eitaa logo
❄️ کولاک ❄️
6.2هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷صبح را آغاز می کنیم 💫با نام دوست 🌷جنبش عالم همه 💫با یاد اوست 🌷آن خدایی 💫که عشق را در ما نهاد 🌷مهر و محبت 💫هرچه زیبایی در اوست 🌷بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم 💫 الــهـــی بــه امــیــد تـــو 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️توام دنبال ست خنک و سبک و هستی اینو ازدست نده👆 تمامیه کارهای اخر فصل شد😳 شومیز و مانتوهای مجلسی داریم تعداد بشددت محدود📣 ازسایز ۳۸ تا ۶۰ اگر میخای از پخش اصلی خرید کنی بزن روی لینک 👇 https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41 🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑 بزن روی لینک بقیه مدلارو ببین 👆
⭕️خانوما اگه دنبال کانال معتبر برای خرید های خونگی و شومیز هستید این کانال پیشنهاد میشه ✌️ تخفیفات رو شروع کردن❤️‍🔥 فروشنده اش خیلی انصاف داره🤌 https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41 خیالتون راحت تایید شده هست 😍👆 ⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه درست نمیخوابی این ویدئو رو ببین👌 🆔 👈🤣 لمس کن ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
جرات داری آیه‌ای رو بخونی که زندگی خیلی‌ها رو تکون داده؟ 🕊 مخصوص کسایی که نماز می‌خونن ولی گشایش مالی ندارن و ثروتمند نمیشن!!! 👇 آیه‌ی دقیق داخل کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2370241708Cd67737278a 🚨🚨🚨تا پاک نشده بخون🚨🚨
زهرا: «صبح‌اس، الان از افراد ارباب و کسی که ما رو بشناسه تو روستا نیست.» «تو چقدر اطلاعات داری!» زهرا: «پس چی؟ تموم عمرمو اینجا گذروندما.» «باشه بابا، حالا انگار ملکه اینجا بوده. وا کن درو، الان یکی میاد می‌بینتمون.» زهرا: «باشه، هولم نکن.» کلید اول درو باز نکرد. «بمیری این که باز نشد!» زهرا: «دو دقیقه خفه شو خب!» کلید دوم رو انداخت که این دفعه خدا رو شکر در باز شد. درو که باز کردیم، دقیقاً سه متر جلوتر می‌خورد به درختا. زهرا: «۳ گفتم تا درختا می‌دویی، ها!» «باشه.» با زهرا از آشپزخونه در اومدیم بیرون و درو بستیم و خودمونو چسبوندیم به در تا دیده نشیم. زهرا: «بدوووو! ۱، ۲، ۳...» با هر چی توان بود دویدیم سمت درختا و خودمونو پرت کردیم بین درختا. دستمو گذاشتم رو قلبم و خودمو چسبوندم به یه درختی. زهرا: «خدا رو شکر، ندیدنمون.» «خداروشکر.» زهرا: «الان باید بریم بالای دیوار.» دیواره بلندی نبود، اما خب هر چی بود، قدمون نمی‌رسید به بالا و دیوارم جای دست نداشت. «چه جوری بریم بالا؟ جای دست نداره که!» زهرا: «دو سه تا تنه‌ی درخت می‌زاریم زیر پامون، می‌ریم بالا.» به گفته‌ی زهرا گشتیم دنبالِ ۳ تا تنه‌ی تقریباً صاف که رو هم وایسن. قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیپیکال سرویس مدرسه 😂 ‌ 🆔 👈🤣 لمس کن ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
❌کفش ها جعبه ندارن حراج شد😳😳❌ ❌همه به علت نداشتن جعبه حراج شد😳 تولیدی بزرگ کفش که همه میپرسن کجاست⁉️‼️ تو این کاناله 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/997918358Cf0d3f111f1 🛴
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹ساندویچ سوسیس خوشمزه🌭 🤩➡️🟫 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
اگه لباسات با مایع لباسشویی میشوری مایع لباسشویی رو داخل جاپودری نریز 😱❌ اینجوری هم لباسشویی خراب میشه هم لباسها تمیز نمیشه😫 بیا یه توووپ😍 بهت یادت بدم که مایع لباسشویی چه جوری و کجای ماشین لباسشویی بریزی 🤌 https://eitaa.com/joinchat/909705397Cf409d9102a عجب ترفندی به عقل جنم نمیرسه😍👌 کلی و ترفند خفن😎☝️
نکنه هنوزم برای خشک کردن سبزی یه ملافه پهن میکنی و سبزیا رو میریزی روش و چند روز معطلی تا سبزیا خشک بشن😤🙁 بیا اینجا یه بهت یادت بدم تا بدون دردسر سبزی کنی 🥰😍👇 https://eitaa.com/joinchat/909705397Cf409d9102a دیگه فقط از این روش استفاده میکنی😌🤌 همراه من باش با و کلی 😍
بعد از پیدا کردن تنه‌ها، گذاشتیم رو هم و اول زهرا رفت بالا و بعد من؛ البته با هزار زور و بدبختی. از رو دیوار پریدیم پایین. زهرا: «خوبی؟ پات چیزیش نشد؟» از جام بلند شدم: «نه... آخییی، بالاخره از عمارت اومدیم بیرون!» زهرا: «اول بذار از عمارت فاصله بگیریم، بعد با خیال راحت حرف بزن.» «خب، حالا توام نزنی تو ذوق، من نمی‌شه.» زهرا خندید و راه افتاد. (بعد از نیم ساعت راه رفتن رسیدیم روستا.) عمارت داخل روستا نبود. زهرا: «حالا بگو آخیش، فقط تا قبل از تاریک شدن هوا باید برگردیم.» «چه عجله‌ای‌؟ می‌ریم حالا دیگه.» زهرا: «نه، هوا که تاریک بشه محافظا میان، دیگه نمی‌تونیم بریم عمارت.» «بهتر به من که باشه، دیگه نمی‌خوام برم اونجا!» زهرا فوری برگشت سمتم: زهرا: «اگه با این هدف اومدی اینجا، من می‌دونم و تو.» «چرا؟؟ مگه بده از اون زندان آزاد شیم؟؟!! تو خودت دوست داری اونجا باشی؟!» زهرا: «اوّلاً که من خودم اینجور زندگی رو انتخاب کردم چون چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم. دوماً، تو یه درصد فکر کن دیگه نخوای برگردی عمارت، ارباب‌سالار زیرِ سنگم باشی پیدات می‌کنه و می‌کشتت. چرت نمی‌گم، دیدم که دارم می‌گم.» «...خب بابا، توام من فقط اومدم اینجا یه گشتی بزنم، همین.» زهرا: «پس با حرفات منو نترسون.» خندیدم و بینیشو کشیدم. قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026