گاهی اوقات رفاقت رو میشه از توجهات خیلی کوچیک فهمید.
رفیق دوران دبیرستانم که فقط از اون دوران زهرا برام موند، یه پست توی اینستا برام فرستاده.
و اشاره داره به اینکه من گوجه نمیخوردم و نمیخورم.
چقدر قشنگ یادشه.🥲❤️
مهربونی یعنی همین چیزای کوچیک که میشه لبخند رو لب یکی دیگه کشید 🫐
ݪَبْݒَࢪ
گاهی اوقات رفاقت رو میشه از توجهات خیلی کوچیک فهمید. رفیق دوران دبیرستانم که فقط از اون دوران زهرا ب
البته حقم داره یادش نره
چون من وقتی توی ساندویچ فلافلم گوجه میدیدم زمین و زمان و به هم میدوختم.
خلاصه که گوجه هارو برام در میاوردن😂
حتی قرص فلافلی که گوجه ای شده بود رو نمیخوردم و نمیخورم.😂😂
من چیزای قرمز رو دوست دارم.
میوه نمیخورم اما میوه های قرمز رو میخورم.
مثل آلبالو، توت فرنگی، شاتوت(شاتوتی که سیااااه نشده باشه البته. چون وقتی شیرین بشه دیگه نمیخورم. پس شاتوت قرمز تیره)
البته از سیب کلا خوشم نمیاد حتی قرمزش.
اما پرتغال خونی دوست دارم. پرتغال نارنجی هم دوست دارم چون از نارنجی هم خوشم میاد.
البته گوجه ی پخته و سرخ شده میخورم. اما واقعا خامش مزخرفه.
مثلا من وقتی بچه ای چیزی نمیخوره و خوشش نمیاد رو اصرار نمیکنم.
چون میدونم یحتمل مرض نداره و واقعا نمیتونه بخوره.
آهان انار هم دوست دارم.
واقعا انار خیلی خوبه.
هم قرمز و خونیه هم خوشمزست.
انار رو هم فقط قرمزش رو دوست دارم.
مخصوصا انار هایی که خیلی خیلی قرمز و دیگه سیاهن دونه هاش
مامان: روز قیامت این گوجه ها ازت شکایت میکنن!
این دیالوگ رو مامانم وقتایی میگن که من گوجه ی خورد شده رو همراه غذام نمیخورم.
و من همیشه این صحنه میاد جلوی چشمم که مثلاً روز قیامته
فضا دارک و خوفِ، من اون جلو ایستادم و گوجه ای که خیلی خیلی بزرگه میاد میگه این منو نخورد، شکایت دارم ازش.
بعد اونجا دهن منو بخاطر یه گوجه سرویس میکنن.
قطعا اون گوجه خیلی بیشرفه.
کلا از گوجه ها بدم میاد.
نمیدونم چطوری بگم ملموس باشه
اما گوجه ها عوضی ان.
چرا باید قرمز باشی با همه چی هم خورده بشی اما سرخ شدت خوشمزه تر باشه؟
حالا فهمیدم چرا از رنده کردن گوجه خوشم میاد 😈😈😈
یوها ها ها هااااا.😐
الان به ذهنم رسید پاشم برم گوجه هارو رنده کنم تا شکنجشون کنم😐💔
بیچاره گوجه ها.💔
ناهوشیارم نسبت به گوجه ها رو فهمیدم.
دلم برای گوجه ها سوخت😂