eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
. آقای باسلام! ما از دردمندی شما متشکریم. وطن جان همه‌ی ماست با هر سلیقه و تفکری. نگران حال بقیه اپ‌ها هم هستیم. کاش یک علامت حیات نشان دهند. این روزها هرکس دارد برای وطنش هر جور علامت حیات که دارد، رو می‌کند. @koookhak
. رفتم حسینیه شهرک رای بدهم، دیدم حسابی خلوت است. با خودم گفتم نکند مردم خبر ندارند، صندوق آورده‌اند اینجا‌. تندی دست به کار شدم و اولین چیزی که ذهنم رسید، ریختم روی کاغذ. بعد هم تا جایی که پایم کشید، انداختم توی خانه همسایه‌ها. یک‌جا تا می‌خواستم کاغذ را هل بدهم از شکاف، در باز شد. همزمان داشتم با یک رای اولی پشت خط سر و کله می‌زدم. برگه را توی مشتم نگه داشتم و اشاره کردم به خانومی جلوی در که چند لحظه صبر کند. بعد از پایان تماس، برگه را بهش دادم و گفتم می خواستم خبرتان کنم صندوق آورده اند حسینیه. لبخند زد و تشکر کرد. داشتم می رفتم که صدایم زد. _راستی داشتین با کی حرف می‌زدین؟ مکالمه‌تون جالب بود. گفتم:« با یک رای اولی!» _جوری که حرف می‌زدین انگار نمی شناختینش. گفتم:« آره شماره یک سری رای اولی هست که می‌خوایم بهشون یادآوری کنیم چه قد حضورشون مهمه. شاید یادشون نباشه.» کمی مکث کرد. _ببخشید میشه بقیه هم کمک کنن؟ منظورم خودم. زیاد بلد نیستم ولی دوست دارم کاری بکنم. همان جا جلوی در چند خط از مکالمه ها را بهش دادم با چند شماره. گفت اولی را جلوی خودت زنگ می‌زنم. سر و زبانش خوب بود و شانسش چند رای اولی بی حاشیه خورد به تورش‌. خوشش آمد و چند شماره دیگر هم طلب کرد. @koookhak
. تماس تلفنی و ما ادراک تماس‌ تلفنی! قسمت اول بعد از چند بوق بالاخره گوشی را برداشت. اسمش نازنین باران بود اهل تهران. هنوز نرفته بود پای صندوق. کمی باهاش خوش و بش کردم و گفتم لابد چون اولین بارت است خیلی استرس داری که هنوز نرفتی. او هم کم نیاورد و گفت؛ نه بابا استرس کیلو چند. حوصله این مسخره بازی‌ها را ندارم. خودم را جمع و جور کردم و گفتم بابا انتخاب رییس جمهور مملکت به رای تو بند است. گفت حال داری‌ها خانم. چه حرفا می‌زنی گفتم باور کن. مگر نمی‌دانی حتی با تفاوت یک رای یکی از این دو نفر رییس جمهور می‌شود. پوفی کرد و گفت خب به من چه. من حوصله ندارم امتحانم را خراب کردم، هنوز ذهنم درگیر است. اگر بیفتم باید فاتحه همه چیز را بخوانم. یک دفعه چند سوژه از زنان موفق کشور که قصه‌هایشان را خوانده بودم پرید وسط مغزم. شروع کردم با آب و تاب به روایت‌گری دیدم خیلی ساکت شد. گفتم نکند قطع شده باشد صدایش زدم. گفت دارم گوش میدهم. حالا این ها واقعیت دارد. گفتم آره اگر بخواهی عکس و کتابش را برات ارسال می‌کنم. تیر داشت به هدف می‌نشست که یک دفعه یکی پشت خط یک داد بلند کشید مادرش بود. گذاشت به سر و صدا که دختر من توی سن رای نیست. دیگر زنگ نزنی. حیفم آمد آن پل خوبی که زده بودم ناتمام بماند و همه‌اش فرو بریزد. پیامک زدم بهش که هروقت اوضاع رو به راه بود بهم زنگ بزن تا بقیه‌اش را برایت تعریف کنم. نمی‌دانستم از اقبال بلندم گوشی دست مادرش است. جواب داد؛ شماره‌ات را می‌دهم به ۱۱۰. الان هم دارم می‌گردم دنبال آدرس خانه‌ات. احتمالا تا چند ساعت دیگر ردم را بزنند و بیایند سراغم. @koookhak
کوخَک
. تماس تلفنی و ما ادراک تماس‌ تلفنی! قسمت اول بعد از چند بوق بالاخره گوشی را برداشت. اسمش نازنین
نوشتن این ماجراهای تبیینی رو ادامه میدم إن شاءالله این‌جا. کلی رویش داشتیم در این انتخابات.
