eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
کوخَک
. سربداران همدل؛ راوی جغرافیا تا همین چند وقت پیش با خودم فکر می‌کردم جغرافیا به چه درد می خورد؟ خصوصا دوران مدرسه همش از خودمان می پرسیدیم یاد گرفتن اسم چند جلگه و کوه و رود و فلان همسایه شرقی و غربی و جنوبی و شمالی چه دردی از زندگی را دوا می کند؟ اما توی همین یکسال پیش اتفاقاتی افتاد که ورق برگشت. یک دفعه همه سرشان رفت وسط نقشه‌ جغرافیا تا ببینند این باریکه غزه که می‌گویند کجاست؟ فلسطین کدام قسمت نقشه است؟ سوریه کدام طرف می‌افتد؟ لبنان و یمن چه قدر طول و عرض و مساحت دارند؟ اصلا اسراییل کجاست؟ تازه بعضی هم تکه‌ای باریک از این نقشه را بریدند و چسباندند روی قاب گوشی و دفتر و کیف و کوله مدرسه شان. از بعد هفت اکتبر و طوفان الاقصی جغرافیا یک معنای دیگر برای مردم دنیا پیدا کرد. معنایی که گاهی علم جغرافی هم از پس جواب دادنش برنمی‌آمد. کجا؟ وقتی آدم‌ها معنی پبروزی جمعیتی کم بر لشکر و سرزمینی با وسعت را می‌دیدند. کشورهایی اندازه بند انگشت روی نقشه که زده بودند توی دهان قدرت‌هایی که با غصب و غارت هکتار هکتار برای خودشان سرزمین سوا کرده بودند. حالا دیگر جغرافیا مهم بود. نقشه ها می‌توانستند بازیگر جهاد تبیین شوند. بچه‌های سربداران همدل هم از همان روز اول دستشان آمد که اولش باید جهاد فکری کرد.‌ عکس نقشه را انداختند روی یک تکه بنر. بعدش روستا به روستا و مسجد به مسجد بنر را پهن کردند و به مردم نشان دادند توی دنیا دارد چه می‌گذرد ما کجای کاریم و جبهه مقاومت، مقاومت که می‌گویند کجای این نقشه نشسته و دارد چه طور فتح الفتوح می‌کند. سربداران همدل می‌دانستند ذهن که روشن شود، دیگر دست توی جیب بردن سخت نیست. ذهن که روشن شود، کمک به مسلمانی که یک کشور آن طرف‌تر گرفتار ظلم شده، دو دو تا چهار تا نمی‌خواهد. ذهن که روشن شود، همان سطل آبی می‌شود که امام روح‌الله فرمود؛ هرکس یه دانه‌اش را بریزد این سرطان از روی نقشه شسته می‌شود و هیچ اثری ازش نمی‌ماند. @sarbedar_moghavemat @koookhak
. نکند فکر کنی در دلِ من یادِ تو نیست گوش کن، نبضِ دلم زمزمه‌اش با تو یکیست کِی بهتر از نیمه‌ شب، آدم می‌تواند با کلماتی که از صبح دور سرش می‌چرخند، قرار بگذارد... @koookhak
. می‌خواستم به مناسبت سالگرد ۱۷ دی ماه چند خطی در مورد طیبه سادات بنویسم که فرصت نشد. طیبه سادات زمانی دختری اهل یکی از روستاهای کرمانشاه که نان پهلوی‌ها را آجر کرده بود. خیلی نگاه نمی‌کرد که الان شب است؛ راه باریک است، من توی این جاده تنها هستم. همان یک قدمی که بلد بود برمی‌داشت و خدا برایش جاده گشایی می‌کرد. خودش بود و دوربینش. از ویرانی‌های پهلوی عکس می‌انداخت؛ مستند درست می‌کرد تا نشان مردم دهد و نگذارد سرشان برود تو لاک زندگی و جای دوست و دشمن عوض شود. دست به مبارزه‌اش خوب بود؛ چه وقتی دانش‌آموز بود و چادرش را قرص چسبید و یک تنه ایستاد جلوی ناظم مدرسه، چه وقت دانشجویی که ۱۷ دی ۵۶ در رکاب زن‌های مشهدی رفت تظاهرات روز آزادی زن. روزی که درست یکسال بعدش شهادت را گذاشت توی دامن طیبه سادات. گلوله ساواک یک راست سینه‌اش را نشانه رفت در راهپیمایی روز آزادی زن در کرمانشاه. قصه‌اش را مفصل در کتاب دختران ایران روایت کرده‌ام. @koookhak
. استاد می‌فرماید ما در میدان واقعی چالش نمی‌کنیم. گاهی در زمین خالی زورآزمایی می‌کنیم! @koookhak
