16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماشین ترور مبتنی بر هوش مصنوعی رژیم صهیونی آمریکایی چگونه کار می کند؟
از gospel تا lovendor و where is Daddy
چرا دسترسی به اینترنت در شرایط جنگی کشور، برای افراد شاخص و برجسته در حوزههای علمی، پژوهشی و فنی و مهندسی و اجرایی میتواند خطرناک باشد.
برای دیگران ارسالکنید
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا:
مسئلۀ ایران:
دکّان اخلاق: به بهانۀ سکوت مصطفی ملکیان
[در خفقان سکوت برخی از ورزشکاران و سینماگران و آنان که صدایشان روزی به اندک بهانهای به آسمان بلند میشد، سکوت برخی از اهالی اخلاق و اندیشه برایم بهتآور است. مصطفی ملکیان یکی از همین چهرههاست. هنوز از یاد نبردهایم چگونه روزگاری این عبارات را چون گُرزی بر فرق مخالفانش میکوبید: «من نه دلنگران سنتام، نه دلنگران تجدد، نه دلنگران تمدن، نه دلنگران فرهنگ و نه دلنگران هیچ امر انتزاعی دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسانهای گوشت وخونداری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند». آیا گوشت و خون دخترکان مینابی، گوشت و خون نبود تا صدایی هر چند به اندازه گلو صافکردنی از استاد اخلاق بلند شود؟ آیا جانهای عزیزی که در سرزمین مادری به خون میغلطند، در دغدغههای جناب استاد جایی ندارند؟ آیا این اخلاقاخلاق گفتنها تنها ابزاری بود برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران و انقلاب مستضعفان و پابرهنگان؟! میخواستم درباره سکوت استادی که چند صباحی است،در دکان اخلاق میفروشد، مطلبی بنویسم، اما حوصلهام نگرفت. چند سال پیش مطلبی را با عنوان «من و دو مصطفی» به بهانۀ جسارتی که به رئیس جمهور وقت، شهید مظلوم آیتالله رئیسی کرده بود، در صفحه اینستاگرامم و به اقتضای حالوهوای همان صفحات نوشتم، اکنون بازنشرش میکنم.]
من و دو مصطفی
در کودکی، نام دو مصطفی که هر دو از دوستان پدرم بودند، برایم جذاب بود: مصطفی ردانیپور و مصطفی ملکیان. در خانۀ ما بسیار از این دو سخن به میان میآمد. مصطفی ردانیپور برایم نماد عشق، غیرت، ایمان و شور بود و مصطفی ملکیان نماد سختکوشی، سادهزیستی، دینداری و عقلانیت. خاطرات زیادی که از آنها در خانه نقل میشد، تفاوتشان را با دیگران در چشمم پُررنگتر میکرد و بیراه نیست اگر بگویم در نوجوانی تا حدّی تحتتأثیرشان بودم. دلدادگی ردانیپور به اهلبیت، بهویژه حضرت زهرا(س) معروف بود، تا جایی که کسی جرئت نمیکرد بهراحتی پیش او روضۀ حضرت مادر بخواند. او همزمان هم در کارگاه آجرپزی اطراف قم کارگری میکرد و هم درس میخواند. عطش سیرابناپذیر ملکیان به علم و علمآموزی هم برایم جذابیت داشت.
یادم نمیرود، بعضی پنجشنبهشبها، با پدر به منزل استاد عبودیت که اهل فلسفه و هنر است، میرفتیم. از هر دری سخنی به میان میآمد: فلسفه، ادبیات، موسیقی، هنر و... . استاد نقاش ماهری است و آوازی خوش و دلنشین هم دارد. گاهی ساعاتی به توضیح یکی از تابلوهایش میگذشت. نمیدانم از حیث هنری این تابلوها چقدر باارزش بودند؛ ولی برای من بوی خوش زندگی میدادند.
در این میان، گاهی هم یادی از جناب ملکیان میشد. استاد عبودیت خاطرات جذابی از زندگی ایشان برایم تعریف میکرد، از اینکه در نوجوانی چراغ قوهای مخصوص مطالعه داشت تا وقتی پدر در منزل خاموشی میزد، او زیر پتو مطالعه کند؛ یا اینکه در زمان دانشجویی سی روز در خوابگاه تنها میماند و با نان لواش و تخممرغ سر میکرد تا بدون مزاحمت مطالعه کند.
