eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
. درون ما ز تو‌ یک دم نمی‌شود خالی... ‌ @koookhak
. از زیباترین مخلوقات خدا که به راحتی می‌شود توی بالکن کوچک خانه نگه داری، همین یاس رازقی‌ست. غنچه‌هایش که باز می‌شود، تمام خانه را بغل می‌کند. یک عطر شیرین گرم؛ نه آن گرمی که جانت را بسوزاند، گرمایی از جنس آفتاب ظهر زمستان که پناهت می‌دهد. ‌ امروز کنار بال و پر باز کردن این غنچه‌ها وارد سال جدیدی از زندگی‌ام شدم.به قول سهراب، گاه با خوشه‌ای از عطر گل یاس، زندگی باید کرد. ‌ @koookhak
کوخَک
. آقا امروز فرمودن؛ دشمن از پیشرفت‌های ما کلافه و عصبی است. جنجال‌هاشونم از سر همین کلافگیه. ما ولی تلاشمون خوبه. پیشرفت‌مون خوبه. بی گرفتاری نیستیم ولی نباید همه قضایا رو با هم قاطی کنیم. در ادامه فرمودن؛ اگه نقص داریم کمال هم داریم. پیشرفت هم داریم. اونقد که تحسین دشمن‌مونم برمی‌انگیزه. ما هم باید طراحی کنیم. کار کنیم و آمادگی رو حفظ کنیم. و تاکید کردن تو یه کلمه آمادگی‌ حداکثری‌ لازم. دوستان عزیز خانه هنر و رسانه پیشرفت توی جدیدترین کارشون اومدن با به تصویر کشیدن بخشی از زنان توانمند ما در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی، چهره‌ای از پیشرفت و انسان‌های اهل پیشرفت در بستر جمهوری اسلامی به نمایش گذاشتن. از همون جنس چیزهای دشمن کلافه‌کن، دشمن عصبی‌کن. از همون طراحی‌های به درد بخور که باید دست گرفت، دیگران رو بهش دعوت کرد و نشوند پاش تا به قول آقا کنار نقص‌ها کمال‌ها هم دیده بشه و همه چی قاطی نشه. چند هفته پیش، تو جمع نوجوون‌های سمنانی وقتی رو باز کردم و اتفاقا قصه یکی از همشهری‌هاشون رو تعریف کردم که وصفش تو نشریه اومده بود، حسابی کیف و غرور و افتخار و ازین قبیل رو تو صورت تک‌تک‌شون دیدم. نمی‌دونستن تو همون شهر و استان خودشون چه اتفاقات شگفتی و به دست چه آدم‌هایی داره رخ میده. این خودش میشه یک دنیا انگیزه و امید و دیدن کمال‌ها و آماده شدن برای ایستادن جلوی جنجال و تبلیغات دشمن. @koookhak @khaneh_pishraft
. خدا رحمت کند مردی را که این روزها در آستانه شهادتش هستیم. کسی که پنجره وزارت خارجه‌اش فقط رو به غرب باز نمی‌شد. با همه منطقه پیرامونش می‌نشست پای گفت و گو تا گره باز کند. نه آن که همه چیز را گره بزند به جهانی که شک نداریم بهش هستیم. @koookhak
کوخَک
. هفت اکتبر عزیز! با همه حرف‌هایی که پشت سرت هست و نیست اما من یک چیز رو خوب می‌دانم. تو راستی راستی زندگی ما را از این رو به آن رو کردی. نه فقط اسراییلی‌ها را از شدت ترس آن جور در به در صحرا کردی که ما آدم‌های سایر ممالک را هم به خودمان آوردی. ما هم توی یک خواب عمیق به سر می‌بردیم‌ قصه فلسطین و مقاومت‌اش خلاصه شده بود توی همان روز قدس. دیگر تهش یک کشتار حسابی راه می‌افتاد، شاید رگ غیرت‌مان می‌جنبید و چهار تا عکس گنبد طلایی‌ات را بین هم رد و بدل می‌کردیم و غصه شصت هفتاد سال خون به دل شدنت را می‌خوردیم. یا آرزو می کردیم بیاییم تو مسجدت یک روز نماز بخوانیم. ما وضو نگرفته دنبال نماز توی مسجدت بودیم خیال می کردیم می شود همین جوری سر پایین انداخت و آمد توی مسجدت نماز خواند. نمی‌دانستیم این نماز یک آدابی قبلش دارد. باید بلند شوی، مقدماتش را فراهم کنی و بعد قامت ببندی. ولی تو صبح هفت اکتبر خوب ما رو خودمان آوردی. یک مشت آب یخ پاشیدی روی صورتمان از همان ها که سر وضوی نماز صبح لرز می اندازت به جسم خواب آلود و بیدارمان می کند. بلند شدیم چشم باز کردیم تازه فهمیدیم غزه کجاست، لبنان کدام طرف است، توی منطقه چه می گذرد. جلسه پشت