. سلطه در اشغال فلسطین، به دنبال زیست سیاست و زیست قدرت نیست؛ بلکه به دنبال زنده کردن نوعی مرگ همیشگی است. هدف از گستراندن سایه مرگ این است که قبل از بودن انسان فلسطینی، انسان بودن از آن زدوده شود. پ_ن: سرمقاله عالی. خداقوت به آقای نامخواه و نامه جمهوری‌ها. از زیر سنگ هم شده این شماره رو گیر بیارید و بخونید. جهان‌بینی تازه‌ای از انسان فلسطینی(مقاومت) می‌دهد. @koookhak
. چند وقتی بود که صحبت‌هایی از جنس«چرا پهلوی رو روایت نمی‌کنیم، چرا اونقد که باید نپرداختیم تا روایت‌های تطهیر پهلوی قوت گرفته» توی ذهنم می‌چرخید. تا این‌که از طریق اکران برخط جشنواره عمار، مستند «شهرنو» خورد به پستم. جمع فانوس و موضوع زن هم دیگر حسابی وسوسه‌اش را انداخت به جانم. شروع مستند با یک آتش‌سوزی میان دود و همهمه بود. کم‌کم دوربین رفت نزدیک‌تر تا بگوید این‌جا کجاست و چرا آتشش زده‌اند. هرچه دوربین به روایت ماجرا نزدیک‌تر میشد، بهت و حیرت و نفرت و رنجی بود که سرازیر می‌شد توی وجودم. نمی‌توانستم این حجم تهی کردن انسان از خودش را تصور کنم. یاد جملات سرمقاله نامه جمهور افتادم«...که قبل از بودن انسان فلسطینی، انسان بودن از آن زدوده شود.» کاری که قبیله ظلم خوب بلدش هستند. زنانی که تحت ظلم و بهره‌کشی عده‌ای از اهالی دربار، چیزی از انسانیتشان باقی نمانده بود. نه خودشان را می‌شناختند نه هویتی برای خود قائل بودند. مثل عده‌ای جذامی در حصار یک شهر گرفتار انواع فساد شده بودند. اما یکدفعه وسط مستند، در میان این حجم تاریکی و درد، چراغ کوچکی روشن شد. چراغی که کلیدش را یک زن زد. زنی که تباهی و ویرانی بچه‌ها و زن‌های آن شهر محصور را دوام نیاورد. مال و دارایی‌اش را برداشت و باهاش کاری کرد کارستان. بنای یک مسجد با فرستادن امام جماعتی کاربلد تا خانه امن آدم‌هایی باشد که ناخواسته اسیر تاریکی شده بودند. یاد این شعر جناب مولانا افتادم: تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز @koookhak
. حالا برای لحظه ای آرام می شوم ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت آمدیم عید مبارکی محضر امام رضا جان، به نیابت از شما هم چند شاخه گل هدیه کردیم محضر آقاجان. @koookhak
. ای وای اگر زِ پای نِشینیم، وای ما... @koookhak
. از صبح به هر دری زدم بسته بود. اگر هم کسی پشت در بود، باز نکرد. انبوهی از غصه نشست ته دلم. احساس درماندگی داشتم. عکسش را از توی جیب بغل کیفم درآوردم و گذاشتم جلوم. نیم ساعتی بهش زل زدم. هرچی غصه داشتم، یکی یکی برایش ردیف کردم. با خودم گفتم؛ چه قدر خوب که ما از آدم‌های حی و حاضر روایت می‌کنیم. تازه گاهی از جنس شهید که خدا بهش حیات بی‌نهایت داده. می‌توانی همه بالا و پایین‌های راه‌ات را بهش عرضه کنی. بعد مثل یک آدمی که غل و زنجیر پایش باز شده، دوباره از جا بلند شوی، با یک حال سبک، بروی دنبال سرنخ‌های تازه از مسیری که خودش جلوی پایت گذاشته. @koookhak
هدایت شده از حماة الحق
شیوه شرکت در کمپین جمع‌آوری امضا برای لغو عضویت اسرائیل در کمیسیون حقوق زن سازمان ملل ۱. برای امضای کمپین وارد لینک زیر شوید. https://chng.it/fvqQV4VLM5 ۲. بر روی گزینه Sign Petition که با رنگ قرمز برجسته شده‌است، کلیک کنید. ۳. در این مرحله نام و نام خانوادگی(به انگلیسی) و آدرس ایمیل فعال خود را وارد کنید و بر روی Sign Petition کلیک کنید. ۴. در این مرحله ایمیلی به آدرس ایمیلی که وارد کرده‌اید، ارسال خواهد شد. وارد ایمیل خود شده و بر روی گزینه confirm your signature کلیک کنید. ۵. امضای شما تایید شده و می‌توانید کمپین را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید. https://eitaa.com/homaatt ble.ir/join/FV87SJ5Z2e