Screenshot_۲۰۲۵-۰۲-۲۷-۱۲-۱۹-۴۸-۷۷۷_ir.eitaa.messenger-edit.jpg
حجم:
1.6M
اینم حجم حدس هاتون✌️🏼😎
ماشاءالله به بعضیا😉
╰┈➤ @lashkar_ir
✧آمــریـنפּعملـیــات✧
اینم حجم حدس هاتون✌️🏼😎 ماشاءالله به بعضیا😉 ╰┈➤ @lashkar_ir
.
خب این قضیه رو تا همینجا
داشته باشین!🛑✋🏻
.
.
حالا حواسا جمععععع📣📣
.
.
داستان سیمرغ رو شنیدین؟🦅
اونو بریزین دوررر ک قراره براتون
یه #داستان_سیمرغ جدید بگم!!🎉
.
.
تصویر رو باز کنید و خوووب تو فضاش
غرق بشین ک باهاش کار داریم🥽
.
.
قهرمان داستان ما یه شخصیتِ
ظاهرا ضعیف و تنهاست!!
اما زود گول نخورین!!!❌❌
.
.
#قسمت_اول
در روزگاری دووور پرندگان در تلاش برایِ
حفظ اصالت و باورها و ساخت آینده ای
مستقل و قوی برای آیندگان شان بودند🌐
.
ساختن فردای دلانگیزی ک هیچکس توان
تیره کردن و ب انزوا کشاندن پرندگان را نداشت.✊🏻
.
اما تمام داستان، گلستان نبود...❌
.
آن روزهـــــا اهریمــــنِ خبیــــث،
سایه یِ سنگین و تاریکش را
روی زندگی پرندگان گسترانده بود،
.
اهریمن با لبخندی بر لب، پرندگان را
از گرسنگی قحطی نجات داده بود!!!
سفره ای رنگین پهن کرده بود ک چشم هارا
دیوانه وار به خود جذب میکرد😵
.
اما ب قیمت گرفتن ازادی شان.
سفره ای رنگین اما در قفسی نامرئی...🕸
.
.
اما پرنده یکه و تنها، نخواست و نتوانست
مانند مردگان باشد و در سکون بماند...🕊
.
سیمرغ،داستانِ پرنده ای تنهاست،
اما جنگجو و امیدوار...🌱
.
جانِ شیرین و زندگیِ آرامَش را به
گوشه ای نهاد و برخواست تا...
.
.
#ادامه_دارد...
✧آمــریـنפּعملـیــات✧
. اما پرنده یکه و تنها، نخواست و نتوانست مانند مردگان باشد و در سکون بماند...🕊 . سیمرغ،داستانِ پرنده
.
#قسمت_دوم
پرنده، تلاش پیشــــه کرد و پرانگیزه،⚡️
حلقــــه ای هرچند انگشــــــتشمــــار از
پرندگان عاقل و دنیا دیده تشکیل داد
و مشغول همفکری و چاره جویی شدند🗝
.