جلسه سخنرانی پشت سخنرانی، کلاس دوره، باز شدن جبهه های پشتیبانی مردمی. آن هم چه مردمی. از هر قشر و سن و جنسی. قلبشان تکان خورده بود برایت. با هرچه داشتند آمدند پای کار. از زن خانه دارش بگیر که یک دیگ آش بار بگذارد یا طلایش را بیاورد وسط تا دکتر مهندس و دانش‌آموز و دانشجو. راستی راستی امت شدیم. تازه یادمان آمد چه کارها از دستمان برمی‌آمده و توی خلسه رسیدن به مسجدت بی جور کردن وسیله برای آمدن، به سر می برده‌ایم. تو حتی پایت به ظاهر زندگی ما هم باز شد. میخواست پس زمینه گوشی باشد. قاب عکس روی دیوار یا یک جاسوییچی. ظاهر و باطن مان یک طور دیگر به خودش آمد. این روزها وقتی به زیست خودم بعد از هفت اکتبر نگاه می‌کنم. روزانه نویسی هایم را مرور می کنم، می‌بینم یک روزش بدون حرف از مقاومت نگذشته. هر روز یک نقطه اتصالی به قصه مقاومت داشته. چه کار و پروژه‌ها چه حیات روزمره. حالا می‌شود به جرات گفت؛ ما دیگر باید اسم خودمان را بگذاریم انسان‌های هفت اکتبری. همه‌اش را هم به برکت همان سیلی داریم که بیش از جبهه باطل، جبهه حق را به خودش آورد. ‌ ‌ @koookhak
. يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ ‌ ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمی فهمند. ‌ انفال۶۵ ‌ @koookhak
هدایت شده از روایت پیشرفت ایران
🔅 ما جوان‌ها، واکسن نوترکیب ساختیم ۴ بخشی از روایت خانم دکتر ریحانه‌سادات میرحسنی از تولید اولین واکسن نوترکیب کشور
هدایت شده از روایت پیشرفت ایران
🔅 ما جوان‌ها، واکسن نوترکیب ساختیم ۴ بخشی از روایت خانم دکتر ریحانه‌سادات میرحسنی از تولید اولین واکسن نوترکیب کشور ✌️این تازه اول راهِ ماست 🔸مسیری که من و دوستانم وارد آن شدیم و در چند سال گذشته طی کردیم، مسیر بسیار پر فراز و نشیبی بوده است. افراد زیادی به تیم ما پیوستند و خیلی‌ها نیز از جمع ما جدا شدند و حتی از کشور رفتند. خیلی مواقع به در بسته خوردیم و بارها احساس کردیم راهی نیست؛ ولی به لطف خدا هر بار راهی پیدا کردیم و کسانی از اساتید و مسئولان دولتی و خصوصی به کمکمان آمدند. 👌نتیجه این شد که تیم 3- 4 نفره ما، الان تبدیل به گروهی 130-140 نفره از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های برتر کشور شده است. تعداد بیشتری از دانشجویان ورودی‌های بعد از 88، تصمیم گرفته‌اند در کشور بمانند و تعداد بیشتری وارد کارهای صنعتی و تولید یک محصول واقعی شده‌اند. هیچ‌کدام از این‌ها هم به‌راحتی به‌دست نیامده است و هنوز هم پر از چالش است؛ پایان‌نامه همه ما عقب افتاده است چون همگی درگیر کاریم و از نظر سیستم دانشگاهی، تولید یک واکسن مهم و واقعی، کم‌ارزش‌تر از یک مقاله ISI است. 🔸نیروی انسانیِ متخصص، کلیدی‌ترین نقطه قوت شرکت‌های حوزه هایتِک و تعیین‌کننده شکست یا موفقیت آن‌هاست. تولید واکسن HPV که یکی از پیچیده‌ترین واکسن‌های نوترکیب است، توسط جوانانی انجام شد که زیر سی سال سن داشتند. از این مهم‌تر اینکه با دانش فنی جدید و پیشرفته‌ای که در این پروژه به‌دست آمد، اکنون امکان این را داریم که به توسعه و تولید واکسن‌های پرمصرف و استراتژیک دیگری بپردازیم. همان‌طور که در دوران کووید دیدیم، در شرایط سخت و اضطراری، هیچ کشوری قرار نیست به دیگران دارو و واکسن و تجهیزات بدهد؛ پس داشتن پایه و مبنای دانش و فناوری در این حوزه‌ها بسیار ضروری است. 