بعدها از بد روزگار، سروکارم به فلسفه افتاد. در برههای با هجوم افکار مختلف، مسیر برایم مبهم شد. در نقطهای ذهن دیگر قفل میکند و توان استدلال ندارد. اینجا بود که با تغییر تدریجی جناب ملکیان کمکم این مسئله برایم شکل گرفت: مصطفی ملکیان یا مصطفی ردانیپور؟ بعدها جناب ملکیان برای من رنگوبوی دیگری گرفت. او که زمانی برایم نماد عقلانیت بود، در معرفتشناسی به انسداد رسیده بود و دیگر نمیتوانست به حقیقتی چنگ زند یا حتی بدان نزدیک شود.
اندیشۀ او به جریان خاصی در ایران خدمت میکرده و میکند. معتقدم یکی از آبشخورهای معرفتی نئولیبرالیسم ایرانی افکار اوست. میخواستم در پایاننامهای با یکی از دانشجویانم آثار اجتماعی اندیشههای او را بررسم، میخواستم نشان دهم خاستگاه نظری برخی بیعدالتیها را باید در تفکر و کنشهای سیاسی او جستجو کرد. اما چون در آن زمان حال روحی و جسمانیاش مناسب نبود، به توصیۀ عزیزی منصرف شدم.
در نظرم از برههای به بعد، فلسفه برای ملکیان دیگر راهی برای رهایی و درآغوشکشیدن حقیقت یا تقرب به آن نبود؛ بلکه به ابزاری تبدیل شده بود برای مقابله با آنچه نمیپسندید و خوش نمیداشت. اینک فلسفه نه سودای رسیدن به حقیقت داشت و نه در تمنای زدودن ابهام بود؛ بلکه شمشیری بود برای دریدن رقیب.
شیوه هم روشن است و تاثیرگذار. اندیشۀ رقیب را با پرسشهای فلسفی و اخلاقی چنان به چالش میکشی، طلب صغریکبری میکنی، پیشفرضهایش را میخواهی، تدقیق واضحترین مفاهیمش را مطالبه میکنی، شکل قیاسش را میپرسی و... که کسی جرئت نکند آن اندیشه را اظهار کند، چون خود را با انبوهی از پرسشها مواجه میبیند که هفتهها یا ماهها یا سالها پاسخ به آنها زمان میبرد.
گویی همه چیز در عالم روشن و مبرهن است، بهجز این اندیشۀ مخالف من. زمانی که این پرسشها با ژست روشنفکری و نگاه عاقلاندرسفیه و ازبالابهپایین همراه شود، کمتر کسی تاب مقاومت دارد؛ اما زمانی که اندیشۀ موافق من باشد، با مفهوم وجدان جمعی یا شهود یا تجربۀ زیسته و امثال آن سروتهش را هم میآوری.
مثلاً تصور کنید فردی بگوید «فکر میکنم بیش از ۷۰میلیون در این کشور داناتر از آقای خاتمی یا روحانی یا میرحسین موسوی هستند». مواجهۀ ملکیان با او چگونه است؟ او خواهد پرسید: چه دلیلی برای این اندیشهات داری؟ آیا پیمایشی دراینباره داشتهای؟ چند درصد از جامعۀ ما کودک و نوجوان و بیسوادند؟ آیا او نسبت به اینان داناتر نیست؟ اساساً اظهار چنین مطلبی دربارۀ یک فردی که در جامعه شئون مختلفی دارد، پدر است، پدربزرگ است، همسر است، استاد است و... اخلاقی است؟ آیا هتک آبروی او نیست؟ آیا این بیان، برساختی از شخصیت او را به دنبال ندارد که دیگر کسی جرئت دفاع از او را نداشته باشد؟ آیا درست نبود با منطق و استدلال بیان میکردی که کدام اندیشه یا عملش را قبول نداری؟ آیا اینگونه مواجهه با افراد تالی فاسد برای جامعه ندارد؟ اساساً آیا این مواجهه ترویج اشعریگری یا اخباریگری نیست؟
هنوز برایم پاسخ این پرسش روشن نیست که آیا ملکیان ترور شخصیتی رئیسجمهور ایران را آغاز کرده است؟ آیا استاد اخلاق چنین ترورهایی را اخلاقی میداند؟
پینوشت
۱. هنوز پیکر مطهر مصطفی ردانیپور به میهن باز نگشته است.
