شاید اگه خنگ نبودند
آدما روشون حساب باز میکردند
و مثل کبوترا و بقیه پرنده ها سر از قفس در می آوردند
و میشدند حیوون خونگی
یا کریمارو میگم...
شهاب حسینی یه حرف قشنگی زد
میگفت وقتی سینی چایی بیارن جلوت اگه همون اول واسه خودت برداری سینی میره سمت نفر بعدی
ولی اگه برای بغلیات برداری تا وقتی که تو واسه بقیه چایی برداری سینی رو جلوت نگه میدارن
زندگی هم همینه
تا وقتی خوبی بخوای و به بقیه خوبی کنی دوبرابرش به خودت برمیگرده
در واقع آدم نون دلشو میخوره🤌
کفشا با خمیردندون تمیزتر میشن
ظرفا با صابون بدن
و لباسا با مایع ظرفشویی
و چدن های روی گاز با لوله بازکن
و حتی دندونا با ذغال
یه همچین اصول وارونه ای وجود داره تو خونه داری
هیچی سر جاش نیست!
انقدر که به جزئیات توجه کردم
دچار جنون مولکولی شدم
بیشتر ادامه بدم به جنون اتمی میرسم....
+امشب انگار پنیر پیتزا ریختن تو شب
_چی
+امشبو میگم، کش میاد
هی کش میاد،کش میاد یهو شترق در میره میخوره تو چشم و چال و پک و پوز آدم
_خب چشمتو ببند که در رفت نخوره تو چشمت
+نمیشه
اونجوری نمیبینی ،همش دلهره ی در رفتنشو داری
اونوقت درد فکرت از درد چشمت بیشتره