خدا بیمار اطفال ونگونگو رو برای هیچ کلینیک نخواد! حتی کلینیکای تلاویو!
#بیست_و_دو
خوبی بیمار فهمیده اینه که تحمل پذیرش این که مجبوریم براش جراحی کنیم رو داره! یهویی میگی باید لثهتو بردارم تا روکشت درست بشینه...به راحتی متوجه میشه که ذرهای صلاحیت بالینی در تو باشه، توی جلسه تحویل روکش، به جای چسبوندن و خلاص شدن و از سر باز کردن، الکی خون و خونریزی راه نمیاندازی!
حالا اینکه بهش بگی من تا حالا با دستگاه الکتروسرجری کار نکردم، ولی اصولشو بلدم دیگه ریسکه! هرآدم فهمیدهای، لزوما آدم نترسی هم نیست...😬...[ آروم باش هادی، این فقط یه جراحی لثه سادهاس! ]
#بیست_و_سه
ده روزه اسپرسو نخوردم
دو روزه قهوه نخوردم
آخرین مرتبهای که شکر خوردم هم یادم نمیاد، احتمالا مربوط به سه روز پیشه
از صبح که سرکارم، فقط افکار آنتیسوشال تو سرمه
میخوام همه رو گاز بگیرم، هاپهاپ!
#بیست_و_سه
میخوام اسم اولین کتابم رو بذارم «سگها چه میگویند؟»
از صفحه اول تا آخرش باشه هاپهاپ
#بیست_و_سه
دندون عقل
ده روزه اسپرسو نخوردم دو روزه قهوه نخوردم آخرین مرتبهای که شکر خوردم هم یادم نمیاد، احتمالا مربوط ب
بعد از این پیام هم شکر خوردم، هم قهوه، هم کیک، هم هاتچاکلت، هم چقدر همه چی خوبه، هم چقدر همه چیز میزونه، چقدر بیمارستان باهنر قشنگه!🥴😂
#بیست_و_چهار
دور از جون شما و عزیزانتون
ولی اگر روزی به هر دلیلی، (کاش برای قضای حاجت!) پاتون به بیمارستان وا شد، چند دقیقهای بنشینید و وقت بذارید برای تماشای آدمها...آدمها توی ییمارستان، خیلی شبیه به همن...همه مستاصل، همه در تقلا...همه به اولین لبخند صمیمانه یا نگاه پرسشگر چنگ میزنن و آدرس رادیولوژی و آزمایشگاه و ترخیص و اتاق صد و چند و بخش حاد رو ازت میپرسن...
#بیست_و_چهار
هدایت شده از وحید یامین پور
هشدار که در عصر ما(با غلبه تلویزیون، اینستاگرام و یوتیوب و...) مردمان بیشتر از راه چشم میاندیشند، و اندیشیدن در سکوت یا از راه گوش، به عنوان نوعی توانایی متروک، در آستانهی مرگ است.
باید بیاموزیم و به نسل بعد بیاموزانیم که کمتر دیدن و بیشتر شنیدن نوعی رياضت(ورزش) برای حفظ قوای انسانی است.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اویی که در هنگامهٔ خشم و اوج فحاشی دانشجویان در سال ۱۴٠۱، دانشگاه به دانشگاه میگشت و فحش میشنید و گفتگو میکرد و هو میشد و لبخند میزد، سخنگوی دولت قبل بود. اویی که در زمانهٔ اعتصاب و اعتراض بازاریان، عبا بر دوش در بازارها قدم میزد و صدای کسبه را میشنید و امیدشان میداد، رئیسجمهور سابق بود. اویی که شهر به شهر و استان به استان و کوه به کوه میگشت و چهره در چهره با جامعه سخن میگفت و صدای اعتراضشان را میشنید و از شرایط کشور و برنامههای دولت میگفت، آن مردِ رفته بود. این که بین مردم نیست و خود را به نشنیدن صدای دردآلود مردم میزند شمایید. این که قدم از حیاط پاستور بیرون نمیگذارد و لبخندهای مشمئزکننده میزند و خبرهای بد دارد، سخنگوی شماست. این که میگوید «سفر استانی لازم نیست؛ استاندارها آنجا هستند» و از هو و تف شدن توسط پیرمردهای روستایی میترسد، شمایید. این که قدم به بازارها نمیگذارد و خوف از مواجهه با ملت دارد، حضرتتان هستید. قبل از آنکه شیطانصفتها در تجمعات آرام مردم بدمند و منحرفش کنند، شما پیشدستی کنید و به دل جماعت بزنید و بشنویدشان. اینها هنوز مردماند. ما خیر شما و این انقلاب را میخواهیم.