⭕️ورود هواپیمای حامل پیکر رهبر شهید به مشهد
🔸هواپیمای حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و خانوادهٔ ایشان وارد فرودگاه شهید هاشمینژاد مشهد شد.
🔸براساس اعلام ستاد تشییع رهبر شهید، با توجه به استقبال کمنظیر مردم عراق از پیکر مطهر امام شهید، ورود پیکرهای مطهر به مشهد با تأخیر همراه شده و مراسم تشییع در مشهد ساعت ۱۴ امروز برگزار خواهد شد.
حمله بامدادی دشمن به نقاطی از استان همدان!
حمزه امرایی معاون سیاسی امنیتی استاندار همدان روز پنجشنبه اظهار کرد: بامداد امروز نقاطی در شهرستان کبودرآهنگ مورد حمله دشمن قرار گرفت که این حمله خوشبختانه آسیب انسانی و خسارتی در پی نداشت است./ ایرنا
میشل عیسی، سفیر آمریکا در بیروت:
در مورد تاریخ شروع کار در مناطق آزمایشی (ایفای نقش ارتش لبنان بعنوان مزدور و پیشمرگ ارتش اسرائیل برای خلع سلاح حزب الله) مقدمات در حال انجام است و یک هیئت نظامی آمریکایی ظرف چند روز آینده برای هماهنگی و تعیین سازوکار اجرای میدانی وارد بیروت خواهد شد، زیرا لازم است از وقوع هرگونه خلأ زمانی که نیروهای اسرائیلی از منطقه تعیین شده عقبنشینی میکنند، جلوگیری شود.
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
تجاوز و حمله امریکا و اسرائیل به ایران وقتی پایان خواهد یافت که یا در اثر ضربات وارده به اسرائیل کیفیت زندگی در اسرائیل به طور محسوسی به سمت منفی تغییر کند و در نتیجه به مانند جنگ ۱۲ روزه اسراییل درخواست اتش بس کند و یا اقتصاد امریکا با بالا رفتن قیمت نفت و بهره اوراق قرضه خصوصا اوراق قرضه دهساله و نرخ تورم در آستانه رفتن در رکود در سطوحی به مانند سال ۱۹۲۹ و یا حداقل ۲۰۰۸ باشد.
منطق حاکم بر جنگ نامتقارن ایران با امریکا این است که به علت عدم برابری توانایی های نظامی با استفاده از جغرافیای تنگه هرمز ضربات موثر ایران بر آمریکا در زمینه اقتصادی خواهد بود.
ضربات اقتصادی بعضا موثرتر خواهند بود که موجب تاثیر منفی در انتظارات شرکت کنندگان و فعالان در بازار بشوند.
مثلا شلیک یک موشک به سمت کشتی حامل نفت حتی در صورت عدم اصابت به نفت کش با ایجاد تصور و انتظار نا امنی باعث بالاتر رفتن قیمت نفت و فشار و ضربه اقتصادی میشود.
از این رو زدن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه مثلا اردن اگر چه از لحاظ نظامی دست آورد قابل توجهی است ولی ضربه اقتصادی قابل توجهی وارد نمیکند و منطبق با منطق جنگ نامتقارن في مابین نیست.
خصوصا که سانسور خبری اجازه نمیدهد که در کوتاه مدت مشخص شود دقیقا چه ضربه ای وارد شده است.
برای زدن ضربات اقتصادی و شوک وارد کردن به بازار اهداف مشخص و جلوی چشم همگان بیشتر تاثیرگذار هستند.
بنابراین حالا که امریکا و اسراییل در حال هدف قرار دادن تاسیسات غير نظامی و بعضا زیر بنایی ایران مثلا در بندر چاه بهار هستند هدف قراردادن تاسیسات نفتی، شرکتهای فناوری و مراکز توریستی و تاسیسات بندری (مثل فجیره و جبل علی،...) کشور همدست امریکا و اسراییل یعنی امارات تاثیر مشخصتر و محسوس تر اقتصادی خواهد داشت.
البته هدف قرار دادن همینگونه اهداف در خود اسرائیل مثلا شرکتهای فناوری و تاسیسات بندری هم همینگونه تاثیر را خواهد داشت.