۲. اینستاگرام بعد از مدتی صفحهام را بست.
✍ مهدی حسینزاده یزدی
https://eitaa.com/kriyaassess
خدمت سردار سید مجید موسوی
فرمانده رشید هوا فضای ایران اسلامی
پیشنهاد می شود در مقابل حمله و تخریب پل B1 کرج که نماد صنعت مهندسی و پل سازی ایران و بلندترین پل ایران و غرب آسیا شناخته شده بود، پل آکورد شهر بیت المقدس ( تقاطع خیابانهای وایزمن ، یافا ، ارمیا ، شازار ، هرتزل) که از نگاه رژیم صهیونیستی سمبل صنعت شهرسازی و پل سازی این رژیم معرفی می شود را تخریب بفرمایید
و من الله التوفیق
https://eitaa.com/kriyaassess
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌ترامپ برخلاف روسای جمهور قبلی فریب خورد و درگیر جنگی شد که نمیتواند در آن پیروز شود / جان کریاکو، افسر سابق سازمان سیا:
«من میتوانم به شما بگویم که در تمام سالهایی که در سازمان سیا بودم، فرقی نمیکرد نخستوزیر اسرائیل چه کسی باشد؛ هر بار که یک نخستوزیر اسرائیل به واشنگتن میآمد، و مهم نبود رئیسجمهور آمریکا چه کسی باشد؛ اسرائیلیها همیشه میگفتند: لطفاً به ما کمک کنید ایران را بمباران کنیم. و رئیسجمهور آمریکا همیشه پاسخ «نه» میداد، تا رسید به ترامپ.
من معتقدم رئیسجمهور ترامپ توسط بنیامین نتانیاهو فریب داده شد و اکنون ما وارد جنگی شدهایم که از ابتدا متعلق به ما نبود و جنگی است که نمیتوانیم در آن پیروز شویم.
بر اساس تجربه شخصی من در سیا و در برخی از بالاترین سطوح دولت آمریکا: من در طول جنگ عراق دستیار اجرایی معاون مدیر سازمان سیا بودم. هیچوقت استراتژی خروج وجود ندارد. حمله به یک کشور آسان است. سرنگونی یک دولت آسان است. اما بعد از آن چه کار میکنید؟ این بخش سخت ماجراست.»
سید ملک بدرالدین الحوثی: ایران با موجهای موشکی و پهپادی خود پایگاههای آمریکا و مراکز حساس اسرائیل را درهم کوبید
رهبر انصارالله یمن:
🔹 ایران با موجهای پیاپی موشکی و پهپادی، پایگاههای مهم آمریکا در منطقه و مراکز حساس اسرائیل را هدف قرار داده است.
🔹 در این حملات، زیرساختهای نظامی و صنعتی دشمن «بهطور گسترده نابود» شده است.
🔹 تعداد زیادی از پهپادهای آمریکایی و اسرائیلی در مقابله ایران ساقط شدهاند.
🔹 آمریکا به «خسارات سنگین» در توان نظامی خود اعتراف کرده است.
🔹 عملیاتهای با تلفات انسانی گسترده در میان نظامیان آمریکایی و اسرائیلی همراه بوده است.
🔹 حضور مردمی گسترده در سراسر ایران نشانهای از «ثبات ملی و پشتیبانی کامل مردم از رهبری، سپاه پاسداران و ارتش» است.
🔹 «اجماع مردمی و سیاسی» در ایران برای مقابله با تجاوز آمریکا و اسرائیل قابل تمجید کرد.
🔹 هدف دشمن، ضربهزدن به بزرگترین مانع برابر پروژه صهیونیستی در منطقه بوده اما موفق نشده است.
🔹 محور مقاومت در همه جبههها با موضعی واحد در چارچوب «وحدت جبههها» در کنار ایران ایستاده است.
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زود! پناهگاه
قطع پخش زنده بی بی سی