستانهاییه که آقای «مجید قناد» عزیز، با صدای گرم و دلنشین، برای شما میخونن.
🦁در جنگل همهمه و غوغا شده بود؛ چهار شیر درنده زل زده بودند به یک کرگدن و میخواستند به او حمله کنند، اما کرگدن اصلاً نمی ترسید... .
***
🌿داستان «کرگدن و دوستان او» در شبکهی رادیویی ایرانصدا، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، تولید شده است
#قصه_های_قبل_خواب
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/q86834
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda
D1737215T15054716(Web) (1).mp3
3.77M
آهو کوچولو داشت لب رودخانه آب می خورد که ببر از راه رسید.
آهو کوچولو ترسید و نقشه ای کشید تا از دست ببر رها شود.
او به ببر گفت: تو باید آدم بخوری تا سیر شوی. ولی ببر اصلا آدم را نمی شناخت.
آهو کوچولو ببر را کنار جاده برد تا آدم را به او نشان دهد ...
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda
D1738193T16631452(Web).mp3
4.86M
یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، «خانم چمن» خونهای داشت. خونهی خانم چمن باغچهای داشت. توی باغچه یه درخت زردآلو بود. درخت زردآلو هر سال پر از زردآلوهای لُپگلی میشد... .
#قصه_های_دوست_داشتنی
🎧از همین سری بشنوید🔻
🔹https://b2n.ir/t36962
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸@koodak_iranseda
🔸@koodak_iranseda