eitaa logo
کوخَک
146 دنبال‌کننده
413 عکس
30 ویدیو
4 فایل
بسم الله عکس کانال: اثر فاطمه سادات مظلومی من اینجام👇 @m_borzoyi
مشاهده در ایتا
دانلود
. نیروی اجتماعی به اجتماع برگرد! آقای روح‌الله رشیدی توی کانال شخصی‌اش نوشته بود؛ نیروی اجتماعی، باید دنبال انجام وظیفهٔ اجتماعی‌اش باشد، نه اینکه وقت و انرژی.اش را برای تحلیل نوع سوخت موشک‌ها یا طراحی استراتژی جنگ تلف کند. وظیفهٔ نیروی اجتماعی، کمک به حل شکاف‌های اجتماعی و ترمیم اجتماع است؛ تلاش برای تحقق عدالت و رفع نابرابری و هر مانع دیگری که در مسیر پایداری اجتماع باشد. سال‌هاست نیروهای اجتماعی را در تلهٔ سیاست‌زدگی و فانتزی‌بازی‌ گیر انداخته‌ایم و آنها را از رسالت اصلی‌شان دور نگه داشته‌ایم؛ با مردم غریبه‌شان کرده‌ایم! حالا در معرکه‌های بزرگی مانند جنگ با اسرائیل، همین نیروها را آنچنان متحیر می‌بینیم که منتهای حرکت و اقدامشان، رصد رد موشک‌ها در فضای آسمان است. و کمی هم حرص و جوش خوردن بخاطر اصابت یا عدم اصابت. بعد ادامه‌اش گفته بود؛ نیروی اجتماعی! به اجتماع برگرد! مردم را دریاب! موشک‌اندازها کارشان را بلدند و تا پای جان، پای وظیفه‌شان ایستاده‌اند. دیدم به قول دخترهای نوجوان کلاسم، واقعا شاهد بارش حق هستیم. فضای مجازی بدجور ما را به دردسر انداخته. برده توی حاشیه امنی که گمان می‌کنیم با نوشتن چند پیام و پخشش بین چهارتا گروه و کانال دیگر شده‌ایم کنش‌گر جنگ امروز. بعد هم می‌توانیم گوشی را بگذاریم زیر بالشت یک چرتی بزنیم تا یک ساعت دیگر و همان آش و همان کاسه. این‌طوری می‌شود که میدان واقعی را به این چند کلمه روایت از مجازی به مجازی می‌بازیم. آرام و بی‌صدا از پهلوی آدم‌های حقیقی توی کوچه، خیابان، پارک، مسجد، فلان مهمانی و بهمان مجلس و اجتماع می‌گریزیم و پناه می‌بریم به صفحات مجازی برای اثرگذاری‌. حال آن‌که بندهای اخوت را با امت، تو این زمین مجازی نمی‌شود گره زد. حداقل تخم‌اش را نمی‌شود این‌جا کاشت. باید جایی توی میدان، بذرش را بپاشیم تا در همین مجازی چیزی دست و بال‌مان را برای ثمر دادن بگیرد. و إلّا سخت قافیه را باخته‌ایم! @koookhak
. فرمود: اگر بِایستید، خدا شما را سیراب میکند، شما را بی‌نیاز میکند. ایستادگی کردیم، ایستادیم، خدا بی‌نیاز کرد. عکسش هم همین ‌جور است. سنّت‌های خدای متعال انواع و اقسامی دارد دیگر؛ آنجا میگوید: لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم، بعد میگوید: وَ لَئِن کَفَرتُم اِنَّ عَذابی لَشَدید؛ این هم سنّت است ــ «کَفَرتُم» یعنی کفران نعمت ــ اگر کفران نعمت هم کردید، از نعمت استفاده نکردید، بد استفاده کردید، سوء استفاده کردید، اگر این کارها شد، اِنَّ عَذابی لَشَدِید؛ آن هم یک سنّت الهی است. اگر خودمان را بر طبق آن موضوع قرار دادیم، آن نتیجه بر آن مترتّب خواهد شد، یعنی هر دو موردش سنّت الهی است؛ آن طرف قضیّه هم همین ‌جور است.۱۴۰۱/۰۴/۰۷ @koookhak
