eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
. این دست را خدا بالا برد تا به یاری دهندگان جبهه حق، عزت ببخشد و دشمنان‌شان را خوار و خفیف کند. آنان که عمری‌ست یک تنه در برابر مستکبرین عالم ایستاده‌اند و صحنه را خالی نکرده‌اند. @koookhak
. یک ساعت مصاحبه حضوری بهتر از هفتاد ساعت مصاحبه تلفنی است. ‌ @koookhak
. از پیام امروز آقا چند کلمه به ذهنم آمد: زندگی کنید! این هم سوخت موشک‌ها را تامین می‌کند، هم دهان یاوه‌گوی دشمن را گِل می‌گیرد. @koookhak
. موشک‌های مدل‌دار, هم‌اکنون بر فراز دشمن صهیونی، برای ایجاد تنوع در وعده صادق @koookhak
. وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نکنید. اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می بینید، آنان نیز چون شما درد و رنج می بینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند؛ و خدا همواره دانا و حکیم است. ۱۰۴/نساء @koookhak
. دیشب پشت چراغ قرمز دو تا ماشین زدند به هم. یک دفعه راننده‌هاش، مثل باد از پشت فرمان پریدند پایین. گفتم الان است که طبق معمول، کتک کاری کنند. فوری زدم رو پای همسرم: «محسن! پاشو تا همدیگرو نکشتن.» همین که همسرم نیم‌خیز شد، دیدیم همدیگر را بغل کردند و دارند روبوسی می‌کنند. صدای‌شان را می‌شنیدم. «...نه آقا ای چه حرفیه اختیار درن. فدا سرتان صد تا ازی ماشینا بیاد و بره فردا صبح میام میبرم تعمیرگاه جلو خانه‌مان گواهینامه‌مو بذارم نوکرتم خودت سندی خراب بشه او اسراییل سرت سلامت...» توی دلم گفتم؛ کی گفته مرگ‌آگاهی، انسان را افسرده می‌کند. حضور مرگ بیخ گوش زندگی می‌تواند همین‌قدر حیات ببخشد و انسان‌ها را به زندگی برگرداند. کجایی اسراییل ببینی، حتی جنگ با تو هم برای ما برکت دارد. @koookhak
. امام جمعه کاشان با کفن آمده. تهرانی‌ها به مذاکره‌کنندگان صلح، هشدار می‌دهند. سبزواری‌ها ترامپ را تهدید می کنند. امام جمعه اهواز لباس نظامی تنش کرده. زاهدانی‌ها شعار حیدر حیدر آورده‌اند. قمی‌ها برای حضور توی نمازجمعه صف بسته‌اند. مردم مشهد مشت خشم و مرگ حواله اسراییل و هم‌کاسه‌هایش می‌کنند. اصفهانی‌ها با یک قابلمه سوراخ روی سر، پای گنبد آهنین را کشیده‌اند به نماز جمعه. نمازجمعه‌خوان‌های تبریز سر ریز شده‌اند توی خیابان‌های اطراف اهالی بابلسر با کفن نشستند صف اول نماز وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا @koookhak
. «خدا راه شکست را به روی ما بسته است» آقا/۱۳۵۹/۷/۴ اولین نماز جمعه، تهران بعد از حمله صدام @koookhak
هدایت شده از روایت پیشرفت ایران
