روزمَرِگی کیوت ~🦋
از ساعت ۳۰ : ۹ تا الان داشتم با خاله بزرگم و عزیز جونم و مامانم ساقه ترپچه و خود ترپچه رو خُرد میکرد
میشه یکی بیاد کمک دستم درد گرفت 😮💨
خیلی زیاد بودن آخه قراره به خاله وسطی و خاله کوچیکم بدیم 🥴
بعدش هم قراره به همسایه ها بفروشیم چون خیلی گفته بودن 😐