. وطنم ای شکوه پابرجا در دل التهاب دوران‌ها کشور روزهای دشوار زخمی سربلند بحران‌ها @koookhak
. بسم الله الرحمن الرحیم فَإِذا فَرَغتَ فَانصَب پس هنگامی که از کار مهمّی فارغ می‌شوی به مهم دیگری پرداز... @koookhak
. نباید از آرمانخواهی دست برداشت؛ نه در هنگام پیروزی‌های شیرین، نه در هنگام هزیمتهای تلخ. ما در عرصه‌ی دفاع مقدس پیروزی‌های بزرگی داشتیم، هزیمتهای تلخی هم داشتیم. امام (رضوان الله علیه) سفارش میكردند و میگفتند: نگوئید شكست، بگوئید عدم‌الفتح. یك جا پیروزی نصیب انسان میشود، یك جا هم پیروزی نصیب انسان نمیشود؛ چه اهمیتی دارد؟ بعضی‌ها هستند كه اگر چنانچه جریان كار بر وفق مرادشان پیش آمد و به نقطه‌ی مورد نظر خودشان رسیدند، از دنبال كردن آرمانها دست میكشند؛ این خطا است. «فاذا فرغت فانصب»؛ قرآن به ما میگوید: وقتی این كار را تمام كردی، این تلاش را تمام كردی، تازه خودت را آماده كن، بایست برای ادامه‌ی كار. بعضی آنجورند - این اشتباه است - بعضی هم بعكس؛ اگر آنچه كه پیش می‌آید، بر طبق خواست آنها نبود، بر وفق مراد آنها نبود، دچار یأس و انفعال و شكست میشوند؛ این هم غلط است؛ هر دو غلط است. اصلاً بن‌بستی وجود ندارد در آرمانخواهیِ صحیح و واقع‌بینانه. وقتی انسان واقعیتها را ملاحظه كند، هیچ چیز به نظرش غیر قابل پیش‌بینی نمی‌آید. ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ @koookhak
. محرم همه حرفش انگار خلاصه می‌شود توی همین آیه کوتاه: «...أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ...» این که توی هر مکان و زمانی هستی، بگرد «أن تقوموا»ی خودت را پیدا کن. معطلش نکن! اگر هم پیدا کردی که فبها‌. محرم به محرم میخش را محکم‌تر کن. @koookhak
. ذهن را عادت بدهیم به نظم در مطالعه. عادت به این که اهل «تأمل» باشد، اهل تدقیق باشد. انسان تا آخرِ عمر، به کتاب احتیاج دارد. و بهترین شیوه‌ی کتابخوانی این است که انسان بتواند بیامیزد کتابِ آسان را - رمان، خاطره و کتاب‌های تاریخی آسان را - با کتاب‌هایی که به «فکر کردن» احتیاج دارد. سید علی خامنه‌ای ۴ تیر ۱۳۹۰ @koookhak
. سلام بر آنان که اول می‌آیند و آخر می‌روند‌. از سخنرانی و روضه هم چیزی دستگیرشان نمی‌شود. همه هوششان پیش مهمان‌های مجلس اباعبدالله (ع) است که چای و صوت و جایشان رو به راه باشد. تازه امشب روی کفش‌های ما که طبقه بی سقف جاکفشی بود، پلاستیک انداخته بودند؛ خیس باران نشود. حتم دارم ارباب، مثل همین تابلوی من، گوشه دلشان کلی از این گل‌ها، گره زده. @koookhak
. تاسوعا پیش عباسم... @koookhak