مقصود عدم محدود نگه داشتن لیست اهداف به پایگاهای نظامی امریکا در منطقه است. همزمان هر دو لیست اهداف نظامی و اقتصادی باید مد نظر باشند.
@BetweenDichotomies
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
تجاوز و حمله امریکا و اسرائیل به ایران وقتی پایان خواهد یافت که یا در اثر ضربات وارده به اسرائیل ک
واضح است که این مدل درگیری های محدود به اهداف نظامی کاملا به ضرر جمهوری اسلامی است که ابزار تهاجمی کافی برای وارد کردن خسارت گسترده به رقیب ندارد، همچنین امریکایی ها عمده پایگاه های نظامی در منطقه را تخلیه کرده اند و خسارتی نیز اگر وارد شود بیشتر به زیرساخت نظامی کویت و بحرین خواهد بود.
امارات به دلیل مذاکرات پشت پرده مدت هاست از دایره اهداف سپاه خارج شده، قطر به دلیل نقش میانجی خود مورد حمله قرار نمی گیرد (یا بسیار محدود و تک هدف) و عربستان سعودی نیز به دلیل ریسک وارد شدن به درگیری فعلا هدف موشک های ایرانی نیست.
در چنین شرایط امریکا با خیالی آسوده از صدها کیلومتر دورتر با جنگنده و ناوهای خود به خاک ایران حمله می کند و خسارت تجهیزاتی و انسانی گسترده وارد می کند و پدافندی نیز اصولا وجود خارج ندارد اما در این سمت بایستی دهها موشک و پهپاد شلیک شود تا شاید چند مورد به هدف اصابت کنند.
در بلند مدت اما علی رغم برتری آتش امریکا، اهداف بزرگ مد نظر ترامپ با این مدل درگیری ها هرگز محقق نخواهند شد، حتی اگر چند ماه دیگر نیز هر شب ده ها هدف مورد اصابت قرار بگیرند نه تنگه هرمز باز خواهد شد، نه برنامه موشکی و هسته ای ایران جمع می شود و نه گروه های منطقه ای تسلیم خواهند شد، بنابراین در نهایت جز گزینه توافق کامل یا حمله زمینی چاره دیگری برای دولت ترامپ به منظور بستن پرونده جنگ ایران باقی نمی ماند.
@Minas_Tirith2024
محمد، ایران و ترامپ
مدتی پیش ترامپ گفته بود در ایران، نام بیشتر مقامات، «محمد» است. گفته بود شخصی به نام محمد از ایران برای مذاکره با آمریکا تماس گرفته و از او پرسیدهاند آیا تو رهبر ایرانی و او گفته نه.
دیروز هم ترامپ در جدیدترین اظهارات از این سنخ گفت در ایران، «محمد نامی» دارد با بیل روی آوارهای تاسیسات فردو کار میکند. این یاد کردن مکرر ترامپ از نام «محمد» در ارتباط با ایران، مهمترین دلیلی که دارد، جلوهای صلیبی دادن به نبردی است که او در آن قرار گرفته و دلالتهای خودآگاه و ناخودآگاه اسلامهراسانه دارد.
ترامپ همان کسی است که بسیاری اوقات، وقتی از اوباما به بدی یاد میکند، نام او را با استرس و تاکیدی تحقیرآمیز و کنایهوار بر نام وسطی، «باراک حسین اوباما» تلفظ میکند. به این معنی که وقتی نام کسی حسین است، چرا باید در آمریکا کارهای باشد.
حامد فتاحی
@beshaaratha
فوری | خبرگزاری ایرانی فارس: صدای انفجار در منطقه جغادک در استان بوشهر شنیده شد
@ajanews_fa
🔻 از تشییع تا ژئوپلیتیک منطقه؛ پیامهای یک اجتماع تاریخی
در یکصد سال گذشته، قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای سرمایهگذاری گستردهای برای ایجاد شکاف میان ایران و عراق انجام دادند. اوج این پروژه را میتوان در جنگ هشتسالهای دید که رژیم صدام حسین علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد؛ جنگی که قرار بود برای دههها میان دو ملت کینهای تاریخی بر جای بگذارد و هرگونه امکان همگرایی را از میان ببرد.
