تنها دلخوشیام پناه بردن به دنیای کتابها بود. شاید به خاطر شکستها افسرده شده بودم. شاید هم دریچهٔ دیگری از زندگی به رویم باز شده بود. دنیای من بسیار سادهتر از آن زیادهخواهیهای مالی بود. عاشق کلمهها شده بودم؛ عاشق شعر، عاشق ادبیات، از همه مهمتر عاشق عاشق شدن، آن هم عشق به کسی که اصلاً نمیدانستم کیست، اما بهشدت عاشقش بودم. و اینها با حسابوکتاب و عدد نمیخواند.
#انتهایپاراگراف - #آبنباتلیمویی
میگویند تولد یعنی آغاز مرگ و یعنی پایان. منانطور فکر نمیکنم؛ چون برای برخی، تولد آخر داستان است و برای بعضی، مرگ شروع ماجراست.
#انتهایپاراگراف -#مستوری
عشق چیست ؟ هرکس نظری دارد و نمیشود تعریف کاملی از عشق ارائه کرد. به نظر من مهمتر از تعریف عشق، کیفیت لحظههایی است که عاشق و معشوق کنار هم هستند. ممکن است عاشق و معشوق یک ساعت کنار هم باشیم. اما همان یک ساعت یک عمر تنها را دچار و درگیر کند. اما دو نفر دیگر یک عمر کنار هم باشند و تمام عمر همدیگر را نبینند .
#انتهایپاراگراف - #مستوری
- مهم نیست کدام ساختمان بیشتر به چشم میآید، مهم این است که کدامشان محکمترند. روزهای توفانی، زلزله، سیل. آنکه بعد از حادثه رو پا بماند ساختمان است!
#انتهایپاراگراف - #مستوری
اما خب، این دنیا سختیهاش زیاده. ما فقط گاهی میتونیم قابل تحملترهاش رو انتخاب کنیم. همین!
#انتهایپاراگراف - #باروتسوخته
تو معرکه ، آدمهای بیربط و بهدردنخور دنبال سوراخموش بودن. پس آدمی که وسط معرکه، اسلحه به دست، گلوله میخوره، معمولی نیست .
#انتهایپاراگراف - #باروتسوخته