⭕️ حرف‌هایی که جایش وسط جنگ است! 🇮🇷 پرونده 🔸وسط جنگ بود که آن سرباز پیاده رو کرد به امام علی (ع) و پرسید:«يا امير المؤمنين! آيا ميگوئى كه خدا يكی‌ست؟» آن‌ها که شنیدند، برگشتند و به اعتراض گفتند:«الان، در میان چکاچک شمشیرها، چه جای این سوال‌ است؟» اما فرمانده، علی‌ ابن ابی‌طالب (ع) بود و بهتر می‌دانست که اتفاقا این سوال جایش همانجاست؛ چراکه پاسخ آن سوال، می‌توانست به همه آن میدان جنگ و خون‌ها معنایی بالاتر بدهد و دست‌ها را بر شمشیرها محکم‌تر بفشارد. 🔻ما هم اینجا و در همین زمان، وسط یک جنگ تحمیلی که هدفش ترساندن ما و مجبور کردن ایران به تسلیم و امضای یک قرارداد صلح تحمیلی است، می‌خواهیم از دانشمندان شهیدمان بگوییم. همین‌طور هم می‌خواهیم خیلی جدی‌تر از صورت مسئله ساده‌سازی شده «هسته‌ای برای چه؟ آیا می‌ارزد یا نه؟»، این بحث را مطرح کنیم که چرا «استقلال علمی و فناورانه» در پیشانی و خط مقدم درگیری‌های این دوران قرار گرفته است. ✌️پس این روزها با پرونده با ما همراه باشید تا درباره اینکه چرا «پیشرفت ما، از جنس مقاومت است و مقاومت ما از جنس پیشرفت» بیشتر بگوییم و بخوانیم؛ و برای عزمی جزم‌تر برای ساختن ایران در میانه جنگ و فردای پیروزی، اولویت‌ها و مسیرمان را بهتر بشناسیم. 🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت‌ | راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft
. *از طوفان مبارک تا دیگ قورمه‌سبزی* راستش را بخواهید توی این هشت، نه روزی که از جنگ وجودی ما با اسراییل می‌گذرد من نرسیده‌ام یک قورمه سبزی بار بگذارم. شاید به ندرت گاز خانه‌مان این چند روز رنگ غذا به خودش دیده. همان یک وعده شام و ناهار را زیادتر پخته‌ام تا اوقات کمتری پای اجاق بگذارم. اصلا نمی‌دانم این چند روز، چند ساعت مفید خوابیده‌ام. خوب که فکر می‌کنم شاید دو سه روز متوالی اصلا چشم روی هم نگذاشته‌ام. مسافرت‌هایمان هم رفته روی هوا. بازار نرسیده‌ایم برویم. چند باری برای تهیه ضروریات زندگی رفته‌ایم تا دم سوپرمارکت محله. عوضش لپ‌تاپ، صبح تا غروب درش باز بوده. تلفن مدام زنگ می‌خورده. کتاب‌های موضوع فلسطین و یهود و اسراییل را ریخته‌ایم دور و اطراف‌مان تا از تویش متنی، نامه‌ای، حرفی برای جلسه و ارائه دربیاوریم. افتاده‌ایم تو مسجد و پارک و محله و اتوبوس برای تبیین قصه تمدنی ما و این شجره خبیث. زندگی روی دیگری از خودش را نشان داده. جنگ با اسراییل برکت آورده تو زندگی همه‌مان. ما را از روزمرگی و اسارت خواب و شکم یک کمی درآورده. حالی‌مان کرده جدی جدی جنگ است. جنگی که بود و ما گاهی خودمان را زده بودیم به آن راه و افتاده بودیم تو خط زندگی معمولی. حالا این جنگ تحمیلی مبارک، ما را به خودمان آورده. حساب کار را دست‌مان داده که بابا ما می‌خواستیم پرچم لااله‌الا‌الله را بر قلل رفیع کرامت به اهتزاز دربیاوریم. می‌خواستیم این پرچم را بکوبیم جایی که بالاتر ازش نباشد، پس چی شد؟ چرا رفتیم تو لاک خودمان. چرا من و زندگی‌ام و بچه‌ام و خانواده خودم شد خط اول درگیری‌مان. پس حالا که این طوفان را دشمن دیوانه به پا کرده، من چرا باید به زور خودم را برگردانم پای دیگ قورمه‌سبزی و تازه به عنوان یک روزمرگی مبارک در ایام جنگ بهش فخر بفروشم؟ ادامه دارد.... @koookhak