اگر این تجربه در بسیاری از نقاط دیگر جهان رخ داده بود، احتمالاً خاطره آن جنگ به دشمنی پایدار میان دو ملت تبدیل میشد؛ اما تحولات سالهای پس از سقوط صدام نشان داد که تاریخ همیشه بر اساس محاسبات قدرتهای بزرگ پیش نمیرود. آنچه این معادله را تغییر داد، مجموعهای از عوامل سیاسی، فرهنگی و مذهبی بود که در میان آنها نقش رهبری جمهوری اسلامی و نیز فرماندهی شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی جایگاهی ویژه داشت.
نتیجه آن شد که کشوری که روزگاری در صف نخست دشمنان ایران قرار داشت و پس از آن نیز تحت نفوذ و حضور مستقیم ایالات متحده قرار گرفت، امروز شاهد شکلگیری پیوندهای عمیق مردمی با جمهوری اسلامی ایران است؛ پیوندهایی که در برخی مناسبتها، بهویژه در آیینهای مذهبی، خود را در اجتماعاتی کمنظیر نشان میدهد. این حضور گسترده، صرفاً یک مراسم مذهبی نیست، بلکه حامل پیامهایی ژئوپلیتیکی برای بازیگران مختلف منطقه و جهان است.
نخستین مخاطب این پیام، جریانهای معارض جمهوری اسلامی در اقلیم کردستان عراق هستند. اگر این گروهها تاکنون نسبت به آینده سیاسی خود دچار توهماتی بودهاند، تحولات اجتماعی و سیاسی عراق نشان میدهد که پایگاه مردمی آنان در مقایسه با جریانهای اصلی عراق بسیار محدود است و هرگونه تقابل مستقیم با اراده عمومی منطقه میتواند آنان را به سرنوشتی مشابه دیگر گروههای منزوی و شکستخورده سوق دهد.
پیام دوم متوجه ایالات متحده آمریکاست. آمریکا پس از سالها حضور نظامی و سیاسی در عراق، بهخوبی دریافته است که نفوذ جمهوری اسلامی ایران در این کشور صرفاً یک نفوذ امنیتی یا نظامی نیست، بلکه ریشههای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دارد. چنین نفوذی با ابزارهای نظامی قابل حذف نیست. حتی اگر آمریکا در آینده حضور خود را در عراق کاهش دهد یا بهطور کامل پایان دهد، بازیگری مؤثر جمهوری اسلامی ایران در معادلات داخلی عراق همچنان باقی خواهد ماند.
ترکیه نیز از دیگر مخاطبان این تحولات است. آنکارا طی سالهای اخیر تلاش کرده است دامنه نفوذ خود را در عراق گسترش دهد، اما واقعیتهای اجتماعی و مذهبی عراق نشان میدهد که این کشور با محدودیتهای جدی در تحقق اهداف بلندمدت خود روبهرو است و نمیتواند نقش ایران را نادیده بگیرد.
اردن نیز اکنون خود را در همسایگی مستقیم نفوذ راهبردی ایران میبیند. این همسایگی دیگر صرفاً یک مفهوم جغرافیایی نیست، بلکه به معنای تغییر در موازنه قدرت منطقهای است.
در مورد سوریه نیز این تحولات اهمیت ویژهای دارد. پیوند جغرافیایی و سیاسی محور مقاومت، این تصور را تقویت میکند که دمشق در آینده، بیش از گذشته، در تعاملات راهبردی با جمهوری اسلامی ایران قرار خواهد گرفت و همکاریهای اقتصادی، امنیتی و ترانزیتی میان دو کشور میتواند ابعاد گستردهتری پیدا کند.
اما شاید مهمترین پیام این تحولات متوجه اسرائیل باشد. هرچند اسرائیل طی سالهای اخیر کوشیده است با بهرهگیری از بحران سوریه، بخشهایی از این کشور را تحت اشغال یا نفوذ خود قرار دهد، اما در مقابل، شکلگیری پیوندهای عمیقتر میان ایران، عراق و دیگر بازیگران محور مقاومت، از نگاه تحلیلگران، به معنای نزدیکتر شدن جغرافیای تقابل با اسرائیل است.
