در وصف مظلومیتت همین بس
که مردم این شهر آنقدر که آرزوی دیدن قطره بارانی را دارند
فراموش کردن این شهرِ بی تورا
" نَغمهی مَثنَوی ''
در وصف مظلومیتت همین بس که مردم این شهر آنقدر که آرزوی دیدن قطره بارانی را دارند فراموش کردن این شه
آسمان امروز را دیدی که چه گرفته بود و ابری که بغض داشت ؟
این دل هم همین است اگر کمی دیگر نیایی این بغض دیگر بغض نمی ماند...
آن دم که بین بازار بیچاره می خریدند
ما از سیاه بختی بیچاره هم نبودیم ...
این جمعه ها که بهونه است . بهونه برای اینکه این هفته هارا بشمارم
ولی این ایوب هم کاسه ی صبری داره ، بالاخره لبریز میشه ...
سلام به تو ای حقیقتِ امید ...
تقدیم به وجود مقدس امام زمان
فاطمیه ی 1404
حرم مطهر امام رضا ، کنج گوهرشاد ...
____
ادبیات خوندن اینطوریه که یهو به خودت میای می بینی یک ساعته بجای اینکه درس بخونی داری ازش لذت میبری ...
___
بچه که بودم منفور ترین شخص تو این سریال برام باباپنجعلی بود ...
همیشه برام سوال بود چرا اصلا یه همچین نقشی باید توی سریال باشه ؟
نه درست حسابی حرف میزنه ، نه نقش مهمی داره ، و کلی دلیل دیگه که این نقش رو برام هر روز عجیب تر میکرد ...
گذشت
سال ها گذشت و
امروز که داشتم بازپخش این سریال رو نگاه میکردم ، یه لحظه تمام فکر و ذهنم جمع باباپنجعلی شد و از اولن لحظه ها بود که گفتم : ((عهههههه))
چقدر این باباپنجعلی باحاله ...
یه نفری که منزویه ،
و همش دنبال لیلاست
لیلایی که عاشقش بوده .
با زنگ در ، با باز شدن در و...
همش یاد لیلا میکنه ...
چقدر باحاله این آدم که هنوزم پیش لیلاست .
نمیزاره کسی کنارش بشینه چون اون جای لیلاست ...
باباپنجعلی هم مث من هر ده دیقه یبار یاد امام رضا میکنه ...
و با اون لحن مسخره ای که ملت ایران گندشو در اوردن میگه :(( بوریم مَشّد...))
چقدر باباپنجعلی خوبه ...
به قول امروزیا ، خودش یه سبک زندگیه ...
خوبه که آدم تو زندگیش همیشه یه لیلایی داشته باشه و دلش قرص امام رضا و حرمش باشه ...
یک نوشته یک دنیا معنی
کنج گوهرشاد روبروی گنبدمطهر
مخلص شما سِدسالم