سلام
بچه ها من دیشب خیلیییییی خسته بودم چون ساعت ۹ رفتم ۴ برگشتم و خوابیدمنن
چند ساعت پیش تصمیم گرفتیم با خانواده بریم بیرون و یه دوری بزنیم ؛
ولی از اونجایی که قراره پیکر مطهر آقا رو از جلوی اتوبان دم خونه ما رد کنن
تمام راه ها رو بسته بودن جوری که ما زندانی شده بودیم ...
دیگه هیچی دیگه دم اذان بود تصمیم گرفتیم بریم نماز بخونیم بعدشم که برگشتیم خونه :)))))
اینم منو آبجیمیم 🥺🥰
به قول مولـانا که میگه ؛:
زهی عشق زهی عشق
که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست
و چه زیباست خدایا
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_