eitaa logo
دندون عقل
56 دنبال‌کننده
33 عکس
4 ویدیو
0 فایل
« بسم الله الرحمن الرحیم » . شوهرعمه، قلم‌فرسا، نویسنده بالقوه‌ای که با دندونپزشکی امرار معاش میکنه...همین!
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید باورتون نشه، ولی توی سیستم نیمه‌جون ربع دولتی، ربع درمانی، ربع نظامی، ربع خیریه میشه درسای مهمی برای زندگی به دست آورد. اولیش حفاظت اطلاعاته؛ آخریش، «توجیه نکردن» اشتباهه! اینجوری که هرچی تو سعی کنی کولی‌بازی دربیاری و توجیه کنی، یه کولی‌تر از تو پیدا می‌شه که تهش تو رو سیبل اشتباهات کنه! نقطه ضعف کولیای توجیه‌گر کارکشته چیه؟ اینکه تو تقصیرتو گردن بگیری و بپذیری! اون‌جاست که دست از سر تو بردارن و بیفتن به جون هم که: «تقصیر تو هم بود!» و «اصلا تقصیر من نبود!» هروقت به این مرحله رسیدی، بدون وقتشه یا ترفیع بگیری، یا خدمتت تموم شه! تو استحقاقشو داری، مطمئن باش!
کتاب هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها رو تموم کردم و لذت بردم. بعد بیوگرافی نویسنده رو جویا شدم و فهمیدم نویسنده، بیشتر از رمان‌نویس کارگردان تئاتر و نوازنده سنتیه! و سال‌هاست مقیم آمریکائه و برام جالب شد، این تسلط عجیب روی فرم رمان و تکنیک سیال‌ذهن، [که مبسوطش بماند برای جلسات خوانش!] بعد نشستم نظرات کاربران «بهخوان» رو راجع به این کتاب خوندم و برگام ریخت! گفتم: «عَهههههه! چقدر پیچیده بود و ما نمی‌دونستیم!» و مجددا حظم بیشتر شد! بنابراین، شیوه درست خوندن یا بهتر بگم، نحوه «خوانش» یه کتاب می‌شه به ترتیب: «اولا؛ مواجهه بدون پیش‌داوری با کتاب، خواندن و به فکر فرو رفتن و چندی مؤانست، وانگهی پس از اتمام، داغاداغ نوشتن مرور و بعد، خواندن بیوگرافی و شرح حال نویسنده؛ غور در منویات، افاضات و گسیل تخیل در دنیای ذهنیِ و جهان زیسته نویسنده؛ سپس، باز کردن بهخوان و تأمل و تعمق در نظرات دیگران راجع به کتاب -من جمله منتقدین، مخاطبین خاص، عام، عادی و غیرعادی کتاب! و آخر کار، ویرایش مرور اولیه و عجولانه‌نوشته شده و تغییرش به یک مرور عمیق، چندلایه و !
«فروبستگی» یا «پِتال» بودن، یکی از سلاح‌های ابلیس است برای زمین‌زدن کسی که جهت گرفته، و آماده‌ است برای شتاب گرفتن...أعوذ بالله من الضعف، من الهم و الغم، من البطالی (معرب پتالی!)
البته، فروبسته فقط معده حاج‌آقا حسین‌آقای استاد رضایی...ما آدمیزادهای آخرهفته-خسته ادای معده ایشونو در میاریم و بس!
خوبی مد شدن شلوار لی پاره اینه که اگه احیانا زانوت گرفت به سپر یه آر‌دی لکنته زخم و زیلی و زانوت تا نزدیکای مچ،جر خورد اصلا خم به ابرو نیاری و با اعتماد به نفس بری توی بالاشهر، تو فست فودب بشینی و لنگ هم روی لنگ بندازی! البته مد شدن چندان دقیق نیست، ما از وقتی سنمون تک‌رقمی بود، «مد بودن» شلوارجین زخمی رو یادمونه.
اعتیاد به قهوه، تحمل زندگی رو راحت می‌کنه ولی از کیفیتش کم می‌کنه! خدایا مارو در اوج شکوفایی و تاب‌آوری بخواه، با مخدر، یا بی‌مخدر!
یک جمعه دیگر از تقویم خط خورد و تو نیامدی!
دندون عقل
یک جمعه دیگر از تقویم خط خورد و تو نیامدی! #بیست_و_یک
هفته آینده، هفته اندیشیدن به این موضوعه: «به ستوه آمدن از ستم، لزوما خواستار عدالت بودن نیست!»
خدا بیمار اطفال ونگ‌ونگو رو برای هیچ کلینیک نخواد! حتی کلینیکای تلاویو!
یعنی میشه؟ یعنی میشه؟ میشه بشه؟ میشه بشه؟
خوبی بیمار فهمیده اینه که تحمل پذیرش این که مجبوریم براش جراحی کنیم رو داره! یهویی میگی باید لثه‌تو بردارم تا روکشت درست بشینه...به راحتی متوجه می‌شه که ذره‌ای صلاحیت بالینی در تو باشه، توی جلسه تحویل روکش، به جای چسبوندن و خلاص شدن و از سر باز کردن، الکی خون و خونریزی راه نمی‌اندازی! حالا اینکه بهش بگی من تا حالا با دستگاه الکتروسرجری کار نکردم، ولی اصولشو بلدم دیگه ریسکه! هرآدم فهمیده‌ای، لزوما آدم نترسی هم نیست...😬...[ آروم باش هادی، این فقط یه جراحی لثه ساده‌اس! ]
ده روزه اسپرسو نخوردم دو روزه قهوه نخوردم آخرین مرتبه‌ای که شکر خوردم هم یادم نمیاد، احتمالا مربوط به سه روز پیشه از صبح که سرکارم، فقط افکار آنتی‌سوشال تو سرمه میخوام همه رو گاز بگیرم، هاپ‌هاپ!