کوخَک
. مقاومت فاطمه(س) با مقاومت معاصر در ماهیت و هویت یکی است؛ او فرد اعلا و قله است که از مجتمع صالح اس
.
این تصویر کجا و تصویر المانهای در و دیوار شهر و مکانهای مقدس شهر و منبرهای شهر و هرجایی که قابلیت نصب و حرف عزای فاطمیه دارد کجا؟
عمری فاطمیه را خلاصه کردیم در عزاداری صرف، برای زنی رنجور و پهلو شکسته.
واقعا کدام تصویر از فاطمیه پازل مقاومت در این روزها و همه روزهاست....
از صبح هرچی پارچه نوشته و منبر سیر کردهام همه فاطمیه را تسلیت گفتهاند.
این به جای خود. ولی اگر قرار بود فقط از عزای اهلبیت علیهمالسلام توی همین نقطه متوقف شویم که با رضاخان و امثالهم از اول تاریخ تا حالا دست به یقه نمیشدیم.
ما بنا بود به قول امام روحالله با گریه سیاسی سیل راه بندازیم و سدهای مقابل اسلام را خرد کنیم.
.
شهید سنوار تو خار و میخک داره از بازیهای بچگیشون میگه. یکیش اسمش بازی عرب و یهود بوده که با چوب و سنگ به هم حمله میکردن و توش عرب بیشتر وقتا برنده میشده.
بازیهایی که رسم و راه بزرگی رو میسازن.
#خارومیخک
#یحییسنوار
@koookhak
.
انتهای #شکر تشکیل حکومت دینی است. غیر این باشد همه استعدادها هرز میروند. هدر میروند.
@koookhak
مقاومت این روزها جان میدهد، خون میدهد باطل را نابود کند.
نعمتها را دارند سرجاش خرج میکنند. خرج حاکمیت دینی.
خدایا روا مدار که استعداد و توان ما در راهی غیر از انقلاب اسلامی و حاکم شدن جبهه حق فدا بشه...
.
تو تاریک روشن خانه نشستهام جلوی لب تاپ. از یک طرف انگشتهام روی صفحه کلید میدود تا برسد به رد قدمهای مردی در بیابانهای عبطین سوریه. از یک طرف چشمهام خبرهای درگیری حلب را دنبال میکند.
سقوط کرد... به دست تروریستهای تکفیری افتاد... به محاصره درآمد.
احساس میکنم قلبم دارد یخ میزند. برمیگردم روی صفحه کلید. صدای قدمهای مرد، توی سرم هر لحظه بلند و بلندتر میشود. رسیده درست بیخ گوشم؛ کوبیده میشود به زمین و دوباره خیز برمیدارد، یک دفعه حرارتی مثل خون تازه، یخ قلبم را باز میکند.
شعر امید مهدی نژاد را زیر لب زمزمه میکنم...
در جنگ های تن به تن آغاز میشويم
اين رسم ماست: در کفن آغاز میشویم
از ابتدای خون گلو، از شروع عشق
از انتهای خويشتن آغاز میشويم
آرام در قلمرو شب رخنه میکنیم
هم پای صبح دفعتاً آغاز میشويم
#فصلشهادت
@koookhak
📌 دخترانِ مادری؛ روایت ۹۵اُم
✒️ هادی سیاوشکیا
▪️شب است. راه میافتی، به زحمت. درد آرامت نمیگذارد. همراه حَسنِین میروی به درِ خانههاشان. «منم، دختر پیامبر. شما، مگر در غدیر نبودید؟ چرا نشستهاید؟»...
در تاریخ خواندهام که بعضی شرم میکنند، در میگشایند و وعدهٔ یاری میدهند؛ امّا بیشترشان بیشرم اند...
▫️روز و شب ندارند. راه میافتند، به شوق. دردمندانه. گاهی به همراه فرزندانشان، در کوچهها، خیابانها، پارکها، تا درِ خانهها. «رأی میدهید؟»...
در کتابِ «مادران میدان جمهوری»، ۹۴ روایت از پاسخهای اهالی این دیار را، که نامش مدینه نیست، میخوانم.
▪️روایت ۹۵اُم کتاب را امّا من از روضهخوانِ شما خواهم شنید. شما که ۹۵ روز بعد از رفتنِ پیامبر، بزرگترین میداندار علی بودید که مردم را پای کار بیاورید. شما که اولین مادرِ شهیدهٔ میدانِ جمهورید...
