eitaa logo
کنگره شهدای دانشجومعلم استان خراسان رضوی
299 دنبال‌کننده
523 عکس
70 ویدیو
21 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
╭•⊰◄‹☫🕊🍃›••⊱─━─━─━•─┈· · ♦️|‹ 📌 دومین جلسه هم اندیشی خادمان ستاد اجلاسیه کنگره شهدای دانشجو معلم خراسان رضوی جهت هماهنگی و انجام برنامه ریزی های لازم برای آمادگی جهت اجلاسیه استانی 📌تاریخ برگزاری: ١۴٠٣/۱۱/۲۷ |‹ |‹ |‹ خراسان رضوی ؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞ ‹روابط‌عمومی کنگره شهدای دانشجومعلم استان خراسان رضوی›🍃 https://eitaa.com/ksh_dm_khr
قابل توجه اساتید و کارکنان محترم دانشگاه فرهنگیان: 📚آغاز طرح «کتاب به قیمت مطالعه»📚 📣معاونت فرهنگی و تربیتی دانشگاه فرهنگیان با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس برگزار می کند: 👈اولین دوره طرح «کتاب به قیمت مطالعه» با موضوع دفاع مقدس 1️⃣ تمامی اساتید و کارکنان محترم دانشگاه فرهنگیان می توانند پس از ثبت نام با دریافت ۲ عنوان کتاب درنظر گرفته شده «مشروط به مطالعه کامل»، مالک آن کتابها شده و در مرحله اول مسابقه شرکت نمایند. 2️⃣بعد از برگزاری «آزمون اول» از دو عنوان کتاب مد نظر، یک پنجم شرکت کنندگان به مرحله دوم راه پیدا کرده و دو کتاب تکمیلی به آنها اهدا خواهد شد. 🕌 پس از برگزاری «آزمون مرحله دوم» ، ۳ نفر از برگزیدگان به قید قرعه به کربلای معلی اعزام شده و میهمان آقا اباعبدالله الحسین (ع) خواهند شد. 🎁علاوه بر ۳ نفر فوق، به ۷۲ نفر از عزیزان برگزیده نیز جوایز نفیس غیر نقدی تقدیم می شود. 📄به آن دسته از عزیزانی که ۶۰ درصد نمره قبولی را کسب کرده باشند ، گواهی بالندگی نیز اختصاص می یابد. 📆ثبت نام تا آخر اسفند 1403 🗓 زمان برگزاری آزمون مرحله اول: 20 فروردین 1404 از طریق لینک:⬇️ https://cfu.ac.ir/fa/form_data/add/form_id=7948 ⬅️جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت کتاب به امور فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مراجعه فرمایید. امور فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی
🌙بار دیگر دعوت شدیم به مهمانی اش ... 🌙این بار میزبان خداست... 🌙حلول ماه مبارک رمضان و آغاز ماه بندگی خداوند بر همه دانشجو معلمان عزیز تبریک و تهنیت باد 🙏التماس دعا🌺
╭•⊰◄‹☫🕊🍃›••⊱─━─━─━•─┈· · ♦️|< / 📌نمایشنامه‌ای زیر در مورد شهید دانشجومعلم، محمدحسن آزمون، است که توسط هوش مصنوعی نوشته شده. این نمایشنامه توصیف خیالی خالق این اثر و هوش مصنوعی است از صحنه‌ای که شهید بزرگوار محمدحسن آزمون از پدر و مادرش که مخالف رفتن او به جبهه بودند، حلالیت می‌طلبد و رضایت می‌گیرد. این اثر زیبا، نثار نگاه زیبای شما... 📄 عنوان نمایشنامه: من باید بروم! 👤شخصیت‌ها: محمدحسن: دانشجوی دانشگاه فرهنگیان، آماده‌ی اعزام به جبهه پدر: مردی میانسال، نگران آینده‌ی فرزندش مادر: زنی مهربان و دلسوز، دلواپس رفتن پسرش 🎥صحنه: خانه‌ای ساده و صمیمی. اتاقی کوچک با فرش ایرانی، چند قاب عکس روی دیوار، و یک طاقچه که روی آن قرآن و چند کتاب قرار دارد. محمدحسن، با لباس خاکی نظامی و ساکی در دست، در وسط صحنه ایستاده است. پدر و مادرش روبه‌رویش نشسته‌اند. مادر چای در استکان می‌ریزد اما دستانش می‌لرزد. 🎞 صحنه‌ی اول: تصمیم (نور صحنه آرام می‌شود. سکوتی سنگین فضای خانه را پر کرده است. صدای اذان مغرب از دوردست شنیده می‌شود.) 