در همین چارچوب، سخنی از شهید حاج قاسم سلیمانی بیش از گذشته قابل تأمل به نظر میرسد؛ اینکه «هلال شیعی» پیش از آنکه یک مفهوم سیاسی باشد، یک واقعیت اقتصادی است.
مقصود از این نگاه آن است که بخش مهمی از منابع انرژی منطقه در جغرافیایی قرار گرفته که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدهند. ایران یکی از بزرگترین دارندگان مجموع ذخایر نفت و گاز جهان است. بخش عمدهای از نفت عراق در محور بغداد ـ بصره قرار دارد که عمدتاً در مناطق شیعهنشین واقع شده است. همچنین مهمترین میادین نفتی عربستان سعودی در استان شرقی، از جمله دمام و قطیف، قرار دارند؛ مناطقی که جمعیت قابل توجهی از شیعیان در آنها زندگی میکنند.
بر این اساس، از منظر این تحلیل، انرژی تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه مهمترین مؤلفه قدرت در نظام بینالملل به شمار میرود. در چنین شرایطی، جایگاه جمهوری اسلامی ایران و نقش تنگه هرمز اهمیت مضاعفی پیدا میکند.
تنگه هرمز را نباید صرفاً به مسئله دریافت عوارض عبور کشتیها یا یک مسیر دریایی تقلیل داد؛ هرچند آن نیز اهمیت اقتصادی خود را دارد.
اهمیت واقعی این آبراه در آن است که یکی از مهمترین شاهراههای انتقال انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه تغییر در وضعیت آن میتواند بر اقتصاد جهانی تأثیر مستقیم بگذارد.
از همین رو، نباید انتظار داشت که قدرتهای بزرگ، حتی کشورهایی که امروز با ایران روابط راهبردی یا منافع مشترک دارند، از افزایش قدرت کنترل ایران بر این گذرگاه حیاتی استقبال کنند. روابط بینالملل بر پایه منافع دائمی استوار نیست، بلکه بر اساس توازن قدرت شکل میگیرد. ممکن است امروز منافع ایران با کشورهایی مانند چین یا روسیه همسو باشد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این همسویی در آینده نیز ادامه یابد.
در منطق قدرتهای بزرگ، مسئله «کنترل» همواره موضوعی بنیادین بوده است. کنترل منابع انرژی، کنترل مسیرهای تجارت، کنترل گرههای ژئوپلیتیکی و کنترل جریانهای اقتصادی، همگی اجزای یک مفهوم کلان به نام «قدرت هژمون» هستند. از این منظر، آنچه اهمیت دارد صرفاً مالکیت منابع نیست، بلکه توانایی اعمال کنترل بر مسیرها و معادلاتی است که جهان به آنها وابسته است.
بر همین اساس، رقابتهای آینده منطقه را نیز باید بیش از آنکه صرفاً رقابتهای نظامی دانست، رقابت بر سر کنترل گرههای راهبردی اقتصاد و انرژی جهان ارزیابی کرد؛ رقابتی که تنگه هرمز یکی از مهمترین کانونهای آن خواهد بود.
✍سعید کریمی
https://t.me/kriyaassess
⭕️ فرار رو به جلو معاون اطلاع رسانی دفتر پزشکیان
🔹 این سوال معاون اطلاعرسانی دفتر پزشکیان یعنی فرار رو به جلو در راستای عدم پذیرش مسئولیت افتضاح به بار آمده! پس از چندین بار گزیده شدن از سوراخ مذاکره و تفاهم که آخرین آن برجام بود، مذاکره و تفاهم با امریکا دیکتهی نانوشتهای نبود که حال با نقض عهد طرف مقابل بدنبال راهکار بگردیم!
🔸 آقایان بهتر است مسئولیت فرصت نابخردانه و خوش بینانهای را که با آتشبس و عقد تفاهم به دشمن دادهاند را برعهده گیرند!
🔹 آن وقت که با ذوق و شوق برای مذاکره با قاتل امام شهید احمقانه به سمت دشمن میروید، چرا از راهکار سخن نمیگویید!؟ چرا صدای رهبر و سایر دلسوزان را نمیشنوید!؟ چرا به تجربهها توجه نمیکنید!؟