▫️حالا، شب شهادت شماست و من در هیئت نشستهام و روضهخوان شروع کرده است:
ای شهید اوّل راه ولایت
ای شروع کربلا از کربلایت
و با خودم فکر میکنم که راویانِ این کتاب، دخترانِ دستپروردهٔ شمایند که حالا دیگر مادر شدهاند؛ «مادران میدان جمهوری»؛ ولی این جمهور دیگر مثل زمانهٔ سال یازدهم هجری قمری نیستند.
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
📌 دخترانِ مادری؛ روایت ۹۵اُم
✒️ هادی سیاوشکیا
▪️شب است. راه میافتی، به زحمت. درد آرامت نمیگذارد. همراه حَسنِین میروی به درِ خانههاشان. «منم، دختر پیامبر. شما، مگر در غدیر نبودید؟ چرا نشستهاید؟»...
در تاریخ خواندهام که بعضی شرم میکنند، در میگشایند و وعدهٔ یاری میدهند؛ امّا بیشترشان بیشرم اند...
▫️روز و شب ندارند. راه میافتند، به شوق. دردمندانه. گاهی به همراه فرزندانشان، در کوچهها، خیابانها، پارکها، تا درِ خانهها. «رأی میدهید؟»...
در کتابِ «مادران میدان جمهوری»، ۹۴ روایت از پاسخهای اهالی این دیار را، که نامش مدینه نیست، میخوانم.
▪️روایت ۹۵اُم کتاب را امّا من از روضهخوانِ شما خواهم شنید. شما که ۹۵ روز بعد از رفتنِ پیامبر، بزرگترین میداندار علی بودید که مردم را پای کار بیاورید. شما که اولین مادرِ شهیدهٔ میدانِ جمهورید...
▫️حالا، شب شهادت شماست و من در هیئت نشستهام و روضهخوان شروع کرده است:
ای شهید اوّل راه ولایت
ای شروع کربلا از کربلایت
و با خودم فکر میکنم که راویانِ این کتاب، دخترانِ دستپروردهٔ شمایند که حالا دیگر مادر شدهاند؛ «مادران میدان جمهوری»؛ ولی این جمهور دیگر مثل زمانهٔ سال یازدهم هجری قمری نیستند.
🚩 به کانال #حسینیه_هنر_سبزوار بپیوندید:
➕ @hoseinieh_honar_sabzevar
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کتاب
🔸ویژگی زنانی که در کتاب "دختران ایران" آمده است
🎥 گزارش ویدئویی صبح بخیر ایران
🗓 روز پنجشنبه
📆 مورخ ۱۴۰۳/۹/۱۵
👤 معصومه امیرزاده، نویسنده
#نویسندگی #کتاب #جامعه
#صبح_بخیر_ایران
🆔@sobhbekheyrtv1
.
تو اوج بشور بساب خانه بودم که یکدفعه همهجا تاریک شد. هول کردم. همسرم را از تو اتاق صدا زدم. تا امشب، هنوز قطار خاموشی به ایستگاه محله ما نرسیده بود.
چراغ قوهها را جُستیم و گذاشتیم روی میز. گوشی را برداشتم ببینم چه خبر است؛ آنتنش ضعیف شد و کمکم پرید. انداختمش کنار.
حین غرولند با خودم، چشمم افتاد به رد نور چراغ قوه که افتاده بود روی جلد کتاب ماهیها. بی معطلی رفتم طرفش.
توی تاریکی، باید روایت روشنایی خواند.
#ماهیهابهدریابرمیگردند
@koookhak
.
جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمیشناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. انشاءالله ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران میکند
خوشا به حال مجاهدان!
خوشا به حال وارثان حسین (علیه السلام)
ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.
پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجیام و این نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت…
بخشی از پیام امام روحالله به مناسبت قبول قطعنامه ۵۹۸
#مکتبروحالله
#مکتبسلیمانی
@koookhak
.
بسمالله
یک نامهای داره حاج قاسم به دخترش فاطمه.
عجیب تو این نامه شرح فلسفه حیات تو این دنیا و هدف زندگی میریزه تو گوشت و پوست و خون آدم.
بخشی از نامه رو میگذارم بقیهاش با خودتون.