ذهنوراجِمن⋆
توئیت کاربر عرب: «تازه از یک تماس ۳ ساعته با منبع داخلیام از میان میلیاردرهای دبی خارج شدم. فعلاً
خاورمیانه ای جماعتو نمیتونی شگفت زده کنی . ما خود شگفتییم.
هدایت شده از «منِفیالحال»
اگر ایرانی، قدرِ دماغش سواد داشت و
بعد صحبت میکرد ایران گلستان میشد.
یکی اضافه شد نمیدونم فامیله یا چی
احساس ناامنی کردم بسمالله*
هرکی جدید عضو شده بیاد پیوی اعلام موجودیت کنه🤡
مهنا تویی؟اگه تویی لطفا لفت بده.
شب ۲۱ اُم رمضانِ
اکنون که حروف را در کیبورد کنارهم میگذارم و به آنها معنا میدهم ، اعصبانیت در وجودم به سر انگشتانم میریزد و با احساسات متفاوت اعم از :
حرص ، خشم ، غم ، قلبدرد ، هیجان تایپ میکنم.
ما خاورمیانه ای ها
از همان اولش به چیز های عجیب و غریب عادت کرده ایم و همیشه درگیر یک جور درامـا بودیم ..
بیشترین جنجال ها و دراما ها را در تاریخ و کتاب ها خوانده ام.
با وجود دهنسرویسی ها و زندگی شخماتیک در قلب خاورمیانه بازهم آن رگِ شرقی گری و خاورمیانه ای ام میگفت تو هنوز آن چیزی که باید را تجربه نکرده ای
به همین خاطر دنبالِ دردسر بودم و خود را در بحث های سیاسی و اعتقادی قاطی میکردم و با بزرگتر ها بحث میکردم
در پِی شبهات و حرف و حدیث های سیاسی و عقیدتی بودم
هم سن و سالانم به فکر رنگِ لباس و ست با ساعتشان من در فکر روزهایی که نزیسته بودمشان و میخواستم از رمز و راز دنیای آدم بزرگ های در تاریخ ثبت شده و دنیای ماورا و از ما بهترون بدانم ، چیز هایی که دیگران به سراغش نمیروند.
سرتان را به درد نیاورم نمیخواستم روزی انگ این را بهم بزنند که تو دینت و باورهایت به تقلید از پدر و مادرت است و یا اینکه از سر ندانستن بشوم بیطرفان بیشرفانند و طرف درست تاریخ را نشناسم ( البته بیشتر* منظورم این انگ از طرف ندای درونم است )