شناخت، یکی از عظیم ترین عرصه های مبارزه است!
هرگاه با همه وجود در جست و جو و شناخت حقیقت باشی، به بیراهه هم که بروی دستی تو را به نور خواهد کشاند!
اما این شرط دارد:
عزمی می خواهد پولادین
و جراتی که در برابر غلط های خود کم بیاوری و سر تعظیم خم کنی
آنگاه قله شناخت را با سرعت هرچه تمام تر می پیمایی..
برای شناختِ عمیقِ اعتقاداتی که داریم، تلاش کنیم.
بچه مذهبی زمانی معتقد است که با همه وجودش اعتقادش را باور کرده باشد و با شمشیر استدلال به نابودی کفر برود..
کفرِ ناشی از نادانی
و خدا ما را حفظ کند از این کفر..
#ماهمیهمآنی🌙
#جانان..✍🏻
@leghae🌒
هدایت شده از بانک اطلاعات دوکوهه
شهیدی که بعلت لو ندادن عملیات زنده سرش را بریدند
عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود حدود ۱۷ سال سن داشت. سال شصت به شش زبان زندهی دنیا تسلط داشت تک فرزند خانواده هم بود زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟
عباسعلی گفت: امام گفته.
مادرش گفت: اگه امام گفته برو عزیزم…عباس اومد جبهه.
خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته.
اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب. فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست.
گفتند: آقای عباسعلی فتاحی! تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه، بزرگترین اشتباهه… بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند.
یه روز شهید حسین خرازی گفت: چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن. پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود…
پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی بود. قبل از رفتن..
حاج حسین خرازی خواستشون و گفت: ” به هیچوجه با عراقی ها درگیر نمی شید. فقط پل رو منفجر کنید و برگردید. اگر هم عراقی ها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره…
تخریبچی ها رفتند… یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده، یکی شونم برنگشته… اونایی که برگشته بودند
گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقی ها فهمیدن و درگیر شدیم. تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد… زمزمه لغو عملیات مطرح شد.
گفتند: ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده!
پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید…
عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی. سر هم نداشت. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: این عباسعلیه! گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه…
اسرای عراقی میگفتند: روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته… اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند…
جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند.
گفتند به مادرش نگید سر نداره. وقت تشییع مادر گفت: صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین!
گفتن مادر بیخیال. نمیشه…
مادر گفت: بخدا قسم نمیذارم.
گفتند: باشه! ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین.
یهو مادر گفت: نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟
گفتند: مادر! عراقیها سر عباست رو بریدند.
مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم… مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد( یاد گودی قتلگاه و مادر سادات) و خم شد رگ های عباس رو بوسید.
و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد…
(یاد شهدا و این شهید جوانمرد را حفظ کنیم ولو با ارسال این داستان زیبا به یک نفر حتی شده با یکنفر)
شادی روح شهدا صلوات
°•○🌱♥️🌱○•°
#یادتوبودمکهکنییادِمن..
#سرداردلها💚
●♡:♡●
سه صلوات و توحید هدیه به سید الشهدای مدافعان حرم و روح تمامی عزیزان ایران جانمان و شهدای راه امنیت و مقاومت و سلامت..♥️🌺
#خوشاراهیکهپایانشتوباشی..💙
°•○🌱♥️🌱○•°
@leghae🌒
"خب که چی؟!"
این روزا و این شبا که میشه
یا شاید به بهونه این روزا و شبا
خیلی ها حرف از حلالیت گرفتن می زنن
حلالیت می طلبن و حلالیت می خوان
شاید خیلی ساده
شاید خیلی تکراری
و از جمله واکنش هایی که خودم بارها باهاش مواجه شدم این بوده که خب که چی؟!
اصلا مگه فایده ای هم داره؟
یا مثلا اینکه هر سال حلالیت می گیری و دوباره سال بعد تکرارش می کنی خب این چه کاریه؟
یا حرفی که امروز شنیدم:
اصلا ما می خوایم کارای زشت سال گذشته مونو بازم تکرار کنیم
چیه؟
راستش دلم نیومد یه حرفی رو نزنم
درسته که ممکنه از آدم های زیادی پیام یک شکل دریافت کنید
یا متوجه بشید که خیلی هاش آنچنان هم صادقانه نیست
اما این دلیل نمیشه که نفس این کار رو محکوم کنیم.
اینکه یک کار خوب سنت شده بین مردممون بده؟
خب اگه دلمون به رضایت نیست لازم نیست حتما تاییدشون کنیم و بگیم همچنین!
می تونیم صادقانه بگیم که دلگیریم ازشون
و نمی تونیم ببخشیمشون
اینجوری شاید اون فرد هم تلاش بیشتری بکنه واسه اینکه افراد کمتری ازش ناراحت بشن!
اگرم ببخشینش که فبها المراد
دلش آروم میشه و امیدوار به رحمت الهی که می تونه توی راه درست بدون حق الناس کسی قدم بذاره.
این یعنی دو سر برد بودن
بیاید ریشه امید و کار خوب رو نخشکونیم
لازم نیست حتما هر کس که ازمون حلالیت می طلبه رو ببخشیم هر چند که بخشش نتیجه برنده شدن تو امتحانیه که خدا جلوی پامون قرار میده
اما می تونیم این رسم و سنت خوبی رو که به بهونه روزای خدا جاری میشه رو حذف نکنیم.
ازینکه سیلی از این پیاما دریافت می کنید ناراحت نشید.
خوشحال باشید که تو لیست آدمایی قرار گرفتید که شما رو پله رسیدن به خدا می بینند.
پیامبر معصوم ما هم هر بار از خدا معذرت می خواستند..
ما که دیگه رهروای پر خطاشونیم.
یاد اون حدیث افتادم که می گفت از نیازهای مردم به خودتون ناراحت نباشید که ممکنه خدا این رزق و ازتون بگیره ها!
این حلالیت طلبیدنِ بقیه هم یه نوع نیازشونه با ما!
و همینطور نیاز ما
مگه چند نفر از راز دل آدما خبر داره که واسه بخشیده شدنشون توسط ما چیکارا کردن؟
به قول امام علی:
هر وقت نتونی کسی رو درک کنی نمی بخشیش!
راستی، حلالیت طلبیدن از کسایی که خودتون ازشون دلگیرید هم کار دلتونو واسه بخشیدن آسون تر می کنه.
یه پیشنهاد دلی🌱
و یه حرف ناتموم مونده
پ.ن: بیاید هوای کارای خوب جمعی رو هرچند سطحی داشته باشیم :)
#جانان..✍🏻
#لحظه_نوشت
حسین طاهریAUD-20220426-WA0050.mp3
زمان:
حجم:
5M
4_5821044007484000059(1).mp3
زمان:
حجم:
2.3M
یا خالقنا یا رب..💓
#خدایمهربانم
@leghae🌒
مرتضی ثابت کرده بود هنرمند می تونه خیلی خیلی پاک باشه؛ خیلی هم قدرتمند باشه
ثابت کرد که میشه خیلی مدرن بود
و خیلی متدین بود
خیلی به روز بود
حتی فرا روز بود
آینده گرا باشه آدم و خیلی متدین باشه
متدین به این معنی که خدا رو در خودش حس بکنه!
خیلی حاضر و عاشق باشه♥️
#نادر_طالب_زاده
@leghae🌒