eitaa logo
❄️ کولاک ❄️
6.4هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
❄️ کولاک ❄️
فرزاد دستش رو روی دستم گذاشت. فرزاد: «ترسناک چیه دختره؟ خوب اینا فقط داغ دارن. داغ دارررر...» ..
دایی دارم آتیش می‌گیرم. نشنیدی قاضی چی گفت؟؟ نشنیدی گفت اعدام؟! نشنیدی؟! دایی: «شنیدم، شنیدم قشنگم. اما مثل اینکه تو درست نشنیدی. ما یا می‌تونیم دیه بدیم یا رضایت بگیریم. حالا آروم باش. دایی، اون خدایی که بالاسره خیلی مهربونه. یه جوری کمک می‌کنه، انشاءالله بابات آزاد می‌شه. ناامید نشو دایی.» با حرفای دایی آروم‌تر شدم. بیچاره دایی و خاله نمی‌دونستن ما رو آروم کنن یا مامانو. خونه که رسیدیم، مثل این اواره‌ها هر کدوم به طرفی رفتیم. سحر هم که تازه از قضیه سر در آورده بود، شروع کرد به گریه کردن و آه و ناله. نمی‌دونم چقدر گذشت تا همگی آروم شدیم. اما فقط آروم شدیم؛ چیزی از مصیبتمون کم نشد، هیچی. سکوت خونه با صدای تلفن عمو محمود شکست. عمو محمود از جمع خارج شد و بعد از ده دقیقه برگشت. داستان سوگل قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹ایده ساده تزیین کیک با چنگال🍴🎂 🤩➡️🟡 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
☕️انواع چای‌های مناسب برای بهتر خوابیدن بهترین چای‌هایی که به شما کمک می‌کنند تا خواب راحتی داشته باشید، شامل چای بابونه، چای رازک، چای والرین، چای سبز، چای گل ساعت و چای نعنا گربه‌ای هستند.🌱 🤩➡️🟡 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
❄️ کولاک ❄️
دایی دارم آتیش می‌گیرم. نشنیدی قاضی چی گفت؟؟ نشنیدی گفت اعدام؟! نشنیدی؟! دایی: «شنیدم، شنیدم قشنگ
عمو محمود: «به یکی از بچه‌ها سپرده بودم که جا و آدرس دقیق خانواده این مرده رو پیدا کنن. الانم پیدا کردن. انشاءالله فردا می‌ریم برای رضایت. به امید خدا رضایت می‌گیریم، حمید از زندان میاد بیرون، شما هم اصلاً نگران نباشید. حالا دخترا، مادرتون رو ببرین تو اتاقش تا یه کم استراحت کنه. پاشید.» همگی از جا بلند شدیم و مامانو به اتاقش بردیم. وسطای راه به بچه‌ها گفتم: «من میرم یه آب قندی چیزی برای مامان بیارم، حالش خوب نیست.» سوگند: «سوگل... مرسی.» لبخندی زدم و برگشتم. همین که خواستم وارد آشپزخونه بشم، صدای عمو محمود اومد. عمو محمود: «متاسفانه خانوادهٔ سپهر تاج (همون آقایی که بابا باهاش تصادف کرده بود) از خانواده‌های خیلی مرفه‌ان. فکر نکنم با دیه بشه راضیشون کرد. ما تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که رضایت بگیریم، همین.» داستان سوگل قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐦ایده کباب لانون🍢🍢 🤩➡️🟡 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐦شیک انرژی زا👌💪 🤩➡️🟡 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
❄️ کولاک ❄️
عمو محمود: «به یکی از بچه‌ها سپرده بودم که جا و آدرس دقیق خانواده این مرده رو پیدا کنن. الانم پیدا ک
دایی: «حالا تا فردا خدا بزرگه. خدا رو چه دیدی، شاید راضی شدن دیه بگیرن.» عمو: «خدا کنه.» با گیجی آب قندی درست کردم و برای مامان بردم. صبح شده بود و من هنوز خوابم نبرده بود. بچه‌ها هر کدوم رفته بودن تو اتاقشون و من کنار مامان مونده بودم، به عکس بابا خیره بودم و به حرفای عمو محمود فکر می‌کردم: «از خانوادهٔ مرفه‌ان، دیه قبول نمی‌کنن، باید رضایت بگیریم.» انقدر فکر کرده بودم که سردرد گرفته بودم. مامان: «سوگل، تو هنوز اینجایی؟؟؟» آره مامان، پیشتم، بخواب. مامان یه کم روی تخت جابه‌جا شد. مامان: «بیا کنارم بخواب.» نه، خوابم نمیاد مامان. داستان سوگل قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه میخوای موهات نچسبه به کف سرت این ویدیو برای توعه! ⤹༢ 👩🏻 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
❄️ کولاک ❄️
دایی: «حالا تا فردا خدا بزرگه. خدا رو چه دیدی، شاید راضی شدن دیه بگیرن.» عمو: «خدا کنه.» با گیجی
مامان :باشه بیا کنارم دراز بکش کنارش دراز کشیدم که بغلم کرد و مامان :سوگلم مامان میدونم بابات باهات بد رفتاری کرده. از دستش ناراحتی؟؟؟؟ نه مامان این چه حرفیه که میزنین خب بابا حق داره یه جاهایی از دستم عصبانی شه یه جاهایی دعوام _ .کنه مامان :بعضی موقع ها که بابات بد میاورد فکر میکردم بخاطر بد رفتاریاییه که با تو داشته، .........االنم نه مامان نزن این حرفو من اصال از دست بابا ناراحت نیستم بابا حمید بابای منه, من جونمم براش _ .میدم مامان محکم تر بغلم کرد .مامان :یدونمی دختره دل نازک مامان داستان سوگل قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یخ‌های فانتزی برای نوشیدنیای تابستونی ⤹༢ 🧊 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با این روش روی وسایل اتیکت بزن ⤹༢ 🎟 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026
❄️ کولاک ❄️
مامان :باشه بیا کنارم دراز بکش کنارش دراز کشیدم که بغلم کرد و مامان :سوگلم مامان میدونم بابات ب
صبح که از جام بلند شدم مامان کنارم نبود از رو تخت خواب بلند شدم و شالم رو سر کردم و از اتاق .رفتم بیرون .خاله :سالم سوگل جان بیدار شدی خاله بیا صبحونه بخور سلام خاله صبح بخیر مامان کجاست؟؟؟؟؟_ خاله با من من :حاال...... بیا....صبحونتو بخور و بعد با خنده گفت :بزرگ شدی شیر که نمی خوای از مامانت صبح اول صبحی خاله رفتن پیش خانواده اون مرده؟_ خاله :اون خدا بیامرزم اسم داره دیگه اسمش هم هست شهرام سپهر تاج خاله حاال شما هم حوصله داریا چه فرقی میکنه_ .خاله :خیله خب گلم حاال بیا اوقات تلخی نکن بشین سر میز تا من برم ابجیاتم بیدار کنم داستان سوگل قسمت اول👇👇 https://eitaa.com/koolak2026/18 ❄️ کولاک ❄️ @koolak2026