سهراب سپهری قشنگ میگه.
میگه که : نه ما میمانیم نه هیچ یک از مردمان این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم و به زیبایی ان لحظه شادی که گذشت ، غصه هم ميگذرد
آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند، لحظه ها عریانند، بر تن لحظه خود جامه اندوه میپوشان هرگز
زندگی، ذره کاهیست که کوهش کردیم
زندگی، نام نیکویی ست که خارش کردیم
زندگی نیست بجز دیدن باران بهار ، ندای نیست بجز دیدن یار، زندگی نیست بجز عشق بجز حرف محبت به کسی، ورنه هر خار و خسی ، زندگی کرده بسی.
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،دوسه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد
با چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم.
حسنا
# باهم