🌷پدر: (آهسته، با لحنی ملایم) محمدحسن جان، پسرم، هنوز هم فرصت هست. بنشین، فکر کن. تو یک سال دیگر فارغ‌التحصیل می‌شوی، بعد معلم می‌شوی. معلمی هم جهاد است، خدمت است. 🌷مادر: (با چشمانی اشک‌آلود) مادرجان، جنگ سخت است. گلوله و خمپاره که شوخی ندارد. تو برو، معلم شو، به بچه‌ها درس بده. به خدا همین هم دفاع از کشور است. 🌹محمدحسن: (با صدایی محکم اما مهربان) پدرجان، مادرجان، می‌دانم که نگرانید. ولی اگر امروز نروم، فردا چه چیزی را باید به بچه‌ها آموزش بدهم؟ وقتی دشمن پایش را روی خاک کشورمان بگذارد، دیگر از مدرسه و معلمی چه می‌ماند؟ 🌷پدر: (با نگرانی) اما پسرم، تو به اندازه‌ی خودت مسئولیتی داری. نباید همه‌ی بار جنگ را روی دوش خودت حس کنی. 🌹محمدحسن: (با لبخندی تلخ) پدر، وقتی امام گفتند «همه به جبهه بشتابند»، یعنی هر که می‌تواند باید برود. اگر من نروم، اگر امثال من نروند، آن‌وقت چه کسی باید از این خاک دفاع کند؟ 🌷مادر: (با بغض) پسرم، دلم طاقت ندارد... اگر اتفاقی برایت بیفتد، من چه کنم؟ 🌹محمدحسن: (آرام و با محبت) مادر، مگر مادران شهدای دیگر دل نداشتند؟ مگر آن‌ها نمی‌توانستند پسرانشان را نگه دارند؟ اما اگر آن‌ها می‌ماندند، حالا دشمن جلوتر آمده بود. من باید بروم، تا فردا شرمنده‌ی خودم و شما نباشم. (مادر سرش را پایین می‌اندازد. سکوتی کوتاه برقرار می‌شود. پدر آهی می‌کشد و بلند می‌شود، به سمت طاقچه می‌رود، قرآن را برمی‌دارد، بر پیشانی‌اش می‌گذارد و آن را باز می‌کند.) 🌷پدر: (با صدایی لرزان) خدا پشت و پناهت، پسرم. برو، اما قول بده که سالم برگردی. 🌷مادر: (در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کند) من فقط یک چیز می‌خواهم، پسرم. هرجا که رفتی، مراقب خودت باش. 🌹محمدحسن: (لبخند می‌زند، دست پدر و مادرش را می‌بوسد) ان‌شاءالله که برمی‌گردم، اما اگر هم برنگشتم، بدانید که برای چیزی رفته‌ام که ارزشش از جان من بیشتر است. (محمدحسن ساکش را برمی‌دارد. مادر شال گردنی را از طاقچه برمی‌دارد و دور گردن او می‌اندازد.) 🌷مادر: این را ببر، سردت نشود... (محمدحسن شال را در دستش می‌فشارد، اشک در چشمانش حلقه می‌زند، اما سریع خودش را جمع‌وجور می‌کند. او یک نگاه به خانه می‌اندازد و با گام‌های محکم از در خارج می‌شود. مادر پشت سرش می‌دود اما پدر دستش را می‌گیرد و سرش را به نشانه‌ی تسلیم پایین می‌اندازد.) (نور صحنه کم‌کم خاموش می‌شود. صدای مارش نظامی در پس‌زمینه پخش می‌شود.) پایان |‹ |‹ |‹ خراسان رضوی ؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞؞ ‹روابط‌عمومی کنگره شهدای دانشجومعلم استان خراسان رضوی›🍃 https://eitaa.com/ksh_dm_khr
🔻به گزارش کنگره شهدای دانشجو معلم در آخرین روز از هفته بزرگداشت شهدا، معتمدین معین و اعضای شورای مشورتی ایثارگران به اتفاق مهدی وحیدی پویا مسئول کنگره شهدای دانشجومعلم استان خراسان رضوی با شهردار اديمي دیدار کردند. 🔹 در این دیدار که به مناسبت هفته بزرگداشت شهدا و 25 اسفند سالروز شهادت شهید مهدی باکری و روز شهردار صورت پذیرفت از تلاش‌های مخلصانه و جهادی مهندس ایمان صالح پودینه شهردار شهر اديمي بویژه در حوزه ایثار و شهادت و یادواره ها و مراسمات شهدا با اهدا لوح سپاس و یادبود نوزدهمین یادواره شهدا و شهیدان روحانی فاجعه تروریستی تاسوکی و گرامیداشت شهدای شهرستان تقدیر بعمل آوردند. 🔹بازدید از یادمان شهدا در دفتر شهردار و نثار فاتحه به روح مطهر همه شهدا از دیگر برنامه های این دیدار صمیمانه بود. 💠💠💠💠💠💠💠💠 🌐ما را در ایتا دنبال کنید : https://eitaa.com/ksh_dm_khr