. آقا امروز در سخنرانی‌شان، داشته‌هایمان را یک بار دیگر مرور کردند تا یاد بگیریم روایت‌شان کنیم. پیش از آن‌که جنجال دشمن، سر نداری‌هایمان روایت غالب شود. @koookhak
. محرم همه حرفش انگار خلاصه می‌شود توی همین آیه کوتاه: ‌ «...أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ...» ‌ این که توی هر مکان و زمانی که هستی، بگرد، «أن تقوموا»ی خودت را پیدا کن. معطلش نکن! اگر هم پیدا کرده‌ای که فبها‌. محرم به محرم میخش را محکم‌تر کن. ‌ @koookhak
. چه قدر برای شب اول محرم برنامه ریخته بودم. لباس‌های عزا را اتو زده و گذاشته بودم کنار. هیأت نشان کرده بودم. اصلا برای خودم نوشته بودم، اول می‌رویم حرم اذن عزاداری از امام رضاجان می‌گیریم بعد راهی هیأت می‌شویم. فردا صبح هم که رزق‌مان جور است. شهید مبارزه با اسراییل می‌آورند. قرار است دور کسانی بچرخیم که به دست‌ شقی‌ترین اهل زمین رفته‌اند پیش خدا. برنامه بعد را گذاشته بودم، شیرخوارگان حسینی. این یکی دیگر رد نخور داشت. کلی رویای‌اش را توی ذهنم بافته بودم. حالا چند ساعت است، دارم به پای آتل بسته‌ام نگاه می‌کنم. قرار بود از سرشب تا فردا صبح، کجاها که نرود اما سر از جای دیگری درآورد. جای سقف تکیه و هیات، چشم دوخته بودم به سقف اورژانس. تا قطره‌های سرم آخر شود، سر حرف را باز کردم با آدم‌های دور و برم، توی اتاق بستری. از جنگ تحمیلی گفتیم، از قصه آتش بس و مهم‌ترین‌اش حرف‌های امروز آقا. خدا امسال سقف هیات را شب اولی محرمی، برای من یک جای دیگر قرار داده بود. به قول آقا امیرالمومنین علیه السلام :«عَرفْتُ اللّه َ سُبحانَهُ بفَسْخِ العَزائمِ و حَلِّ العُقودِ و نَقْضِ الهِمَمِ. من خداوند سبحان را به درهم شكستن عزم‌ها و فرو ريختن تصميم.ها و برهم خوردن اراده‌ها و خواست‌ها شناختم.» ‌ @koookhak
. بهتر ز صد طبیب و مداوا و مرهم است یک جرعه چای روضه‌ی هر هفته‌ات حسین(ع) ‌ پ_ن: امروز رفته بودیم از پای درد گرفته‌ام عکس بگیرم، دیدم بغل بیمارستان ایستگاه صلواتی زده‌اند. دل مردم، وسط مریض‌داری، به همان یک استکان چای روضه گرم بود. @koookhak
. امروز، تشییع دانشمندان هسته‌ای ما دوشادوش فرماندهان نظامی می‌گوید؛ هم چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد هم چرخ زندگی. مردم هم هسته‌ای می‌خواهند، هم موشک به کارشان می‌آید، هم اقتصاد باید سرپا شود. هیچ‌کدام را نمی‌شود فدای دیگری کرد اما می‌شود از هرکدام برای دیگری، مایه گذاشت. @koookhak
. یکی نوشته بود؛ امروز، تهران کربلاست. راست می‌گفت. از عکس روی تابوت‌ها معلوم بود. هم شش ماهه داشتیم هم سه ساله هم زن هم سردار و سرلشکر. آقای امام حسین(ع) ما! بیا ببین که فقط شعار ندادیم؛ بِأبى أنْتُمْ وَ اُمّى وَ نَفْسى وَ أهْلى وَ مالى، بیا ببین که فقط لب و دهان نبودیم و برای ماندن راه حسین(ع) حالا ماشین‌های حمل عروج خانوادگی سر برآورده‌اند توی تشییع‌هایمان. آقای امام حسین(ع) ما! می‌شود همه‌اش را نقد بخری، ببری پیش خدا، زودتر مهدی فاطمه(س) را برساند به ما. @koookhak
. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنت‌ها را حفظ کنید. البته اگر یک چیزهای ناروایی بوده است سابق و دست اشخاص بی‌اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها باید یک قدری تصفیه بشود، لکن عزاداری به همان قوّت خودش باید باقی بماند و گویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند، روضه را همان‌طور که سابق می‌خواندند و مرثیه را همان‌طور که سابق می‌خواندند، بخوانند و مردم را مهیا کنند برای فداکاری. این خون سیدالشهداست که خون‌های همه ملت‌های اسلامی را به جوش می‌آورد و این دسته جات عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان می‌آورد و برای اسلام و برای حفظ مقاصد اسلامی مهیا می‌کند. @koookhak
. داشت از آرزوی دوران نوجوانی‌اش می‌گفت. لابد شما هم مثل منتظر بودید بگوید؛ می‌خواهم توی فلان رشته و بهمان دانشگاه درس بخوانم. عضو تیم ملی شوم یا مدال فلان المپیاد را بیندازم گردن‌ام. اما هیچ‌کدام این‌ها را نگفت‌. لبخندش را پهن کرد روی صورت گرد‌ش و گفت: «من از نوجوانی دلم می‌خواست سلمان رشدی رو بکشم. این تنها آرزوم بود.» یک دفعه چهره یک دختر دوازده، سیزده ساله‌ای را تصور کردم که چنین رویایی را جای هزار رویای بافتنی دیگر توی آن سن و سال، گره زده گوشه ذهن‌اش‌. تازه نه این که فقط توی همان کنج ذهن نگه داشته باشد و بادش بزند. دست‌هایش را توی هوای تکان داد و گفت: «کلاس رزمی هم رفتم که اگه اسلحه نداشتم با دستام خفه‌اش کنم. شنا هم یاد گرفتم. چون فک کردم بخوام خودم رو برسونم تا اون طرف مرز شاید لازم باشه از راه آبی برم.» او می‌گفت و می‌گفت و هر لحظه فانتزی بودن آرزوی کودکی‌اش داشت توی ذهن من رنگ می‌باخت و معنادار می‌شد. هرچه جلوتر آمده بود، همه زندگی‌اش همین جور رنگ و لعاب مبارزه با دشمن خدا و دشمن دین‌اش را گرفته بود. حالا هم که دارد توی سطح کلان در جمهوری اسلامی می‌جنگد برای عیال‌الله و کنار می‌زند هرکس بخواهد نان این عیال‌های خدا را آجر کند. حرف‌هایش که تمام شد، بهش گفتم: «چه‌قدر آرزوتون بهتون می‌اومده و می‌آد.» امروز که فتوای مراجع تقلید را علیه گنده‌گویی‌های ترامپ و نتانیاهو دیدم، یاد این سوژه‌ام و آرزویش افتادم. برگشتم به آرزوهای خودم و زیستی که این آرزو دارد توی هوایش پر و بال می‌گیرد. @koookhak