😍شاید مهم‌تر از این دستاوردهای ملموس، اتفاق بزرگی باشد که در تلقی عمومی ما از خودمان رخ داده است؛ ما نشان دادیم که جز رفتن از کشور یا هیئت‌علمی و استخدام دولتی شدن، مسیر دیگری هم وجود دارد که برای کشورمان بسیار سودمند و ثروت‌آفرین است. حالا همه دغدغه من و دوستانم این است که این حرکت ادامه‌دار باشد و این فرصت‌ها، در اختیار افراد بیشتری قرار بگیرند. امیدواریم به‌زودی، شرکت ما و کشورمان، در زمره یکی از تولیدکننده‌های جهانی واکسن قرار بگیرند. [بخش اول] [بخش دوم] [بخش سوم] 📍خوانندگان عزیز جهت تهیه شماره اول مجله «سُــها» به آیدی @soha_magiran پیام ارسال کنید. 📲 [لینک کانال بله] 🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت‌| راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft
کوخَک
🔅 ما جوان‌ها، واکسن نوترکیب ساختیم ۴ بخشی از روایت خانم دکتر ریحانه‌سادات میرحسنی از تولید اولین واک
بسم‌الله یک تجربه‌ای رو عرض کنم. خصوصا خدمت بزرگوارانی که در نقش مربی هستند و دنبال محتواهای مناسب برای متربیان خودشون. در طول مدتی که درباره سوژه‌های این نشریه شامل خانم‌های موثر در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی و... با قشرهای مختلف به ویژه نوجوان گفت‌وگو کردم، یک نکته بسیار برام جالب توجه بود. و اون ارتباطی که مخاطب با سوژه‌ها می‌گرفت از جهت نزدیک بودن دهه‌ فعالیت و حرکت و شکل‌گیری موفقیت سوژه. یعنی دهه هفتادی و دهه هشتادی می‌شینه پای روایت کسی که فقط چند سال باهاش اختلاف سنی داره. در چند نسل گذشته زیست نکرده که احساس قرابت باهاش نکنه. در همون هوایی تنفس کرده به لحاظ وضعیت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و... که اونم الان داره زیست می‌کنه. و این ارتباط و تاثیر پذیرفتن رو تسهیل می‌کنه. لذا پیشنهاد می‌کنم ازین جنبه هم سوژه‌های نشریه رو مورد توجه قرار بدید. پ_ن: این روزها در اطرافیان خودم در نسبت با آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه، شاهد احساس انفعال و تسلیم هستم. این که میگن خصوصا در موضوعات زنان اعم از حجاب و... ما دچار یک سرطان پیچیده لاینحل شدیم. یک بن‌بستی رو مدام احساس و تزریق می‌کنند. در حالی که روایت همین افرادی که تو چنین آثاری اومده، خودش تبیین الگوی سوم زن مسلمون انقلابیه. روایت خود همین افراد فضای ذهنی نسل امروز ما رو می‌بره سمت عقلانیت و واقع‌بینی در مسأله زن و حجاب و... زنی که به قول آقا مادر است همسر است و در عین حال در متن و مرکز است و سنگرسازی‌های فراوان کرده و در حرکته. مگر فطرت انسان و خصوصا جوان و نوجوان ما دنبال چیزی غیر از این هست؟ نه. فقط درست روایت نشده درست تبیین نشده. تصویری ناقص و کاریکاتوری شکل گرفته به تجربه عرض می‌کنم تجربه‌ای که هر روز دارم تکرارش می‌کنم و توصیه و پیشنهاد. چون می‌بینم اثر داره.
کوخَک
بسم‌الله یک تجربه‌ای رو عرض کنم. خصوصا خدمت بزرگوارانی که در نقش مربی هستند و دنبال محتواهای مناسب
یه رونوشت هم به هرکس که یه و جایگاه مسئولیتی داره. یک نعمتی این طور بهش عنایت شده که بتونه کاری بکنه برا جمهوری و اسلام. انقد سد و دیوار نباشید. انقد مقاومت نکنید. روحیه مقاومت‌تون رو تنظیم کنید سمت جایی که باید. سمت ظالمین و مستکبرین عالم؛ نه کسی و کسانی که روی حساب توانایی و دست باز شما تو اون میز و جایگاه میان و دغدغه و شرح کاری میدن. والله اینا جوششه، اینا عطیه الهی‌ست. اینا رو باید رو چشم گذاشت نه از چشم انداخت. چیزی هم ازتون نمی‌خوان. میخواهند کنار کار واستید. از پشت میز بیایید کنار بدنه‌ای که داره سمت حل مسائل حرکت می‌کنه. باور کنید که اگه ژست سرباز بگیرید سردار می‌شید؛ نه بالعکس. همین حوالی رو دست‌های خودمون سردارهای سرباز رو بارها و بارها تشییع کردیم و عاقبت‌بخیری‌شون رو به تماشا نشستیم.