⭕ دومین شماره سُهــــا منتشر شد شماره بهار مجله «سُها»، روایتی از نقش‌آفرینی زنان در عرصه پیشرفت کشور، منتشر شد. این مجله با هدف روایت حضور و تأثیر زنان در حوزه‌های مختلف پیشرفت، به‌ویژه در عرصه علم و فناوری، توسط «خانه هنر و رسانه پیشرفت» و به سفارش مرکز راهبری امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی در ۲۰۰ صفحه تولید شده است. مجله «سُها» تلاشی است برای روایت داستان‌ها و دستاوردهای الهام‌بخش زنان در مسیر پیشرفت کشور. 🔻سرمقاله 🔅 مرکز دنیای من، اینجاست! 🔻میدان پیشرفتِ دانش‌بنیان 🔅خانم دکترِ رویان، در جستجوی درمان جدیدِ سرطان 🔅نجات نانوفناورانۀ آب و سرزمین 🔅دختران فضایی ایران 🔅فضاهای بزرگی به‌روی ما باز است 🔅خانم مهندس‌های ایرانی، ماهواره می‌سازند 🔻زنان، رسانه، پیشرفت 🔅با هم، هم‌بازی شدیم 🔅 رویان را در دلِ دانش‌آموزان تکثیر می‌کنیم 🔅آرزوهای نانویی دختر نهبندانی 🔅خانه‌های که مادر دارند 🔅هم سخت و هم شیرین 🔻پیشرفت بر مدارِ جامعه 🔅سرگلِ والیبال 🔅هنرستان دخترانه‌ای که بندر گز را متحول کرد 🔅سه نسل، یک عشق 🔅برای جلگه سبز خوزستان 🔻دانشِ ثروت‌آفرین در همه ایران 🔅از تحصیل تا پیشرفت در شهرم زنجان 🔅فناورانه‌های زوج تبریزی 🔅دانش و طلاهایم را خرج کشاورزی بیولوژیک کردم 🔻برای اسلام و انسان 🔅بانوی بدون مرزِ فلسفه 🔅انسان‌ها و اورانگوتان‌ها در غزه 🔖همکاران این شماره: نعمت‌الله سعیدی، سمیه وظیفه‌خواه، رعنا مرادی‌نسب، مریم برزویی، ملیحه نیکبخت، فرناز ایزدبین، پریسا میرزایی، ریحانه رزم‌آرا، فروزان ایزدبین، کوثر محمدی، حکیمه برتینا، سعیده خدابین، مرتضی اسدزاده، ایمان ایزی، حسن فاطمی. مدیر مسئول: سارا طالبی سردبیر: پژمان عرب دبیر اجرایی: مریم حنطه‌زاده مجری طرح: خانه هنر و رسانه پیشرفت 📍خوانندگان عزیز جهت تهیه شماره دوم مجله «سُــها» به آیدی @soha_magiran پیام ارسال کنید. 📲 [نشانی ما در پیامرسان بله] 🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت‌| راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft
کوخَک
⭕ دومین شماره سُهــــا منتشر شد شماره بهار مجله «سُها»، روایتی از نقش‌آفرینی زنان در عرصه پیشرفت کش
. تو دومین شماره نشریه سها که روایت نقش‌آفرینی زنان در عرصه پیشرفته در مورد خانه همبازی نوشتم. توصیه می‌کنم سها رو تهیه کنید و در کنار آشنا شدن با مجموعه همبازی و فعالیت‌هاش با قصه زنان پیشرو در عرصه‌های مختلف آشنا بشید. مزیت نشریه سها از چند جهته که می‌تونه سلیقه‌های زیادی رو دربرگیره و برای دامنه زیادی از آدما مفید باشه. اول از جهت تنوع جغرافیایی سوژه‌ها و محدود نبودنش به پایتخت دوم رده سنی سوژه‌ها که عموما جوان‌ها هستند. سوم تنوع فعالیت‌ها از تولیدکننده واکسن تا معلم و مستندساز و... و چهارمین و مهم‌ترینش ارائه یک روایت جمعی و خانوادگی از سوژه‌ها. جمع همه این مولفه‌ها کمک می‌کنه شما بتونید این نشریه رو به مخاطبین مختلفی عرضه کنید. خصوصا که تو این جنگ تحمیلی اخیر پیشرفت، ضریب تازه‌ای پیدا کرد و الان و در این ایام تابستان فرصت خوبیه تا یک بار دیگه هویت و داشته‌های خودمونو ذیل وقایع اخیر، مرور کنیم.